ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۷۲ - جواب قصیدهٔ ادیبالممالک (در حادثه شکستن دست بهار)هم
شکست دستی کز خامه بینگار آورد خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
فصل انفجار خاک ...
فصل ِ کاشتن گذشت ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۵۴ - بزر کزاده اگر چند کودکش بینی
بزر کزاده اگر چند کودکش بینی سعدی : باب سوم در عشق و مستی و شور
حکایت پروانه و صدق محبت او
کسی گفت پروانه را کای حقیر نهج البلاغه : خطبه ها
سرزنش انسان هاى بخیل و خودخواه
و من كلام له عليهالسلام يوبخ البخلاء بالمال و النفس جامی : دفتر اول
بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب
ادبوا النفس ایها الاصحاب نهج البلاغه : حکمت ها
تقدیر خدا یا تدبیر انسان
وَ قَالَ عليهالسلام تَذِلُّ اَلْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يَكُونَ اَلْحَتْفُ فِي اَلتَّدْبِيرِ ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۰۱
دوست کهن را دوست نو گیر، چه دوست کهن چون می کهن است که هر چند کهنهتر، به خورش شهریاران بیشتر شایسته و سزاوار. مفاتیح الجنان : اعمال ماه شوال
خطبه روز عید فطر
خطبه روز عید فطر را امام جماعت، پس از بجا آوردن نماز عید می خواند و آن به صورتی که شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» از حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل کرده، چنین است: فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۸۵ - شب جدایی تو روز واپسین من است
شب جدایی تو روز واپسین من است ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلمان
دوش گفتم به دست غیب وکیل فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۳۰ - بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند
بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند فضولی : غزلیات
شماره ۲۴۸ - مه من از تو غم بی حساب دارد دل
مه من از تو غم بی حساب دارد دل فریدون مشیری : مروارید مهر
قطره، باران،دریا
از درخت شاخه در آفاق ابر، برگ های ترد باران ریخته! ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۳۲ - به مناسبت سقوط امپراتوری عثمانی
فغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۲۸ - آن را که در فراق صبوری میسرست
آن را که در فراق صبوری میسرست سعدی : مثنویات
شماره ۲۲ - اگر هوشمندی مکن جمع مال
اگر هوشمندی مکن جمع مال فضولی : غزلیات
شماره ۲۶۵ - جان را بلعل چون شکرت تا سپرده ام
جان را بلعل چون شکرت تا سپرده ام ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۲۳۲ - از طرف احترام السیاده قائم مقامی مدیر مدرسه بنات اسلامی برای طبع در رقعه دعوت بانوان به مدرسه انشا فرموده
چو اندر سایه سلطان عالم حجت یزدان نهج البلاغه : نامه ها
نامه ای ديگر به معاويه
و من كتاب له عليهالسلام إليه أيضا وَ كَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ إِذَا تَكَشَّفَتْ عَنْكَ جَلاَبِيبُ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ دُنْيَا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِينَتِهَا وَ خَدَعَتْ بِلَذَّتِهَا دَعَتْكَ فَأَجَبْتَهَا وَ قَادَتْكَ فَاتَّبَعْتَهَا وَ أَمَرَتْكَ فَأَطَعْتَهَا
شمارهٔ ۷۲ - جواب قصیدهٔ ادیبالممالک (در حادثه شکستن دست بهار)هم
شکست دستی کز خامه بینگار آورد خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
فصل انفجار خاک ...
فصل ِ کاشتن گذشت ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۵۴ - بزر کزاده اگر چند کودکش بینی
بزر کزاده اگر چند کودکش بینی سعدی : باب سوم در عشق و مستی و شور
حکایت پروانه و صدق محبت او
کسی گفت پروانه را کای حقیر نهج البلاغه : خطبه ها
سرزنش انسان هاى بخیل و خودخواه
و من كلام له عليهالسلام يوبخ البخلاء بالمال و النفس جامی : دفتر اول
بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب
ادبوا النفس ایها الاصحاب نهج البلاغه : حکمت ها
تقدیر خدا یا تدبیر انسان
وَ قَالَ عليهالسلام تَذِلُّ اَلْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يَكُونَ اَلْحَتْفُ فِي اَلتَّدْبِيرِ ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۰۱
دوست کهن را دوست نو گیر، چه دوست کهن چون می کهن است که هر چند کهنهتر، به خورش شهریاران بیشتر شایسته و سزاوار. مفاتیح الجنان : اعمال ماه شوال
خطبه روز عید فطر
خطبه روز عید فطر را امام جماعت، پس از بجا آوردن نماز عید می خواند و آن به صورتی که شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» از حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) نقل کرده، چنین است: فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۸۵ - شب جدایی تو روز واپسین من است
شب جدایی تو روز واپسین من است ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلمان
دوش گفتم به دست غیب وکیل فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۳۰ - بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند
بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند فضولی : غزلیات
شماره ۲۴۸ - مه من از تو غم بی حساب دارد دل
مه من از تو غم بی حساب دارد دل فریدون مشیری : مروارید مهر
قطره، باران،دریا
از درخت شاخه در آفاق ابر، برگ های ترد باران ریخته! ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۳۲ - به مناسبت سقوط امپراتوری عثمانی
فغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۲۸ - آن را که در فراق صبوری میسرست
آن را که در فراق صبوری میسرست سعدی : مثنویات
شماره ۲۲ - اگر هوشمندی مکن جمع مال
اگر هوشمندی مکن جمع مال فضولی : غزلیات
شماره ۲۶۵ - جان را بلعل چون شکرت تا سپرده ام
جان را بلعل چون شکرت تا سپرده ام ادیب الممالک : مقطعات
شمارهٔ ۲۳۲ - از طرف احترام السیاده قائم مقامی مدیر مدرسه بنات اسلامی برای طبع در رقعه دعوت بانوان به مدرسه انشا فرموده
چو اندر سایه سلطان عالم حجت یزدان نهج البلاغه : نامه ها
نامه ای ديگر به معاويه
و من كتاب له عليهالسلام إليه أيضا وَ كَيْفَ أَنْتَ صَانِعٌ إِذَا تَكَشَّفَتْ عَنْكَ جَلاَبِيبُ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ دُنْيَا قَدْ تَبَهَّجَتْ بِزِينَتِهَا وَ خَدَعَتْ بِلَذَّتِهَا دَعَتْكَ فَأَجَبْتَهَا وَ قَادَتْكَ فَاتَّبَعْتَهَا وَ أَمَرَتْكَ فَأَطَعْتَهَا