ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۵۶ - در عزل ناصرالدین میرزا و نصب کامران میرزا به ایالت خراسان
از چاه عموی شه اگر جست خراسان
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۸
بگو دل را که گرد غم نگردد
رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۷ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ» انّما سأله اهل مکّة من تلقین الیهود، مشرکان مکّه از تلقین جهودان پرسیدند از مصطفى (ص) که در گذشتگان و پیشینیان مردى طوّاف بود که بشرق و غرب رسید آن مرد کیست و قصّه وى چیست؟ ربّ العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد: «قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً»
عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شمارهٔ ۴۳
مهتاب به نور دامن شب بشکافت
حافظ : قطعات
قطعه شمارهٔ ۲۶
ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۵۴ - نی و بلوط
با نی گفتا بلوط شرمت باد
قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۰۴
گر باد صبا پای ز جا بردارد
بابافغانی : مفردات
شمارهٔ ۱
دارم بتی که شرح ندارد بهانه اش
فصیحی هروی : غزلیات
شمارهٔ ۲
گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۵۳ - انگشتری
تا لب جانان ز تنگی شکل انگشتر گرفت
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۱۱۴
بال و پر گر به اسیری نبود پروا نیست
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۲۹ - داستان پیر خشت‌زن
در طرف شام یکی پیر بود
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۵۳ - در مرثیه و تاریخ فوت ملک‌الشعرا صبوری
گفتم به‌ دل چرا طربت شد بدل به غم
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۵۲ - تاریخ تونل راه لرستان
به عهد پهلوی شاه جوانبخت
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۶۱
بیا ای زیرک و بر گول می‌خند
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۵۱ - دریغ و آه امین
دریغ و درد که در عین نیکخواهی و مهر
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شمارهٔ ۲۶
کردیم دل از جمله مسلّم امشب
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۵۰ - شکایت از بچه‌ها
فکر مرا سخت مشون کند
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۴۹ - مونس پدر
ای دختر خوب نازنین من
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۶۸ - فصل (نیت آمیخته از ثواب خالی نباشد)
بدان که چون نیت آمیخته شد، اگر ریا یا غرضی دیگر غالب تر بود از نیت عبادت، این سبب عقوبت بود، و اگر با وی برابر بود نه سبب عقوبت بود نه سبب ثواب و اگر ضعیف تر بود عمل از ثواب خالی نباشد و هرچند که اخبار اشارت بدان می کند که چون شرکت آید گویند برو مزد از آن کس طلب کن که برای وی کردی، ولکن ظاهر نزدیک ما آن است که بدین آن می خواهد که چون هردو قصد برابر بود مزد نبود، چون طلب کند گویند از آن کس طلب کن.