سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۹۴ - بتا پای این ره نداری چه پویی
بتا پای این ره نداری چه پویی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۵ - حال درد خود محب هرگز نگوید با طبیب
حال درد خود محب هرگز نگوید با طبیب نهج البلاغه : حکمت ها
پرده پوشی خداوند
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْحَذَرَ اَلْحَذَرَ فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۶۳ - هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند
هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۵ - برو، ای باد و پیش دیگران ده جلو بستان را
برو، ای باد و پیش دیگران ده جلو بستان را ترانه های کودکانه : بخش اول
چتر
یکی بود یکی نبود نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۲۰ - داستان بهرام با کنیزک خویش
شاه روزی شکار کرد پسند سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۴۱ - اسکندرِ رومی را پرسیدند: دیارِ مشرق و مغرب به چه گرفتی؟
اسکندرِ رومی را پرسیدند: «دیارِ مشرق و مغرب به چه گرفتی؟ که ملوک پیشین را خَزاین و عمر و مُلک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسّر نشده». گفتا: «به عَونِ خدای، عَزَّوَجَلَّ، هر مملکتی را که گرفتم رعیّتش نیآزردم و نامِ پادشاهان جز به نکویی نبردم». سعدی : مفردات
بیت ۴۷
کوتهنظران را نبود جز غم خویش سعدی : قصاید و قطعات عربی
یمدح نورالدین بن صیاد
مادام ینسرح الغزلان فی الوادی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۱۲ - مرا ز صحبت باران چه کار بگشاید
مرا ز صحبت باران چه کار بگشاید سعدی : غزلیات
غزل ۱۱ - آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
آن را که جای نیست همه شهر جای اوست نهج البلاغه : حکمت ها
اعتدال در بخشش و حسابگرى
وَ قَالَ عليهالسلام كُنْ سَمْحاً وَ لاَ تَكُنْ مُبَذِّراً وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لاَ تَكُنْ مُقَتِّراً ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت کسی که با پلنگ دوستی کرد و موشان را بیازرد
گرگ خوبی ز پردلان گروه نهج البلاغه : خطبه ها
توصیف خداوند متعال
و من خطبة له عليهالسلام و فيها يصف اللّه تعالى کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۹ - مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را
مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۶۱
زده مرد (را) استوار مدار، و آپریکان (آبرمند) مرد (را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده. جامی : سبحةالابرار
بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختن
ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲۶ - بر دار کردن حسنک، بخش اوّل
ذکر بر دار کردن امیر حسنک وزیر رحمة اللّه علیه سعدی : باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت ۳ - پارسایی را دیدم به محبّتِ شخصی گرفتار
پارسایی را دیدم به محبّتِ شخصی گرفتار، نه طاقتِ صبر و نه یارایِ گفتار. چندان که ملامت دیدی و غَرامت کشیدی، ترکِ تَصابی نگفتی و گفتی:
غزل ۳۹۴ - بتا پای این ره نداری چه پویی
بتا پای این ره نداری چه پویی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۵ - حال درد خود محب هرگز نگوید با طبیب
حال درد خود محب هرگز نگوید با طبیب نهج البلاغه : حکمت ها
پرده پوشی خداوند
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْحَذَرَ اَلْحَذَرَ فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۶۳ - هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند
هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۶۵ - برو، ای باد و پیش دیگران ده جلو بستان را
برو، ای باد و پیش دیگران ده جلو بستان را ترانه های کودکانه : بخش اول
چتر
یکی بود یکی نبود نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۲۰ - داستان بهرام با کنیزک خویش
شاه روزی شکار کرد پسند سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۴۱ - اسکندرِ رومی را پرسیدند: دیارِ مشرق و مغرب به چه گرفتی؟
اسکندرِ رومی را پرسیدند: «دیارِ مشرق و مغرب به چه گرفتی؟ که ملوک پیشین را خَزاین و عمر و مُلک و لشکر بیش از این بوده است ایشان را چنین فتحی میسّر نشده». گفتا: «به عَونِ خدای، عَزَّوَجَلَّ، هر مملکتی را که گرفتم رعیّتش نیآزردم و نامِ پادشاهان جز به نکویی نبردم». سعدی : مفردات
بیت ۴۷
کوتهنظران را نبود جز غم خویش سعدی : قصاید و قطعات عربی
یمدح نورالدین بن صیاد
مادام ینسرح الغزلان فی الوادی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۵۱۲ - مرا ز صحبت باران چه کار بگشاید
مرا ز صحبت باران چه کار بگشاید سعدی : غزلیات
غزل ۱۱ - آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
آن را که جای نیست همه شهر جای اوست نهج البلاغه : حکمت ها
اعتدال در بخشش و حسابگرى
وَ قَالَ عليهالسلام كُنْ سَمْحاً وَ لاَ تَكُنْ مُبَذِّراً وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لاَ تَكُنْ مُقَتِّراً ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت کسی که با پلنگ دوستی کرد و موشان را بیازرد
گرگ خوبی ز پردلان گروه نهج البلاغه : خطبه ها
توصیف خداوند متعال
و من خطبة له عليهالسلام و فيها يصف اللّه تعالى کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۹ - مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را
مکش بر هر دلی تیر و مکش باز از حسد ما را ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۶۱
زده مرد (را) استوار مدار، و آپریکان (آبرمند) مرد (را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده. جامی : سبحةالابرار
بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختن
ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲۶ - بر دار کردن حسنک، بخش اوّل
ذکر بر دار کردن امیر حسنک وزیر رحمة اللّه علیه سعدی : باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت ۳ - پارسایی را دیدم به محبّتِ شخصی گرفتار
پارسایی را دیدم به محبّتِ شخصی گرفتار، نه طاقتِ صبر و نه یارایِ گفتار. چندان که ملامت دیدی و غَرامت کشیدی، ترکِ تَصابی نگفتی و گفتی: