صابر همدانی : رباعیات
شماره ۴ - گر باد مخالفی وزید از چپ و راست
گر باد مخالفی وزید از چپ و راست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۳۲ - بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم
بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۹۱ - خلقان همه نیکاند جز این تن که گزیدیم
خلقان همه نیکاند جز این تن که گزیدیم رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۸۶ - شاه بد خشانی قُدِّسَ سِرُّه
نامش ملاشاه و عارفی است آگاه. بعد از مجالست بسیار با عرفا و فضلا طالب خدمت پیری کامل و شیخی واصل شد. به رهنمایی هادی سبیل سعادت و عنایت و قاید طریق رشد و هدایت در لاهور به خدمت میان شاه میرلاهوری از سلسلهٔ قادریه رسید. چهار ماه در کمال ادب و نهایت طلب بر آستانش معتکف بود و به وی التفاتی از گلزار توجهش نشنود. آخرالامر گفت ای بدخشانی خارهٔ خود را لعل ساختی و در کورهٔ امتحان گداختی. برخیز و غسلی کرده بیا تا صحبتی بداریم. وی غسلی کرده، باز آمد. اجازهٔ ذکر خفی گرفت و بدان متوجه شد، در اندک وقتی ترقی کلی در احوالش ظاهر شد. بعد از رحلت شیخ خویش، در کشمیر توقف کرد. در دامن کوه ماران در مقابل تخت سلیمان باغی و خانقاهی بنا نمود. بالاخره در زمان دولت شاه جهان علمای دهلی او را تکفیر نمودندو مطعون ساختند و لوای قتلش برافراختند. شاه جهان فتوی علما را گرفته به منزل وی رفته با او صحبت داشت. همت بر ارادتش گماشت. علما گفتند که او شاه را مسحور نموده است. به حکم شریعت خونش هدر و قاتلش را اجری جزیل و ثوابی جمیل است. هر که به حجرهٔ وی رفته، نظرش بر او افتاده اللّه گفته، روی بر خاک نهاده. غرض، پنجاه هزار بیت دیوان دارد. مثنویات بسیار و غزلیات بی شمار. ولیکن رعایت بحور و قرافی را چنانکه باید ننموده است. وفاتش در سنهٔ ۱۰۷۲. از اوست: جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۵۷ - طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند
طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۱۵ - نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۶ - زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت
زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱ - ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما
ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما میرزا حبیب خراسانی : مدایح
شمارهٔ ۶ - ترکیب بند
ای گلرخ دلفریب خود کام اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۸۴ - چند منعم ز کوی یار کنید
چند منعم ز کوی یار کنید ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۱۳ - داستان کوش با ایرانیان
فرستاد پیغام نزد قباد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۲۵ - دمی گر صورت شیرین سخن با کوهکن گفتی
دمی گر صورت شیرین سخن با کوهکن گفتی سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۷۵ - افسوس که بخت دل فروزیت نبود
افسوس که بخت دل فروزیت نبود طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۲۷ - ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل
ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۲۸ - عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد
عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۶۴ - عمارتی که نگردد خراب، همواری است
عمارتی که نگردد خراب، همواری است مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۶۴ - ز بامداد دلم میپرد به سودایی
ز بامداد دلم میپرد به سودایی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۶۸ - گر دلت آینه صورت مقصود بود
گر دلت آینه صورت مقصود بود عطار نیشابوری : بخش هفتم
الحكایة و التمثیل
رفت نوشروان درآن ویرانهٔ جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۶۴ - در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
شماره ۴ - گر باد مخالفی وزید از چپ و راست
گر باد مخالفی وزید از چپ و راست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۳۲ - بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم
بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۹۱ - خلقان همه نیکاند جز این تن که گزیدیم
خلقان همه نیکاند جز این تن که گزیدیم رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۸۶ - شاه بد خشانی قُدِّسَ سِرُّه
نامش ملاشاه و عارفی است آگاه. بعد از مجالست بسیار با عرفا و فضلا طالب خدمت پیری کامل و شیخی واصل شد. به رهنمایی هادی سبیل سعادت و عنایت و قاید طریق رشد و هدایت در لاهور به خدمت میان شاه میرلاهوری از سلسلهٔ قادریه رسید. چهار ماه در کمال ادب و نهایت طلب بر آستانش معتکف بود و به وی التفاتی از گلزار توجهش نشنود. آخرالامر گفت ای بدخشانی خارهٔ خود را لعل ساختی و در کورهٔ امتحان گداختی. برخیز و غسلی کرده بیا تا صحبتی بداریم. وی غسلی کرده، باز آمد. اجازهٔ ذکر خفی گرفت و بدان متوجه شد، در اندک وقتی ترقی کلی در احوالش ظاهر شد. بعد از رحلت شیخ خویش، در کشمیر توقف کرد. در دامن کوه ماران در مقابل تخت سلیمان باغی و خانقاهی بنا نمود. بالاخره در زمان دولت شاه جهان علمای دهلی او را تکفیر نمودندو مطعون ساختند و لوای قتلش برافراختند. شاه جهان فتوی علما را گرفته به منزل وی رفته با او صحبت داشت. همت بر ارادتش گماشت. علما گفتند که او شاه را مسحور نموده است. به حکم شریعت خونش هدر و قاتلش را اجری جزیل و ثوابی جمیل است. هر که به حجرهٔ وی رفته، نظرش بر او افتاده اللّه گفته، روی بر خاک نهاده. غرض، پنجاه هزار بیت دیوان دارد. مثنویات بسیار و غزلیات بی شمار. ولیکن رعایت بحور و قرافی را چنانکه باید ننموده است. وفاتش در سنهٔ ۱۰۷۲. از اوست: جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۵۷ - طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند
طعن ها زاهد به عشق پاک دامن می زند بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۱۵ - نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۶ - زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت
زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱ - ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما
ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما میرزا حبیب خراسانی : مدایح
شمارهٔ ۶ - ترکیب بند
ای گلرخ دلفریب خود کام اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۸۴ - چند منعم ز کوی یار کنید
چند منعم ز کوی یار کنید ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۱۳ - داستان کوش با ایرانیان
فرستاد پیغام نزد قباد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۲۵ - دمی گر صورت شیرین سخن با کوهکن گفتی
دمی گر صورت شیرین سخن با کوهکن گفتی سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۷۵ - افسوس که بخت دل فروزیت نبود
افسوس که بخت دل فروزیت نبود طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۲۷ - ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل
ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گل آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۲۸ - عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد
عشق تا در خم زلف تو گرفتارم کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۶۴ - عمارتی که نگردد خراب، همواری است
عمارتی که نگردد خراب، همواری است مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۶۴ - ز بامداد دلم میپرد به سودایی
ز بامداد دلم میپرد به سودایی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۶۶۸ - گر دلت آینه صورت مقصود بود
گر دلت آینه صورت مقصود بود عطار نیشابوری : بخش هفتم
الحكایة و التمثیل
رفت نوشروان درآن ویرانهٔ جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۶۴ - در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین