امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۶۵ - چشم فتانت که دی بر رو نخفت
چشم فتانت که دی بر رو نخفت عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۲۴ - نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم نهج البلاغه : حکمت ها
ابزار رياست
وَ قَالَ عليهالسلام آلَةُ اَلرِّيَاسَةِ سَعَةُ اَلصَّدْرِ سعدی : مثنویات
شماره ۱۹ - سخن زید نشنوی بر عمرو
سخن زید نشنوی بر عمرو امام خمینی : غزلیات
محرم راز
در غم هجر رخ ماه تو، در سوز و گدازیم اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۰۸ - القضا و القدر
بنیاد وجود سخت سست افتاده است سعدی : رباعیات
رباعی ۹ - شبها گذرد که دیده نتوانم بست
شبها گذرد که دیده نتوانم بست ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۲۴ - داستان خرس و بوزنه و درخت انجیر
کنیزک گفت: در روزگار ماضی و عهود گذشته، بوزنه ای از دنیا اعراض کرد و از اصحاب و یاران تخلف گزید و تجنب اختیار کرد و وطن مالوف و مسکن معهود بگذاشت و دل از اهل و فرزندان برداشت و گفت: طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۲۱ - ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست
ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۶۳ - بیرون آمدن یوسف علیه السلام از زندان و گرامی داشتن پادشاه مر وی را و وفات کردن عزیز مصر و مبتلا شدن زلیخا به تنهایی و جدایی
درین دیر کهن رسمیست دیرین کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۵ - ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت
ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۱۵ - القضا و القدر
از قرب بعید شوق باید بودن مجد همگر : قطعات
شماره ۷۴ - ای به تاثیر عدل معتدلت
ای به تاثیر عدل معتدلت هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
اما السّیاریّة
تولا سیّاریان به ابی العبّاس سیاری کنند، رضی اللّه عنه و وی امام مرو بود اندر همه علوم، و صاحب ابوبکر واسطی بود و امروز اندر نسا و مرو از اصحاب وی طبقهای بسیارند و هیچ مذهب اندر تصوّف بر حال خود نمانده است الا مذهب وی؛ که به هیچ وقت مرو یا نسا از مقتدایی خالی نبوده است که اصحاب وی را بر اقامت مذهب وی رعایت میکرده است تا الی یومنا هذا. فضولی : غزلیات
شماره ۱۵۷ - بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید
بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۶۷ - افتاد دل و جانم در فتنهٔ طراری
افتاد دل و جانم در فتنهٔ طراری فضولی : غزلیات
شماره ۵۳ - غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب
غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۲۹ - داستان پیر خشتزن
در طرف شام یکی پیر بود مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۰۷ - ای بس که از آواز دش واماندهام زین راه من
ای بس که از آواز دش واماندهام زین راه من فریدون مشیری : با پنج سخن سرا
همراه آفتاب
همراه آفتاب جوانی٬
شماره ۲۶۵ - چشم فتانت که دی بر رو نخفت
چشم فتانت که دی بر رو نخفت عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۲۴ - نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم نهج البلاغه : حکمت ها
ابزار رياست
وَ قَالَ عليهالسلام آلَةُ اَلرِّيَاسَةِ سَعَةُ اَلصَّدْرِ سعدی : مثنویات
شماره ۱۹ - سخن زید نشنوی بر عمرو
سخن زید نشنوی بر عمرو امام خمینی : غزلیات
محرم راز
در غم هجر رخ ماه تو، در سوز و گدازیم اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۰۸ - القضا و القدر
بنیاد وجود سخت سست افتاده است سعدی : رباعیات
رباعی ۹ - شبها گذرد که دیده نتوانم بست
شبها گذرد که دیده نتوانم بست ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۲۴ - داستان خرس و بوزنه و درخت انجیر
کنیزک گفت: در روزگار ماضی و عهود گذشته، بوزنه ای از دنیا اعراض کرد و از اصحاب و یاران تخلف گزید و تجنب اختیار کرد و وطن مالوف و مسکن معهود بگذاشت و دل از اهل و فرزندان برداشت و گفت: طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۳۲۱ - ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست
ما را لب چشیدن صهبای وصل نیست جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۶۳ - بیرون آمدن یوسف علیه السلام از زندان و گرامی داشتن پادشاه مر وی را و وفات کردن عزیز مصر و مبتلا شدن زلیخا به تنهایی و جدایی
درین دیر کهن رسمیست دیرین کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۵ - ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت
ای ز صد گلبرگ نازکتر تنت اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۱۵ - القضا و القدر
از قرب بعید شوق باید بودن مجد همگر : قطعات
شماره ۷۴ - ای به تاثیر عدل معتدلت
ای به تاثیر عدل معتدلت هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
اما السّیاریّة
تولا سیّاریان به ابی العبّاس سیاری کنند، رضی اللّه عنه و وی امام مرو بود اندر همه علوم، و صاحب ابوبکر واسطی بود و امروز اندر نسا و مرو از اصحاب وی طبقهای بسیارند و هیچ مذهب اندر تصوّف بر حال خود نمانده است الا مذهب وی؛ که به هیچ وقت مرو یا نسا از مقتدایی خالی نبوده است که اصحاب وی را بر اقامت مذهب وی رعایت میکرده است تا الی یومنا هذا. فضولی : غزلیات
شماره ۱۵۷ - بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید
بر آسمانم آه ز ظلم بتان رسید مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۶۷ - افتاد دل و جانم در فتنهٔ طراری
افتاد دل و جانم در فتنهٔ طراری فضولی : غزلیات
شماره ۵۳ - غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب
غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۲۹ - داستان پیر خشتزن
در طرف شام یکی پیر بود مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۰۷ - ای بس که از آواز دش واماندهام زین راه من
ای بس که از آواز دش واماندهام زین راه من فریدون مشیری : با پنج سخن سرا
همراه آفتاب
همراه آفتاب جوانی٬