سنایی غزنوی : الباب الاوّل: در توحید باری تعالی
فیالصّلوة والرغبة
بارگی را بساز آلت و زین اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۱۷ - هر که در معنی است حرفی بیش
هر که در معنی است حرفی بیش فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۷۳ - تا حلقهٔ زنجیر دل آن زلف دراز است
تا حلقهٔ زنجیر دل آن زلف دراز است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴ - گه از می تلخ می کن آن دو لعل شکرافشان را
گه از می تلخ می کن آن دو لعل شکرافشان را ملکالشعرای بهار : ترجیعات
وقت کا رست
ای دل ز جفای دیده یاد آر سعدی : مفردات
بیت ۶۹
مردی نه به قوتست و شمشیرزنی فضولی : غزلیات
شماره ۲۲۸ - برندان از جهنم می دهد دایم خبر واعظ
برندان از جهنم می دهد دایم خبر واعظ مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۲۰ - اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی؟ چو من هستم
اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی؟ چو من هستم اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۷۳ - ای خدمت تو سعادت و پیروزی
ای خدمت تو سعادت و پیروزی ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
ملاقات دوم با آیرم
پس چندی امیر دولت بار نهج البلاغه : نامه ها
نامه به يكى از فرماندارانش در مورد خیانت در حکومت
و من كتاب له عليهالسلام إلى بعض عماله أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي كُنْتُ أَشْرَكْتُكَ فِي أَمَانَتِي وَ جَعَلْتُكَ شِعَارِي وَ بِطَانَتِي وَ لَمْ يَكُنْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِي أَوْثَقَ مِنْكَ فِي نَفْسِي لِمُوَاسَاتِي وَ مُوَازَرَتِي وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَيَّ ملکالشعرای بهار : ترجیعات
وارث طهمورث و جم
خیزکز مشرق عیان گردید شب نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش مال اندوزی
وَ قَالَ عليهالسلام يَا اِبْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِكَ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - موج است و حباب هر دو آب است
موج است و حباب هر دو آب است ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - یا مرگ یا تجدد
هرکو در اضطراب وطن نیست حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۰ - یاد باد آن شب که خوش کردم شبت
یاد باد آن شب که خوش کردم شبت سعدی : قطعات
شماره ۲۶ - گر سفیهی زبان دراز کند
گر سفیهی زبان دراز کند یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۴۷ - به یکی از بزرگان نوشته
امیدگاها در گوشه نامه سید نامی از این بی نشان بر زبان خامه گوهرفشان رفته بود، مصرع: ماکه باشیم که اندیشه ما نیز کنند. باز خانه سرکار آباد که به پاس آشنائی بیست ساله و آمیزش نیم روز، از خاکساران یاد می فرمایند و به نگارش گزاری از او بیدارند. نهج البلاغه : حکمت ها
تفاوت مردم در ارتباط با دنیا
وَ قَالَ عليهالسلام اَلدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لاَ دَارُ مَقَرٍّ فضولی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - هر دم از شوق لب لعلت دلم خون می شود
هر دم از شوق لب لعلت دلم خون می شود
فیالصّلوة والرغبة
بارگی را بساز آلت و زین اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۱۷ - هر که در معنی است حرفی بیش
هر که در معنی است حرفی بیش فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۷۳ - تا حلقهٔ زنجیر دل آن زلف دراز است
تا حلقهٔ زنجیر دل آن زلف دراز است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴ - گه از می تلخ می کن آن دو لعل شکرافشان را
گه از می تلخ می کن آن دو لعل شکرافشان را ملکالشعرای بهار : ترجیعات
وقت کا رست
ای دل ز جفای دیده یاد آر سعدی : مفردات
بیت ۶۹
مردی نه به قوتست و شمشیرزنی فضولی : غزلیات
شماره ۲۲۸ - برندان از جهنم می دهد دایم خبر واعظ
برندان از جهنم می دهد دایم خبر واعظ مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۲۰ - اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی؟ چو من هستم
اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی؟ چو من هستم اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۷۳ - ای خدمت تو سعادت و پیروزی
ای خدمت تو سعادت و پیروزی ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
ملاقات دوم با آیرم
پس چندی امیر دولت بار نهج البلاغه : نامه ها
نامه به يكى از فرماندارانش در مورد خیانت در حکومت
و من كتاب له عليهالسلام إلى بعض عماله أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي كُنْتُ أَشْرَكْتُكَ فِي أَمَانَتِي وَ جَعَلْتُكَ شِعَارِي وَ بِطَانَتِي وَ لَمْ يَكُنْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِي أَوْثَقَ مِنْكَ فِي نَفْسِي لِمُوَاسَاتِي وَ مُوَازَرَتِي وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ إِلَيَّ ملکالشعرای بهار : ترجیعات
وارث طهمورث و جم
خیزکز مشرق عیان گردید شب نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش مال اندوزی
وَ قَالَ عليهالسلام يَا اِبْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِكَ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - موج است و حباب هر دو آب است
موج است و حباب هر دو آب است ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۵۰ - یا مرگ یا تجدد
هرکو در اضطراب وطن نیست حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۰۰ - یاد باد آن شب که خوش کردم شبت
یاد باد آن شب که خوش کردم شبت سعدی : قطعات
شماره ۲۶ - گر سفیهی زبان دراز کند
گر سفیهی زبان دراز کند یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۴۷ - به یکی از بزرگان نوشته
امیدگاها در گوشه نامه سید نامی از این بی نشان بر زبان خامه گوهرفشان رفته بود، مصرع: ماکه باشیم که اندیشه ما نیز کنند. باز خانه سرکار آباد که به پاس آشنائی بیست ساله و آمیزش نیم روز، از خاکساران یاد می فرمایند و به نگارش گزاری از او بیدارند. نهج البلاغه : حکمت ها
تفاوت مردم در ارتباط با دنیا
وَ قَالَ عليهالسلام اَلدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لاَ دَارُ مَقَرٍّ فضولی : غزلیات
شماره ۱۵۱ - هر دم از شوق لب لعلت دلم خون می شود
هر دم از شوق لب لعلت دلم خون می شود