رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۴ - النوبة الاولى
وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ نبشتیم موسى را در تختهها مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْعِظَةً از همه چیزى پندى وَ تَفْصِیلًا لِکُلِّ شَیْءٍ و تفصیل دادن هر چیز از حلال و حرام فَخُذْها بِقُوَّةٍ گیر آن را بزور وَ أْمُرْ قَوْمَکَ و فرماى قوم خویش را یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها تا بگیرند بنیکوتر فرمان که در آناند سَأُرِیکُمْ دارَ الْفاسِقِینَ (۱۴۵) آرى نمایم شما را فردا سراى و منزل ایشان که از فرمان و طاعت بیرون شدند. صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۴۵ - آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست
آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۲۴ - در مدح حضرت مولیالموالی علی علیهالسلام
دیده من غیر دیدار علی جوید نجوید فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۲۷ - بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد
بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۳۳ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی الآیة... مفسّران گفتند چون آیت آمد که وَ قا
قوله تعالى: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی الآیة... مفسّران گفتند چون آیت آمد که وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ یاران گفتند یا رسول اللَّه اکنون که ما را بدعا فرمودند کى خوانیم و چون خوانیم؟ بروز خوانیم یا بشب؟ بآواز بلند خوانیم یا نرم خوانیم؟ نزدیک است تا براز خوانیم؟ یا دور است تا بآواز خوانیم؟ نسیمی : غزلیات
شماره ۱۹۹ - چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۷۴ - دو چشمت میل هشیاری ندارد
دو چشمت میل هشیاری ندارد سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۰۸ - تا ز پیش چشم من ای دشتپیما رفتهای
تا ز پیش چشم من ای دشتپیما رفتهای وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۶۶ - برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهام
برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهام سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۲۶ - بی تو در چشمم نگه در شیشه چون سیماب بود
بی تو در چشمم نگه در شیشه چون سیماب بود مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعای اسم اعظم
سید بزرگوار سید علی خان شیرازی (رضوان الله علیه) در کتاب «کلِم طیب» روایت کرده که: اسم اعظم خدای تعالی اسمی است که شروع آن «الله» و پایانش «هو» می باشد و در حروف اسم اعظم بی نقطه است و خواندنش تغییر نمی یابد چه آن حروف زیر و زبر داشته باشند یا نداشته باشند و این اسم در قرآن مجید در «پنج آیه» از پنج سوره قرار دارد، و آن سوره های: «بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن» است. سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۸ - ای بیلب تو خشک دهانِ پیالهها
ای بیلب تو خشک دهانِ پیالهها فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۸ - آن ناز و آن کرشمه و آن چشم و آن نگاه
آن ناز و آن کرشمه و آن چشم و آن نگاه فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۸ - صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۲ - گر گدائی رابطی می با بتی شاهد فراهم
گر گدائی رابطی می با بتی شاهد فراهم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۲ - هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من
هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۱ - ندارد بحر و کان سرمایه دست و دل ما را
ندارد بحر و کان سرمایه دست و دل ما را مولوی : دفتر پنجم
بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیهالسلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود
مُصْطَفی صُبح آمد و دَر را گُشاد امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۳۲ - آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش
آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۳۰ - در مدح تاج الدین محمودبن عبدالکریم
تاج دین محمودبن عبدالکریم است آنکه هست
۱۴ - النوبة الاولى
وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ نبشتیم موسى را در تختهها مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْعِظَةً از همه چیزى پندى وَ تَفْصِیلًا لِکُلِّ شَیْءٍ و تفصیل دادن هر چیز از حلال و حرام فَخُذْها بِقُوَّةٍ گیر آن را بزور وَ أْمُرْ قَوْمَکَ و فرماى قوم خویش را یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها تا بگیرند بنیکوتر فرمان که در آناند سَأُرِیکُمْ دارَ الْفاسِقِینَ (۱۴۵) آرى نمایم شما را فردا سراى و منزل ایشان که از فرمان و طاعت بیرون شدند. صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۴۵ - آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست
آنکه بهر جا عیان طلعت نیکوی اوست صغیر اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۲۴ - در مدح حضرت مولیالموالی علی علیهالسلام
دیده من غیر دیدار علی جوید نجوید فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۲۷ - بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد
بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شد رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۳۳ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی الآیة... مفسّران گفتند چون آیت آمد که وَ قا
قوله تعالى: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی الآیة... مفسّران گفتند چون آیت آمد که وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ یاران گفتند یا رسول اللَّه اکنون که ما را بدعا فرمودند کى خوانیم و چون خوانیم؟ بروز خوانیم یا بشب؟ بآواز بلند خوانیم یا نرم خوانیم؟ نزدیک است تا براز خوانیم؟ یا دور است تا بآواز خوانیم؟ نسیمی : غزلیات
شماره ۱۹۹ - چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۷۴ - دو چشمت میل هشیاری ندارد
دو چشمت میل هشیاری ندارد سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۰۸ - تا ز پیش چشم من ای دشتپیما رفتهای
تا ز پیش چشم من ای دشتپیما رفتهای وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۶۶ - برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهام
برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهام سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۲۶ - بی تو در چشمم نگه در شیشه چون سیماب بود
بی تو در چشمم نگه در شیشه چون سیماب بود مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعای اسم اعظم
سید بزرگوار سید علی خان شیرازی (رضوان الله علیه) در کتاب «کلِم طیب» روایت کرده که: اسم اعظم خدای تعالی اسمی است که شروع آن «الله» و پایانش «هو» می باشد و در حروف اسم اعظم بی نقطه است و خواندنش تغییر نمی یابد چه آن حروف زیر و زبر داشته باشند یا نداشته باشند و این اسم در قرآن مجید در «پنج آیه» از پنج سوره قرار دارد، و آن سوره های: «بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن» است. سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۸ - ای بیلب تو خشک دهانِ پیالهها
ای بیلب تو خشک دهانِ پیالهها فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶۸ - آن ناز و آن کرشمه و آن چشم و آن نگاه
آن ناز و آن کرشمه و آن چشم و آن نگاه فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۵۸ - صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند
صبح خیزان چو به کف جام مصّفا گیرند یغمای جندقی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۲ - گر گدائی رابطی می با بتی شاهد فراهم
گر گدائی رابطی می با بتی شاهد فراهم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۵۲ - هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من
هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۱ - ندارد بحر و کان سرمایه دست و دل ما را
ندارد بحر و کان سرمایه دست و دل ما را مولوی : دفتر پنجم
بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیهالسلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود
مُصْطَفی صُبح آمد و دَر را گُشاد امیرعلیشیر نوایی : رباعیات
شماره ۳۲ - آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش
آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۳۰ - در مدح تاج الدین محمودبن عبدالکریم
تاج دین محمودبن عبدالکریم است آنکه هست