ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۷۸ - تغزل
جوشن پوشی ز مشک بر مه روشن
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۰۳ - عمریست که با او دل مسکین نگران است
عمریست که با او دل مسکین نگران است
وحدت کرمانشاهی : دوبیتی‌ها
دوبیتی شماره ۱
به صدق گفته‌ام هر دل گواه است
عبدالقهّار عاصی : رباعیات
رباعی ۳۵ - مرگ آمد و معنی زمان دیگر شد
مرگ آمد و معنی زمان دیگر شد
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۶۹ - مناجات در اظهار شوق و حیرت و طلب ترقی به مقام غیرت
ای سراسیمه شوق تو فلک
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۸ - انتقال به مدح گوهر کان فتوت و مشید ارکان اخوت والی ملک جاه و جمال یوسف مصر فضل و افضال اعز الله تعالی انصاره و ضاعف اقتداره
نیکخواهی خاصه کو را یاور است
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۹ - عشق پیدا می کند تنها مرا
عشق پیدا می کند تنها مرا
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۸۷ - بدبینی
نگرجزخوب صد درصد نبینی
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۲۰ - دیر آمده‌یی، مرو شتابان
دیر آمده‌یی، مرو شتابان
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۱۷ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ مفسّران گفتند: بر اینجا بهشت است و انفاق بیرون کردن زکاة از مال. میگوید: تا زکاة از مال بیرون نکنید، و بدرویشان ندهید، ببهشت نرسید. این قول خطاب با توانگران است على الخصوص، و گفته‏اند که: این خطاب با عامّه مؤمنانست، توانگران و درویشان هر کسى بر اندازه و توان خویش باین انفاق مخاطب است، و آن از ایشان پسندیده.
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۵۲ - مقالت هفدهم در پرستش و تجرید
ای ز خدا غافل و از خویشتن
نهج البلاغه : حکمت ها
راه درمان روان
وَ قَالَ عليه‌السلام إِنَّ هَذِهِ اَلْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ اَلْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ اَلْحِكَمِ
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۱۹ - ثمره خلوت دوم
عمر بر آن فرش ازل بافته
مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۷۵ - بیاموز از پیمبر کیمیایی
بیاموز از پیمبر کیمیایی
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۸ - البسط
بود بسط آن ورود ناگهانی
ترانه های کودکانه : بخش اول
پسر قشنگم
ای پسر قشنگ و مهربونم
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۶ - آفتابی رو نموده مه نقاب
آفتابی رو نموده مه نقاب
یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۷۵ - سردار تو گرگ شیری از گربه مخور
سردار تو گرگ شیری از گربه مخور
رشیدالدین میبدی : ۲۴- سورة النّور- مدنیّة
۴ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اى ذو نور السّماوات و الارض، فحذف المضاف کما یقال رجل عدل، اى ذو عدل. قال ابن عباس: معناه اللَّه هادى السّماوات و الارض، یعنى من فى السّماوات و الارض فهم بنوره الى الحق یهتدون، و بهداه من حیرة الضلالة ینجون. میگوید راهنماى بندگان در زمین و در آسمان خداست، مؤمنان بنور او فرا راه صواب مى‏بینند، و براهنمونى او بر جاده سنّت میروند و حق مى‏پذیرند و از حیرت ضلالت باز میرهند، و فى بعض کتب اللَّه، نورى هداى و لا اله الا اللَّه کلمتى و انا هو، حسن گفت: نور درین موضع مصدر است بجاى فعل افتاده، اى نور السّماوات و الارض، و همچنین در شواذ خوانده‏اند و معنى آنست که آسمان روشن کرد بآفتاب و ماه و ستارگان و زمین بعلماء و انبیاء و مؤمنان، مجاهد گفت: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» اى مدبّر امورها بحکمة بالغة و بحجّة نیرة و قیل معناه الانوار کلّها منه کما یقال فلان رحمة اى منه الرحمة، قال عبد اللَّه بن مسعود: انّ ربّک لیس عنده نهار و لا لیل، نور السّماوات و الارض من نور وجهه. و صحّ‏ عن رسول اللَّه (ص) فى روایة عبد اللَّه بن مسعود انّه کان یفتح صلوته باللّیل فیقول اللّهم لک الحمد انت نور السّماوات و الارض و من فیهن، و لک الحمد انت ضیاء السّماوات و الارض و من فیهن.
نهج البلاغه : خطبه ها
نكوهش خيانت حكمين
و من كلام له عليه‌السلام في معنى الحكمين