صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۹۴ - به خلوت هر که رخت از حلقه جمعیت اندازد
به خلوت هر که رخت از حلقه جمعیت اندازد
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۴ - توشه عام و بنده بنده خاص
توشه عام و بنده بنده خاص
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۲۲۴ - عبدالرزق
ولیی عبد رزاقش بود نام
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۹۸ - شکوه عقل را بسیاری گفتار کم سازد
شکوه عقل را بسیاری گفتار کم سازد
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۸۵ - کافور تو با کوس شد و مشک همه ناک
کافور تو با کوس شد و مشک همه ناک
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۹۶ - شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازد
شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۲۷ - آگهی تا کی ‌کند روشن چراغ خویشتن
آگهی تا کی ‌کند روشن چراغ خویشتن
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۹۳ - خطاب به محمدرضا خان
برادر عزیز: کاغذهای شما در دارالخلافه رسید و آنچه منتهای آرزوی دل ها بود از فضل خدا و مرحمت شاهنشاه روحل العالمین فداه بعمل آمد؛ طوری که همه عالم حیرت کردند. تا امروز هیچ پادشاه باین آشکاری و شکوه و شوکت هیچ ولیعهد تعیین نکرده بود. چادر مروارید مکلل را بر سر تپه اسلام زدند و مجموعه های طلا و نقره حلویات در وسط چادر و کاسه نبات و قند روسی بر روی باهوها و خوانچه های نبات و قند، در خارج پوش از چهار طرف سه قطار چیدند و شاهی اشرفی نثار و عود و عنبر و بهار و گلاب و شربت و ساز و نواز و عیش و عشرت و سقاخانهای مملو از نقل و شبت، اعلی وادنی زن و مرد، صغیر و کبیر، عارف و عامی، غریب وبومی از دروازه دولت تاتپه سلام وهم‌چنین از دروازه شمران تا آنجا بهم پیوسته زره و زنجیر ایستاده بودند. خروار قند و شش خروار شکر چینی صرف شربت تماشاچی شد و البته صد یک خلق از میوه های تازه باغات بشربت های سقاخانه عام میل نکردند و نواب صاحبقران میرزا که مباشر سپاه نظام دارالخلافه است، حامل خلعت همایون بود یک دست تمام از ملبوس مخصوص همایون و جبه مروارید و یک زوج بازوبند خاصه شاهنشاهی را باز زنار جواهر شاه شهید مرحوم و شمشیر مرصع مشهور بجهان گشای محمدحسن خان و خنجر مکلل فتحعلی خان جد، اعلی را آورد، نعم ماقبل:
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۵۰ - دنیا، که بجلوه میکند مفتونت
دنیا، که بجلوه میکند مفتونت
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۸۲ - برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو
برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۱۸ - با یاد نرگست، چو می ناب می زدم
با یاد نرگست، چو می ناب می زدم
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۱۵۸ - شرک را قلب کن که شکر آن است
شرک را قلب کن که شکر آن است
جلال عضد : رباعیّات
شماره ۱۳ - معبود همیشه در سفر یارت باد
معبود همیشه در سفر یارت باد
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
شماره ۲۵ - آدم که همی زد دم بی درمانی
آدم که همی زد دم بی درمانی
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۳ - آداب طعام خوردن
بدان که در خوردن سنتهاست، بعضی پیش از خوردن و بعضی پس از خوردن و بعضی در میان خوردن.
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۰۱ - امشب که چشم من به ته پای او بخفت
امشب که چشم من به ته پای او بخفت
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۶۹ - باب دوم
بدان که در سماع سه مقام است: اول فهم، آنگاه وجد، آنگاه حرکت. و در هر یکی سخن است:
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۸۳ - کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید
کی از لعل تو جان من بیک دیدن بیاساید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۰۱ - ندارد اختیار در گشودن باغبان تو
ندارد اختیار در گشودن باغبان تو
منوچهری دامغانی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۲۶ - در مدح سلطان مسعود غزنوی
صنما بی تو دلم هیچ شکیبا نشود