فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۶۳ - هر جا که به طنازی، آن سرو روان آید
هر جا که به طنازی، آن سرو روان آید محمد کوسج : برزونامه (بخش کهن)
بخش ۱۹ - گفتار در گرفتار شدن طوس به دست سوسن رامشگر
چو طوس آمد از نزد گردان به در مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۶۰ - زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این
زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این نهج البلاغه : خطبه ها
وصف توحید
و من خطبة له عليهالسلام و تشتمل على قدم الخالق و عظم مخلوقاته و يختمها بالوعظ غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴ - شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را
شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۸ - رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندر
رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندرستی کلید درهای امید گشت، جان به مژده در آستین و پیشانی به ستایش و سپاس یزدانی به آستان نهادم. پرسش و روزگار دوران نزدیک و بریدگان پیوسته فرموده ای، پیداست روز آنکه جدا ماند و با رنج شکیب سوز تنهائی آشنا چگونه و چون خواهد بود؟ آن مایه هست و بود که دریافت دیدار جان افزای یار از بار خدا جوئیم هست، و پس آسیب گسستگی که با غوغای رستاخیزش پیوستگی هاست تیماری نیست. ندانم این شب دیر انجام را کی بامداد خواهد رست و این بست گران نشست را که با مرگ ناگهانی دامن به دامن بسته از کجا گشاد خواهد زاد. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۴۴ - باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم
باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۵۷ - ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند
ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۵۳
دل آتشکدهایست پر آتش شوق و حیوانی که از آتش خیزد چون آنست چنانکه حیوة آن جانور بآتش است بقاء عشق بآتش شوق است و ازین حال آن کس خبر دارد که در آتش عشق مقر دارد اما آتش شوق بوالعجب آتشی است عشق را پرورش میدهد و آنچه عشق عاشق را بکلی نیست نمیکند سبب همانست که آتش شوق که محل عشق است سازنده است نه سوزنده چون آتش طور انَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً. درخت سبزو تر و آتش در غایت احراق و اشراق، عجب اگر احراق وصف لازمۀ او بود چرا نمیسوخت عقل از این رمز سرگردان است و نفس حیران حکیم هند گوید دوست در صورت آثار خود ظاهر کند همانا در صورت آتش آثار انوار عشق ظاهر شد که سوزنده نبود روا بود که میسوزد اما برای شفای عاشق بتجدد امثال بقا مییابد: سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۷۹ - هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد
هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد، به پرسیدن آن تعجیل مکن که هیبت سلطنت را زیان دارد. فردوسی : پادشاهی یزدگرد
بخش ۸ - یکی نامه بنوشت دیگر بطوس
یکی نامه بنوشت دیگر بطوس عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۱ - آن ماه که از کنار شد بیرونم
آن ماه که از کنار شد بیرونم فضولی : غزلیات
شماره ۶۴ - صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
صیقل آیینه دلها نم چشم ترست اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۶۳ - در این مکتب کتاب عقل را دیوانه می خواند
در این مکتب کتاب عقل را دیوانه می خواند مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر
بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر ترکی شیرازی : فصل دوم - مدیحهسراییها
شمارهٔ ۳ - شیر کردگار
ای سبب خلق و آفرینش عالم قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۹ - ای دل بیهده گفتار ادب باش ادب
ای دل بیهده گفتار ادب باش ادب ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۴۵ - دین و وطن
زمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۵۵ - چو مرغم تا قفس بنیاد کردند
چو مرغم تا قفس بنیاد کردند صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۳ - هر کس که رهی گزید رهبر نشود
هر کس که رهی گزید رهبر نشود
غزل ۲۶۳ - هر جا که به طنازی، آن سرو روان آید
هر جا که به طنازی، آن سرو روان آید محمد کوسج : برزونامه (بخش کهن)
بخش ۱۹ - گفتار در گرفتار شدن طوس به دست سوسن رامشگر
چو طوس آمد از نزد گردان به در مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۶۰ - زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این
زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این نهج البلاغه : خطبه ها
وصف توحید
و من خطبة له عليهالسلام و تشتمل على قدم الخالق و عظم مخلوقاته و يختمها بالوعظ غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴ - شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را
شکست رنگ تا رسوا نسازد بی قراران را یغمای جندقی : بخش دوم
شماره ۸ - رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندر
رسید همایون نامه سرکاری بزم دوستان را مشک به خرمن و گوهر به دامن ریخت. نوید تندرستی کلید درهای امید گشت، جان به مژده در آستین و پیشانی به ستایش و سپاس یزدانی به آستان نهادم. پرسش و روزگار دوران نزدیک و بریدگان پیوسته فرموده ای، پیداست روز آنکه جدا ماند و با رنج شکیب سوز تنهائی آشنا چگونه و چون خواهد بود؟ آن مایه هست و بود که دریافت دیدار جان افزای یار از بار خدا جوئیم هست، و پس آسیب گسستگی که با غوغای رستاخیزش پیوستگی هاست تیماری نیست. ندانم این شب دیر انجام را کی بامداد خواهد رست و این بست گران نشست را که با مرگ ناگهانی دامن به دامن بسته از کجا گشاد خواهد زاد. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۴۴ - باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم
باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۵۷ - ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند
ای چرخ بر آتشم نهی همچو سپند عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۵۳
دل آتشکدهایست پر آتش شوق و حیوانی که از آتش خیزد چون آنست چنانکه حیوة آن جانور بآتش است بقاء عشق بآتش شوق است و ازین حال آن کس خبر دارد که در آتش عشق مقر دارد اما آتش شوق بوالعجب آتشی است عشق را پرورش میدهد و آنچه عشق عاشق را بکلی نیست نمیکند سبب همانست که آتش شوق که محل عشق است سازنده است نه سوزنده چون آتش طور انَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً. درخت سبزو تر و آتش در غایت احراق و اشراق، عجب اگر احراق وصف لازمۀ او بود چرا نمیسوخت عقل از این رمز سرگردان است و نفس حیران حکیم هند گوید دوست در صورت آثار خود ظاهر کند همانا در صورت آتش آثار انوار عشق ظاهر شد که سوزنده نبود روا بود که میسوزد اما برای شفای عاشق بتجدد امثال بقا مییابد: سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۷۹ - هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد
هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد، به پرسیدن آن تعجیل مکن که هیبت سلطنت را زیان دارد. فردوسی : پادشاهی یزدگرد
بخش ۸ - یکی نامه بنوشت دیگر بطوس
یکی نامه بنوشت دیگر بطوس عطار نیشابوری : باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان
شماره ۱ - آن ماه که از کنار شد بیرونم
آن ماه که از کنار شد بیرونم فضولی : غزلیات
شماره ۶۴ - صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
صیقل آیینه دلها نم چشم ترست اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۶۳ - در این مکتب کتاب عقل را دیوانه می خواند
در این مکتب کتاب عقل را دیوانه می خواند مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر
بعاشق مژدهکامی صبا از وصل جانان بر ترکی شیرازی : فصل دوم - مدیحهسراییها
شمارهٔ ۳ - شیر کردگار
ای سبب خلق و آفرینش عالم قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۹ - ای دل بیهده گفتار ادب باش ادب
ای دل بیهده گفتار ادب باش ادب ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۴۵ - دین و وطن
زمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۵۵ - چو مرغم تا قفس بنیاد کردند
چو مرغم تا قفس بنیاد کردند صفی علیشاه : رباعیات
شماره ۵۳ - هر کس که رهی گزید رهبر نشود
هر کس که رهی گزید رهبر نشود