ترانه های کودکانه : بخش اول
مادر من
مادر من مادر من تو یاری و یاور من افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۲۸ - ای آفتاب از مه رویت در التهاب
ای آفتاب از مه رویت در التهاب مولوی : دفتر دوم
بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند
بر رَسولِ حَقْ فُسونها خوانْدند کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۱۴ - سودای تو در چشم خرد ناخنه شد
سودای تو در چشم خرد ناخنه شد فردوسی : سهراب
بخش ۲ - ز گفتار دهقان یکی داستان
ز گفتار دهقان یکی داستان مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۰۵ - ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد
ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۹۰ - ای صبا حال جگر گوشهٔ ما چیست بگو
ای صبا حال جگر گوشهٔ ما چیست بگو خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۰۸ - برافکن سایبان ظلمت از نور
برافکن سایبان ظلمت از نور افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - شعله دوزخ گُل آید
روی یارم، ای خجل از تابش نور، آفتابت فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۱۱ - چنین گفت پس گیو با پهلوان
چنین گفت پس گیو با پهلوان اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۱ - پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۲ - ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی
ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۱۵ - جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید
جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۱۰ - چه گفت آن سراینده مرد دلیر
چه گفت آن سراینده مرد دلیر محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۳۲ - وله ایضا
ای کریمی که ز لطفت همه ذرات جهان اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۴۰ - ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر
ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۱۴ - از قول نواب والا به حسین خان نظام الدوله حاکم فارس نوشته
زهی شگرف و شگفت که پس از درنگی دیرباز و روزگاری بی انجام و آغاز، خامه ساز نامه نگاری کرد و نامه راز سازگاری راند. هنگام بدرود کمینه گمان از دوست این بود که هر روز پیک و پیامی در راه است وهر بامداد انگیز پرسش و آویز جویائی را پی سپار و نامه گزاری بر درگاه. ندانستم خامه نگارشگر همه به خاموشی خواهد زیست، و روزگار جدائی با همه یاری و پیوند و سوگند به فراموشی خواهد رفت، فرد: فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۸۵ - از وفا نام شنیدیم همینست همین
از وفا نام شنیدیم همینست همین خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۱۷ - چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۷۶ - هستی باغی و ممکن نیست گهر
هستی باغی و ممکن نیست گهر
مادر من
مادر من مادر من تو یاری و یاور من افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۲۸ - ای آفتاب از مه رویت در التهاب
ای آفتاب از مه رویت در التهاب مولوی : دفتر دوم
بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند
بر رَسولِ حَقْ فُسونها خوانْدند کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۳۱۴ - سودای تو در چشم خرد ناخنه شد
سودای تو در چشم خرد ناخنه شد فردوسی : سهراب
بخش ۲ - ز گفتار دهقان یکی داستان
ز گفتار دهقان یکی داستان مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۰۵ - ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد
ای دیده کشد همی ز بی خوابی درد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۹۰ - ای صبا حال جگر گوشهٔ ما چیست بگو
ای صبا حال جگر گوشهٔ ما چیست بگو خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۰۸ - برافکن سایبان ظلمت از نور
برافکن سایبان ظلمت از نور افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - شعله دوزخ گُل آید
روی یارم، ای خجل از تابش نور، آفتابت فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۱۱ - چنین گفت پس گیو با پهلوان
چنین گفت پس گیو با پهلوان اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۸۱ - پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۲ - ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی
ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۱۵ - جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید
جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۱۰ - چه گفت آن سراینده مرد دلیر
چه گفت آن سراینده مرد دلیر محتشم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۳۲ - وله ایضا
ای کریمی که ز لطفت همه ذرات جهان اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۴۰ - ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر
ای بی تو روزم از شب غم جانگدازتر یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۱۴ - از قول نواب والا به حسین خان نظام الدوله حاکم فارس نوشته
زهی شگرف و شگفت که پس از درنگی دیرباز و روزگاری بی انجام و آغاز، خامه ساز نامه نگاری کرد و نامه راز سازگاری راند. هنگام بدرود کمینه گمان از دوست این بود که هر روز پیک و پیامی در راه است وهر بامداد انگیز پرسش و آویز جویائی را پی سپار و نامه گزاری بر درگاه. ندانستم خامه نگارشگر همه به خاموشی خواهد زیست، و روزگار جدائی با همه یاری و پیوند و سوگند به فراموشی خواهد رفت، فرد: فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۸۵ - از وفا نام شنیدیم همینست همین
از وفا نام شنیدیم همینست همین خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۱۷ - چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست
چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست یغمای جندقی : رباعیات
شماره ۷۶ - هستی باغی و ممکن نیست گهر
هستی باغی و ممکن نیست گهر