مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۰۳ - برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز جامی : تحفةالاحرار
بخش ۱۰ - نعت سیم منبی از بعض معجزات وی که از حد عد متجاوز است و نطاق نطق از احاطه به آن عاجز
ای ز تو شق خرقه ماه منیر عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۸ - عالم همه گفت و گوی خود میبیند
عالم همه گفت و گوی خود میبیند مفاتیح الجنان : مناجات
مناجات ذاکرین
المناجاة الثالثة عشرة: مناجاة الذاکرین سعدی : قطعات
شماره ۱۵ - یکی از بخت کامران بینی
یکی از بخت کامران بینی رشیدالدین میبدی : ۱۰۱- سورة القارعة- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه کلمة من آمن بها امن زوال النّعمى، و من ذکرها ظفر بنعیم الدّنیا و العقبى، و من عرفها و اعتقدها سعد سعادة لا یشقى، و وجد ملکا لا یبلى، و بقى فی العزّ و العلى. نهج البلاغه : حکمت ها
تفاوت اخلاقى مردان و زنان
وَ قَالَ عليهالسلام خِيَارُ خِصَالِ اَلنِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ اَلرِّجَالِ اَلزَّهْوُ وَ اَلْجُبْنُ وَ اَلْبُخْلُ فَإِذَا كَانَتِ اَلْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يَعْرِضُ لَهَا خاقانی : غزلیات
غزل ۹۲ - صد یک حسن تو نوبهار ندارد
صد یک حسن تو نوبهار ندارد سعدی : غزلیات
غزل ۵۱ - برخیز تا طریق تکلف رها کنیم
برخیز تا طریق تکلف رها کنیم کسایی مروزی : ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت
شماره ۲۰ - کافور تو با لوس بود مشک تو با ناک
کافور تو با لوس بود مشک تو با ناک جامی : دفتر اول
بخش ۴۱ - حکایت بر سبیل تمثیل
داشت پور سبکتگین دو غلام ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
داستان کاردار
کارداری براند گرم بهدشت جامی : سلسلةالذهب
بخش ۹ - در بیان عشق و رهایی از خودپرستی
قصهٔ عاشقان خوش است بسی هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
الکلام فی الجمع و التفرقة
جمع کرد خدای تعالی خلق را اندر دعوت؛ قوله، تعالی: «واللّهُ یَدْعُوا إلی دارِ السّلام (۲۵/یونس)»، آنگاهشان فرق کرد اندر حق هدایت وگفت قوله، تعالی: «وَیَهْدی مَنْ یَشاءُ إلی صراطٍ مُستقیمٍ (۲۵/یونس).» جمله را بخواند از روی دعوت و گروهی را براند به حکم اظهار مشیت. جمع کرد و جمله را فرمان داد و فرق کرد و گروهی را به خذلان داد، بعضی را به توفیق قبول گردانید و نیز جمع کرد به نهی و فرق کرد. گروهی را عصمت داد و گروهی را میل آفت. پس بدین معنی جمع، حقیقت و سرّ معلوم و مراد حق باشد و تفرقه اظهار امر وی؛ چنانکه ابراهیم را فرمود که: «حلق اسماعیل ببُر»، و خواست که نبرد. ابلیس را گفت: «سجده کن آدم را»، و خواست که نکند و نکرد و مانند این بسی است. «الجمعُ ما جَمَعَ باوصافِه و التّفرقَةُ مافرَّقَ بافعالّه.» این جمله انقطاع ارادت باشد و ترک تصرف خلق اندر اثبات ارادت حق. حافظ : غزلیات
غزل ۱۹۷ - شاهدان گر دلبری زین سان کنند
شاهدان گر دلبری زین سان کنند ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۳۴ - بی خبری!
گر بدانم که جهان دگری است ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۴ - گواه سخنوری
آمد، چو دو نیمه برفت از شب نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۳۷ - آمدن سلیم عامری خال مجنون به دیدن او
صراف سخن به لفظ چون زر مفاتیح الجنان : تعیین اسامى نبى و ائمه (ع) به روزهاى هفته و زیارت ایشان در هر روز
زیارت امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق (ع) در روز سه شنبه
روز سه شنبه به نام حضرت زین العابدین و امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) است. زیارت کن ایشان را در این روز به این زیارت: شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۹۰ - پادشاهی چه بندگی خداست
پادشاهی چه بندگی خداست
غزل ۱۲۰۳ - برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز جامی : تحفةالاحرار
بخش ۱۰ - نعت سیم منبی از بعض معجزات وی که از حد عد متجاوز است و نطاق نطق از احاطه به آن عاجز
ای ز تو شق خرقه ماه منیر عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۸ - عالم همه گفت و گوی خود میبیند
عالم همه گفت و گوی خود میبیند مفاتیح الجنان : مناجات
مناجات ذاکرین
المناجاة الثالثة عشرة: مناجاة الذاکرین سعدی : قطعات
شماره ۱۵ - یکی از بخت کامران بینی
یکی از بخت کامران بینی رشیدالدین میبدی : ۱۰۱- سورة القارعة- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه کلمة من آمن بها امن زوال النّعمى، و من ذکرها ظفر بنعیم الدّنیا و العقبى، و من عرفها و اعتقدها سعد سعادة لا یشقى، و وجد ملکا لا یبلى، و بقى فی العزّ و العلى. نهج البلاغه : حکمت ها
تفاوت اخلاقى مردان و زنان
وَ قَالَ عليهالسلام خِيَارُ خِصَالِ اَلنِّسَاءِ شِرَارُ خِصَالِ اَلرِّجَالِ اَلزَّهْوُ وَ اَلْجُبْنُ وَ اَلْبُخْلُ فَإِذَا كَانَتِ اَلْمَرْأَةُ مَزْهُوَّةً لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِهَا وَ إِذَا كَانَتْ بَخِيلَةً حَفِظَتْ مَالَهَا وَ مَالَ بَعْلِهَا وَ إِذَا كَانَتْ جَبَانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يَعْرِضُ لَهَا خاقانی : غزلیات
غزل ۹۲ - صد یک حسن تو نوبهار ندارد
صد یک حسن تو نوبهار ندارد سعدی : غزلیات
غزل ۵۱ - برخیز تا طریق تکلف رها کنیم
برخیز تا طریق تکلف رها کنیم کسایی مروزی : ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت
شماره ۲۰ - کافور تو با لوس بود مشک تو با ناک
کافور تو با لوس بود مشک تو با ناک جامی : دفتر اول
بخش ۴۱ - حکایت بر سبیل تمثیل
داشت پور سبکتگین دو غلام ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
داستان کاردار
کارداری براند گرم بهدشت جامی : سلسلةالذهب
بخش ۹ - در بیان عشق و رهایی از خودپرستی
قصهٔ عاشقان خوش است بسی هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
الکلام فی الجمع و التفرقة
جمع کرد خدای تعالی خلق را اندر دعوت؛ قوله، تعالی: «واللّهُ یَدْعُوا إلی دارِ السّلام (۲۵/یونس)»، آنگاهشان فرق کرد اندر حق هدایت وگفت قوله، تعالی: «وَیَهْدی مَنْ یَشاءُ إلی صراطٍ مُستقیمٍ (۲۵/یونس).» جمله را بخواند از روی دعوت و گروهی را براند به حکم اظهار مشیت. جمع کرد و جمله را فرمان داد و فرق کرد و گروهی را به خذلان داد، بعضی را به توفیق قبول گردانید و نیز جمع کرد به نهی و فرق کرد. گروهی را عصمت داد و گروهی را میل آفت. پس بدین معنی جمع، حقیقت و سرّ معلوم و مراد حق باشد و تفرقه اظهار امر وی؛ چنانکه ابراهیم را فرمود که: «حلق اسماعیل ببُر»، و خواست که نبرد. ابلیس را گفت: «سجده کن آدم را»، و خواست که نکند و نکرد و مانند این بسی است. «الجمعُ ما جَمَعَ باوصافِه و التّفرقَةُ مافرَّقَ بافعالّه.» این جمله انقطاع ارادت باشد و ترک تصرف خلق اندر اثبات ارادت حق. حافظ : غزلیات
غزل ۱۹۷ - شاهدان گر دلبری زین سان کنند
شاهدان گر دلبری زین سان کنند ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۳۴ - بی خبری!
گر بدانم که جهان دگری است ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۴ - گواه سخنوری
آمد، چو دو نیمه برفت از شب نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۳۷ - آمدن سلیم عامری خال مجنون به دیدن او
صراف سخن به لفظ چون زر مفاتیح الجنان : تعیین اسامى نبى و ائمه (ع) به روزهاى هفته و زیارت ایشان در هر روز
زیارت امام زین العابدین و امام باقر و امام صادق (ع) در روز سه شنبه
روز سه شنبه به نام حضرت زین العابدین و امام باقر و امام صادق(علیهم السلام) است. زیارت کن ایشان را در این روز به این زیارت: شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۹۰ - پادشاهی چه بندگی خداست
پادشاهی چه بندگی خداست