نهج البلاغه : حکمت ها
یگانه بودن حقیقت
وَ قَالَ عليه‌السلام مَا اِخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلاَّ كَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلاَلَةً
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۶۵ - در سراپردهٔ دل خلوت جانانهٔ ماست
در سراپردهٔ دل خلوت جانانهٔ ماست
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۶۳ - چون کشته ببینم دو لب کرده فراز
چون کشته ببینم دو لب کرده فراز
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۲۲ - مقاله اول در آفرینش عالم که آینه جمال نمای اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی
شاهد خلوتگه غیبت از نخست
ملک‌الشعرای بهار : جنگ تهمورث با دیوها
شگفتی تهمورث از دیدن کنیزان
دید تهمورث چو بر آن دوکنیز
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۰۵ - مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
نهج البلاغه : حکمت ها
پرهيز از اندوه برای آینده
وَ قَالَ عليه‌السلام يَا اِبْنَ آدَمَ لاَ تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ اَلَّذِي لَمْ يَأْتِكَ عَلَى يَوْمِكَ اَلَّذِي قَدْ أَتَاكَ فَإِنَّهُ إِنْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَ يَأْتِ اَللَّهُ فِيهِ بِرِزْقِكَ
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۹۲ - خوی با ما کن و با‌ بی‌خبران خوی مکن
خوی با ما کن و با‌ بی‌خبران خوی مکن
سعدی : قطعات
شماره ۲۱۲ - دوش در سلک صحبتی بودم
دوش در سلک صحبتی بودم
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۷ - شانه زد باد زلف یار مرا
شانه زد باد زلف یار مرا
رهی معیری : ابیات پراکنده
مستی و مستوری
از خون دل چو غنچهٔ گل پاک دامنان
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۱۹ - غمازی کردن غمازان پیش لیلی که مجنون عهد دیگر کرده است و دختر عم را به عقد نکاح درآورده است
کی پرده عاشقی شود ساز
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۷ - آفتابی ز ماه بسته نقاب
آفتابی ز ماه بسته نقاب
مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۸۱ - هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم
هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۶۴ - همه جا تیر تو بر سینهٔ ما می‌آید
همه جا تیر تو بر سینهٔ ما می‌آید
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۶۹ - ترک چشمش که قصد جان دارد
ترک چشمش که قصد جان دارد
سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۳ - ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب
ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب
جامی : دفتر دوم
بخش ۷۷ - اعتذار کردن از اقتصار این دفتر از سلسلة الذهب بر همین مقدار
بود در دل چنان که این دفتر
سعدی : قطعات
شماره ۱۶۶ - طبیب و تجربت سودی ندارد
طبیب و تجربت سودی ندارد
نهج البلاغه : نامه ها
نامه به محمد بن ابی بکر در دلجويى از او به علت عزلش از حکومت مصر
و من كتاب له عليه‌السلام إلى محمد بن أبي بكر لما بلغه توجده من عزله بالأشتر عن مصر ثم توفي الأشتر في توجهه إلى هناك