جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۱۴
به جان آمد دل از هجر حبیبان فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۳۲
از چیست که باد فتنه انگیخته اید فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۶۶
سروی که شدم ربوده رفتارش نسیمی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۹
بر گل از عنبر تر نقطه سودا زده ای رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۴
گر دهد بلبل ز شوق روی گل جان در قفس فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۰۳
گر هادی ما ز جهل گمراه نبود نهج البلاغه : حکمت ها
صبر بزرگان
<strong> وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ أَنَّهُ عليهالسلام قَالَ لِلْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ مُعَزِّياً عَنِ اِبْنٍ لَهُ </strong> إِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ اَلْأَكَارِمِ وَ إِلاَّ سَلَوْتَ سُلُوَّ اَلْبَهَائِمِ خواجه نصیرالدین طوسی : قسم دوم در مقاصد
فصل پنجم
چون فضایل در چهار جنس محصور است اضداد آن که اجناس رذایل بود در بادی النظر هم چهار تواند بود و آن جهل باشد که ضد حکمت است، و جبن که ضد شجاعت است، و شره که ضد عفت است، و جور که ضد عدالت است. و اما به حسب نظر مستقصی و بحث مستوفی هر فضیلتی را حدیست که چون از آن حد تجاوز نمایند چه در طرف غلو و چه در طرف تقصیر به رذیلتی ادا کند، بل هر قید که در تحدید فضیلتی معتبر بود چون اهمال کنند، یا هر قید که نامعتبر بود چون رعایت کنند، آن فضیلت رذیلت گردد، پس هر فضیلتی به مثابت وسطی است، و رذایل که به ازای او باشند به منزلت اطراف، مانند مرکز و دایره، تا همچنان که بر سطح دایره یک نقطه که مرکز است دورترین نقطه هاست از محیط، و دیگر نقط، که اعداد آن در حصر و عد نیاید از جوانب، چه بر محیط و چه داخل محیط، هر یک در جانبی که باشد به محیط نزدیکتر باشند از مرکز؛ همچنین فضیلت را نیز حدی بود که آن حد از رذایل در غایت بعد باشد و انحراف از آن حد در هر جهت و جانب که اتفاق افتد موجب قرب بود به رذیلتی. و اینست مراد حکما از آنچه گویند فضیلت در وسط بود و رذایل بر اطراف. پس از این روی، به ازای هر فضیلتی رذیلتهای نامتناهی باشد، چه وسط محمود بود و اطراف نامحدود. نجمالدین رازی : رباعیات
شمارهٔ ۷۹
ای دل تو اگر مست نه ای هشیاری ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١١۶ - ایضاً له
حبذا آرامگاهی خوشتر از دار النعیم ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۲۲
دو ماه چارده امشب بطالع میمون ادیب الممالک : رباعیات طنز
شمارهٔ ۳۵ - یاس
آرم همه شب ز جزع خونین الماس اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۹۸ - مدح خواجه امام ظهیرالدین بلخی
ای بمدیحت روان زبان فریقین حاجب شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۵۶
روشنیم سر تا پا گر زمانه تاریک است نظام قاری : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - لغزی که در صفت میان بند گفته شده است
چیست آن جبس مختلف آثار الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۱۲ - در ذکر مبارزت وشهادت برادر حر مصعب و غلامش قره علیه السلام
چو دید این چنین مصعب نامدار امیر پازواری : سهبیتیها
شمارهٔ ۱۱
یاربْ که تنه کار به دنی نظامْ بو! جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۹
نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۷۳۲
نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است باز غالب دهلوی : رباعیات
شمارهٔ ۵۵
باید که جهانی دگر ایجاد شود
شمارهٔ ۱۱۱۴
به جان آمد دل از هجر حبیبان فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۳۲
از چیست که باد فتنه انگیخته اید فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۶۶
سروی که شدم ربوده رفتارش نسیمی : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۹
بر گل از عنبر تر نقطه سودا زده ای رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۴
گر دهد بلبل ز شوق روی گل جان در قفس فرخی یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۲۰۳
گر هادی ما ز جهل گمراه نبود نهج البلاغه : حکمت ها
صبر بزرگان
<strong> وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ أَنَّهُ عليهالسلام قَالَ لِلْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ مُعَزِّياً عَنِ اِبْنٍ لَهُ </strong> إِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ اَلْأَكَارِمِ وَ إِلاَّ سَلَوْتَ سُلُوَّ اَلْبَهَائِمِ خواجه نصیرالدین طوسی : قسم دوم در مقاصد
فصل پنجم
چون فضایل در چهار جنس محصور است اضداد آن که اجناس رذایل بود در بادی النظر هم چهار تواند بود و آن جهل باشد که ضد حکمت است، و جبن که ضد شجاعت است، و شره که ضد عفت است، و جور که ضد عدالت است. و اما به حسب نظر مستقصی و بحث مستوفی هر فضیلتی را حدیست که چون از آن حد تجاوز نمایند چه در طرف غلو و چه در طرف تقصیر به رذیلتی ادا کند، بل هر قید که در تحدید فضیلتی معتبر بود چون اهمال کنند، یا هر قید که نامعتبر بود چون رعایت کنند، آن فضیلت رذیلت گردد، پس هر فضیلتی به مثابت وسطی است، و رذایل که به ازای او باشند به منزلت اطراف، مانند مرکز و دایره، تا همچنان که بر سطح دایره یک نقطه که مرکز است دورترین نقطه هاست از محیط، و دیگر نقط، که اعداد آن در حصر و عد نیاید از جوانب، چه بر محیط و چه داخل محیط، هر یک در جانبی که باشد به محیط نزدیکتر باشند از مرکز؛ همچنین فضیلت را نیز حدی بود که آن حد از رذایل در غایت بعد باشد و انحراف از آن حد در هر جهت و جانب که اتفاق افتد موجب قرب بود به رذیلتی. و اینست مراد حکما از آنچه گویند فضیلت در وسط بود و رذایل بر اطراف. پس از این روی، به ازای هر فضیلتی رذیلتهای نامتناهی باشد، چه وسط محمود بود و اطراف نامحدود. نجمالدین رازی : رباعیات
شمارهٔ ۷۹
ای دل تو اگر مست نه ای هشیاری ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١١۶ - ایضاً له
حبذا آرامگاهی خوشتر از دار النعیم ادیب الممالک : قصاید
شمارهٔ ۱۲۲
دو ماه چارده امشب بطالع میمون ادیب الممالک : رباعیات طنز
شمارهٔ ۳۵ - یاس
آرم همه شب ز جزع خونین الماس اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۹۸ - مدح خواجه امام ظهیرالدین بلخی
ای بمدیحت روان زبان فریقین حاجب شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۵۶
روشنیم سر تا پا گر زمانه تاریک است نظام قاری : قصاید
شمارهٔ ۱۸ - لغزی که در صفت میان بند گفته شده است
چیست آن جبس مختلف آثار الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۱۲ - در ذکر مبارزت وشهادت برادر حر مصعب و غلامش قره علیه السلام
چو دید این چنین مصعب نامدار امیر پازواری : سهبیتیها
شمارهٔ ۱۱
یاربْ که تنه کار به دنی نظامْ بو! جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۹
نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۷۳۲
نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است باز غالب دهلوی : رباعیات
شمارهٔ ۵۵
باید که جهانی دگر ایجاد شود