مولوی : غزلیات
غزل ۷۸۴ - عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
عید بُگْذشت و همه خَلْق سویِ کار شُدند
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۸۰ - سؤالی دارم، ای جان، کز کجایی
سؤالی دارم، ای جان، کز کجایی
خیام : درد زندگی [۲۵-۱۶]
رباعی ۲۴
* آن‌کس که زمین و چرخِ اَفلاک نهاد،
طغرای مشهدی : ساقی‌نامه
بخش ۲ - در اصفهان والامقامی بر بساط گوهر فکر به قانون دلخواه گردیدن
چو مطرب کند ساز و برگ نوا
مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۱ - چون نمایی آن رخ گلرنگ را
چون نِمایی آن رُخِ گُلْرَنگ را
طغرای مشهدی : رباعیات
شماره ۱۰ - آسوده بود دلم ز ویرانه خود
آسوده بود دلم ز ویرانه خود
قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۸ - به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۹۳ - ای صید پیشه ای که دل از ما گرفته ای
ای صید پیشه ای که دل از ما گرفته ای
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۲۵۸ - چون شب رقم از غالیه بر روز کشید
چون شب رقم از غالیه بر روز کشید
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
شماره ۲۵ - آدم که همی زد دم بی درمانی
آدم که همی زد دم بی درمانی
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۲۲۹ - کوش دعوی خدایی می کند
از آن ایمنی، راه کشّی گرفت
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۱۹ - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و در آتش رفتن با ابسال
کیست در عالم ز عاشق خوارتر؟
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۳۰۸ - جهان خوان و خلایق میهمان بی
جهان خوان و خلایق میهمان بی
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۴۸ - این حوریان مگر ز سماوات می‌رسند
این حوریان مگر ز سماوات می‌رسند
فریدون مشیری : آه، باران
چراغ چشم تو ...
تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۷۸ - در پنجه شدم با قدح مرد گرای
در پنجه شدم با قدح مرد گرای
ابوالفضل بیهقی : مجلد هفتم
بخش ۲۶ - گماردن بوالفتح رازی به کار دیوان عرض
چون از نشاندن بوسهل زوزنی فارغ شدند، امیر مسعود، رضی اللّه عنه، با خواجه احمد حسن وزیر خلوت کرد بحدیث دیوان عرض که کدام کس را فرموده آید تا این شغل را اندیشه دارد؟ خواجه گفت: ازین قوم بوسهل حمدوی‌ شایسته‌تر است.
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۷ - د‌ر مدح اسدالله الغالب علی‌بن ابیطالب علیه السلام و ستایش محمد شاه مرحوم
سروش غیبم‌گوید به‌گوش پنهانی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۷۲ - اشک در چشم من بیتاب چون گیرد قرار؟
اشک در چشم من بیتاب چون گیرد قرار؟
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۰۶ - ز رحمت چشم بر چاکر نداری
ز رحمت چشم بر چاکر نداری