فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹۲۹ - خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی عطار نیشابوری : نزهت الاحباب
آمدن قمری نزد بلبل و غمازی او از گل
پیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۵۱ - بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای
بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۷۶ - ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱ - در مدح محمد بن علی خاص از سرداران سلطان ابراهیم غزنوی
چون نای بینوایم ازین نای بینوا مولوی : دفتر پنجم
بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بیلذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت میکند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی
بود مردی پیش ازین نامش نصوح خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۹۴ - الهی گاهی بخود نگرم گویم از من زار تر کیست، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوار ت
الهی گاهی بخود نگرم گویم از من زار تر کیست، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوار تر کیست ؟ بنده چون بهی خود نگرد بزبان تحقیر از کوفتگی و شکستگی خود گوید : هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۷ - گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست تو را؟
گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست تو را؟ جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۲۶ - پیری
وقت است دلا اگر بترسی مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۲۶ - در هر فلکی مردمکی میبینم
در هر فلکی مردمکی میبینم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۱۶ - کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند
کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۶ - هرگز نرسانیده سعادتمندی
هرگز نرسانیده سعادتمندی سعیدا : غزلیات
شماره ۳۰۸ - هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۱ - با خلق کرم کن و بآزار مکوش
با خلق کرم کن و بآزار مکوش اقبال لاهوری : زبور عجم
من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۱۰ - منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۶۶ - مکن آرایش آن زلف پی تسخیرم
مکن آرایش آن زلف پی تسخیرم صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۱۸ - روز روشن آه ما بر قلب گردون می زند
روز روشن آه ما بر قلب گردون می زند فرخی سیستانی : رباعیات
شماره ۲۲ - تا با تو به صلح گشتم ای مایه جنگ
تا با تو به صلح گشتم ای مایه جنگ ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۳۲ - ای غره شده به پادشائی
ای غره شده به پادشائی
غزل ۹۲۹ - خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی
خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز کنی عطار نیشابوری : نزهت الاحباب
آمدن قمری نزد بلبل و غمازی او از گل
پیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۵۱ - بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای
بوسه ای قیمت ازان لبها به صد جان کرده ای سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۳۷۶ - ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱ - در مدح محمد بن علی خاص از سرداران سلطان ابراهیم غزنوی
چون نای بینوایم ازین نای بینوا مولوی : دفتر پنجم
بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بیلذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت میکند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی
بود مردی پیش ازین نامش نصوح خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۹۴ - الهی گاهی بخود نگرم گویم از من زار تر کیست، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوار ت
الهی گاهی بخود نگرم گویم از من زار تر کیست، گاهی به تو نگرم گویم از من بزرگوار تر کیست ؟ بنده چون بهی خود نگرد بزبان تحقیر از کوفتگی و شکستگی خود گوید : هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۷ - گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست تو را؟
گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست تو را؟ جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۲۶ - پیری
وقت است دلا اگر بترسی مولوی : رباعیات
رباعی ۱۲۲۶ - در هر فلکی مردمکی میبینم
در هر فلکی مردمکی میبینم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۱۶ - کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند
کجاست فتنه که آن شوخ را سوار کند سلیم تهرانی : رباعیات
شماره ۸۶ - هرگز نرسانیده سعادتمندی
هرگز نرسانیده سعادتمندی سعیدا : غزلیات
شماره ۳۰۸ - هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند
هر گه که دل به یاد لبی جوش می زند اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۳۱ - با خلق کرم کن و بآزار مکوش
با خلق کرم کن و بآزار مکوش اقبال لاهوری : زبور عجم
من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۱۰ - منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر
منم به خانه، تن اینجا و جان به جای دگر جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۶۶ - مکن آرایش آن زلف پی تسخیرم
مکن آرایش آن زلف پی تسخیرم صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۱۸ - روز روشن آه ما بر قلب گردون می زند
روز روشن آه ما بر قلب گردون می زند فرخی سیستانی : رباعیات
شماره ۲۲ - تا با تو به صلح گشتم ای مایه جنگ
تا با تو به صلح گشتم ای مایه جنگ ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۲۳۲ - ای غره شده به پادشائی
ای غره شده به پادشائی