طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۹ - گر چه ما را دسترس بر دامن آن ماه نیست
گر چه ما را دسترس بر دامن آن ماه نیست
قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۷۰ - در مدح شمس الکفات ابوعلی حسن
چون او بتی شمن نستاید بصد بهار
سلیم تهرانی : قطعات
شمارهٔ ۳۰ - هر که نخل بلند طبع مرا
هر که نخل بلند طبع مرا
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۷۱۷ - رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۰۶۷ - ناوک غمزه چو هر سو به شتاب اندازی
ناوک غمزه چو هر سو به شتاب اندازی
عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۵۲ - در عشق تو نیم ذرّه سرگردانی
در عشق تو نیم ذرّه سرگردانی
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۵۱ - [چو]ن عشق ولای خود دمیدن گیرد
[چو]ن عشق ولای خود دمیدن گیرد
مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۴۳ - در ماتم شمس از شفق خون بچکید
در ماتم شمس از شفق خون بچکید
اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شماره ۱۰ - هر چند به دل سوختهٔ درد توَم
هر چند به دل سوختهٔ درد توَم
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۷۳ - زاهد شهرم ز رندی می کند هر دم سؤال
زاهد شهرم ز رندی می کند هر دم سؤال
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن
سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۵ - جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۸۸ - گر مه چو تو با جمال باشد
گر مه چو تو با جمال باشد
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۷ - دلم بربود دوش آن نرگس مست
دلم بربود دوش آن نرگس مست
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۴۱ - ای دل فغان که آن بت چالاک می رود
ای دل فغان که آن بت چالاک می رود
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۳۱ - لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو بنیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر می‌کنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر می‌کنیم خون صاف است
من شَنیدم که دَرآمَد قِبطی‌یی
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۰۱ - صفای عارضش، رنگ از رخ مهتاب بزداید
صفای عارضش، رنگ از رخ مهتاب بزداید
احمد شاملو : ققنوس در باران
پاییز
برای غلامحسین ساعدی
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۴۱۱ - جفا تا کی کنی بر ما نگویی
جفا تا کی کنی بر ما نگویی
رشیدالدین وطواط : قصاید
شمارهٔ ۱۹۷ - نیز در مدح اتسز
جانا ، لب چون شراب داری