قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۵۸ - تا آفریدگار مرا رای و هوش داد
تا آفریدگار مرا رای و هوش داد میرزا حبیب خراسانی : قصاید
شماره ۷ - واعظی گفت در این ماه که ماه رجب است
واعظی گفت در این ماه که ماه رجب است ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٨٣ - یا رب چه موجبست که روزی نگفت شاه
یا رب چه موجبست که روزی نگفت شاه ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۷۳ - بازگشت به مغرب و کشتن قراطوس
چو آمد به دشت اریله فرود جامی : سبحةالابرار
بخش ۲ - سبب نظم جوهر آبدار سبحةالابرار
شب که زد تیرگی مهرهٔ گل سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - باز آن زمان رسید که گلزار گل کند
باز آن زمان رسید که گلزار گل کند صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۶ - ای نفس نبی شخص ولی ادرکنی
ای نفس نبی شخص ولی ادرکنی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۵ - بیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت را
بیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت را نسیمی : غزلیات
شماره ۵۰ - غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۸۱ - سوفسطایی که از خرد بیخبرست
سوفسطایی که از خرد بیخبرست ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۳۲ - خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست جامی : دفتر سوم
بخش ۱۲ - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم
معدلت سیر تا جهاندارا یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۵۵ - به احمد صفائی فرزند خود به جندق نوشته
روز گذشته با فرزندی میرزا جعفر رسته ری می گذاشتیم و کلبه خواجه و کالای لالا را والاو پست زیر و بالا چشم خریداری می گماشتیم. دیبه و بردش تنگ تنگ و نیک فراوان بود و سرخ و زردش رنگ رنگ و فره ارزان، چه سود آنچه میان جوانان بابست و به فرهنگ پارسی آوازش گم گم آفتاب، همچنان به سنگ اندر است یا در چنگ گروهی از سنگ سخت تر چندانکه دیگران را تماشا و گشت شادی روید ما را ازین گشت و تماشا اندوه زاد و به جای رامش رنج افزود. مصرع:ما و جعفر به تماشای جهان آمده ایم. سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۸۴ - در تهنیت باغ همایون و مدح بهرام شاه گوید
ای همایون آمدن بر تو همایون آمده سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۸۴ - زهی صیت حسن تو عالم گرفته
زهی صیت حسن تو عالم گرفته ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۹۷ - آن شب که مرا ز وصلت ای مه رنگست
آن شب که مرا ز وصلت ای مه رنگست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۸۳ - ای شب قدر بیدلان طرهٔ دلربای تو
ای شب قدر بیدلان طرهٔ دلربای تو ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت جود و بخشش محمود
بود محمود زابلستانی حزین لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۹ - در مدح حضرت امیر مؤمنان (ع) و شکوه از غربت
آمد سحر ز کوی تو دامن کشان صبا ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۳۶ - در سر هوس غمزه جادوی تو دارم
در سر هوس غمزه جادوی تو دارم
شماره ۵۸ - تا آفریدگار مرا رای و هوش داد
تا آفریدگار مرا رای و هوش داد میرزا حبیب خراسانی : قصاید
شماره ۷ - واعظی گفت در این ماه که ماه رجب است
واعظی گفت در این ماه که ماه رجب است ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣٨٣ - یا رب چه موجبست که روزی نگفت شاه
یا رب چه موجبست که روزی نگفت شاه ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۷۳ - بازگشت به مغرب و کشتن قراطوس
چو آمد به دشت اریله فرود جامی : سبحةالابرار
بخش ۲ - سبب نظم جوهر آبدار سبحةالابرار
شب که زد تیرگی مهرهٔ گل سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - باز آن زمان رسید که گلزار گل کند
باز آن زمان رسید که گلزار گل کند صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۶ - ای نفس نبی شخص ولی ادرکنی
ای نفس نبی شخص ولی ادرکنی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۵ - بیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت را
بیا تا دیکنیم امروز فردای قیامت را نسیمی : غزلیات
شماره ۵۰ - غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۸۱ - سوفسطایی که از خرد بیخبرست
سوفسطایی که از خرد بیخبرست ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۳۲ - خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست جامی : دفتر سوم
بخش ۱۲ - چون حرف نخست از ظالم برود جز سه حرف الم نماند این اشارت به آن است که چون سر به گریبان عدم در خواهد کشید جز الم چیزی نخواهد دید و لفظ سیاست که متضمن سه حرف یاس است مبنی از آن معنی است که می باید که سیاست ظالم متضمن یاس کلی وی بود از ارتکاب مظالم
معدلت سیر تا جهاندارا یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۵۵ - به احمد صفائی فرزند خود به جندق نوشته
روز گذشته با فرزندی میرزا جعفر رسته ری می گذاشتیم و کلبه خواجه و کالای لالا را والاو پست زیر و بالا چشم خریداری می گماشتیم. دیبه و بردش تنگ تنگ و نیک فراوان بود و سرخ و زردش رنگ رنگ و فره ارزان، چه سود آنچه میان جوانان بابست و به فرهنگ پارسی آوازش گم گم آفتاب، همچنان به سنگ اندر است یا در چنگ گروهی از سنگ سخت تر چندانکه دیگران را تماشا و گشت شادی روید ما را ازین گشت و تماشا اندوه زاد و به جای رامش رنج افزود. مصرع:ما و جعفر به تماشای جهان آمده ایم. سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۸۴ - در تهنیت باغ همایون و مدح بهرام شاه گوید
ای همایون آمدن بر تو همایون آمده سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۸۴ - زهی صیت حسن تو عالم گرفته
زهی صیت حسن تو عالم گرفته ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۹۷ - آن شب که مرا ز وصلت ای مه رنگست
آن شب که مرا ز وصلت ای مه رنگست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۷۸۳ - ای شب قدر بیدلان طرهٔ دلربای تو
ای شب قدر بیدلان طرهٔ دلربای تو ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت جود و بخشش محمود
بود محمود زابلستانی حزین لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۹ - در مدح حضرت امیر مؤمنان (ع) و شکوه از غربت
آمد سحر ز کوی تو دامن کشان صبا ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۳۶ - در سر هوس غمزه جادوی تو دارم
در سر هوس غمزه جادوی تو دارم