جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۳۷ - برم امشب که آن سروسهی بود
برم امشب که آن سروسهی بود جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۳۱ - روز و شب در هجر او غم میخورم
روز و شب در هجر او غم میخورم نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - آن بخت نداریم که فرزانه شویم
آن بخت نداریم که فرزانه شویم آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۵۲ - شاها!تا کی پیاده ماند فرزین؟!
شاها!تا کی پیاده ماند فرزین؟! آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۹ - خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی
خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی اسدی توسی : گرشاسپنامه
پاسخ نامه گرشاسب از فریدون
نبشت آن گهی پاسخش باز و گفت سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۴ - در آفرینش ماه
چراغیست مر تیره شب را بسیج جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۸۶ - جور و جفای تو نیک و بد بسر آید
جور و جفای تو نیک و بد بسر آید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۷۳ - غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۷ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ کریم است و مهربان، لطیف اس
قوله تعالى: وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ کریم است و مهربان، لطیف است و نگاهبان، خداوند جهان و جهانیان، فریاد رس نومیدان، ذخیره منقطعان، چاره بیچارگان، نوازنده رنجوران، رهاننده بندوران، در نگر بحال پیغمبران و رسولان که هر یکى را ازیشان رنجى دیگر بود و اندوهى دیگر، منت نهاد بریشان و جهانیان را گفت باز برنده اندوهان و رهاننده ایشان منم. آنک نوح پیغمبر در دست قوم خویش گرفتار شده و درمانده، و شخص عزیز وى نشانه زخم ایشان شده. رب العالمین گفت وَ نَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ آخر او را از دست ایشان رهانیدیم، و اندوهان وى را پایان پدید کردیم. و در حق لوط پیغامبر گفت وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ. و در حق ایوب پیغامبر گفت فَکَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ و در حق یونس گفت وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ او را از غم برهانیدیم و از ظلمتها بیرون آوردیم و درد وى را مرهم پدید کردیم. در حق موسى و بنى اسرائیل همین میگوید، و منت مىنهد وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ در عذاب و رنج فرعون بودند کارهاى دشوار و بار گران بریشان مىنهاد و فرزندان ایشان را میکشت، آخر آن محنت ایشان را پایان پدید کردیم، و آن رنج ازیشان برداشتیم، و آن غمّ و آن همّ از دل ایشان برگرفتیم. اسدی توسی : گرشاسپنامه
جادویی کردن ترکان بر ایرانیان
چنین بود یک هفته پیوسته جنگ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۱۱ - درفشان گردد چو دانا، در سخن، خاموش باش
درفشان گردد چو دانا، در سخن، خاموش باش باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۷۴ - ته سر ورزان مو سودای ته ورزان
ته سر ورزان مو سودای ته ورزان قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۷ - امام و پیشوا در خنده افتاد
امام و پیشوا در خنده افتاد آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - ای آنکه سر کوی تو شد منزل من
ای آنکه سر کوی تو شد منزل من جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۸ - وصل تو چو عمر جاودانه است
وصل تو چو عمر جاودانه است آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۴۸ - ایزد، همه عمر کامرانیت دهاد
ایزد، همه عمر کامرانیت دهاد آذر بیگدلی : رباعیات
شمارهٔ ۵۹ - ماده تاریخ (۱۱۷۵ ه.ق)
صهبا، ز زکامش مژه چون پرنم شد؛ اسدی توسی : گرشاسپنامه
در مردانگی گرشاسب گوید
ز کردار گرشاسب اندر جهان ابن یمین فَرومَدی : اشعار عربی
شمارهٔ ١٧ - ایضاً
اذا جادت الدنیا علیک فجد بها
شماره ۳۷ - برم امشب که آن سروسهی بود
برم امشب که آن سروسهی بود جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۳۱ - روز و شب در هجر او غم میخورم
روز و شب در هجر او غم میخورم نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - آن بخت نداریم که فرزانه شویم
آن بخت نداریم که فرزانه شویم آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۵۲ - شاها!تا کی پیاده ماند فرزین؟!
شاها!تا کی پیاده ماند فرزین؟! آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۷۹ - خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی
خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی اسدی توسی : گرشاسپنامه
پاسخ نامه گرشاسب از فریدون
نبشت آن گهی پاسخش باز و گفت سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۴ - در آفرینش ماه
چراغیست مر تیره شب را بسیج جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۸۶ - جور و جفای تو نیک و بد بسر آید
جور و جفای تو نیک و بد بسر آید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۷۳ - غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم
غبار آسا نسیمی چون وزد، در پای او افتم رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره
۷ - النوبة الثالثة: قوله تعالى: وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ کریم است و مهربان، لطیف اس
قوله تعالى: وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ کریم است و مهربان، لطیف است و نگاهبان، خداوند جهان و جهانیان، فریاد رس نومیدان، ذخیره منقطعان، چاره بیچارگان، نوازنده رنجوران، رهاننده بندوران، در نگر بحال پیغمبران و رسولان که هر یکى را ازیشان رنجى دیگر بود و اندوهى دیگر، منت نهاد بریشان و جهانیان را گفت باز برنده اندوهان و رهاننده ایشان منم. آنک نوح پیغمبر در دست قوم خویش گرفتار شده و درمانده، و شخص عزیز وى نشانه زخم ایشان شده. رب العالمین گفت وَ نَجَّیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ آخر او را از دست ایشان رهانیدیم، و اندوهان وى را پایان پدید کردیم. و در حق لوط پیغامبر گفت وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ. و در حق ایوب پیغامبر گفت فَکَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ و در حق یونس گفت وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ او را از غم برهانیدیم و از ظلمتها بیرون آوردیم و درد وى را مرهم پدید کردیم. در حق موسى و بنى اسرائیل همین میگوید، و منت مىنهد وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ در عذاب و رنج فرعون بودند کارهاى دشوار و بار گران بریشان مىنهاد و فرزندان ایشان را میکشت، آخر آن محنت ایشان را پایان پدید کردیم، و آن رنج ازیشان برداشتیم، و آن غمّ و آن همّ از دل ایشان برگرفتیم. اسدی توسی : گرشاسپنامه
جادویی کردن ترکان بر ایرانیان
چنین بود یک هفته پیوسته جنگ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۱۱ - درفشان گردد چو دانا، در سخن، خاموش باش
درفشان گردد چو دانا، در سخن، خاموش باش باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۷۴ - ته سر ورزان مو سودای ته ورزان
ته سر ورزان مو سودای ته ورزان قائم مقام فراهانی : جلایرنامه
بخش ۷ - امام و پیشوا در خنده افتاد
امام و پیشوا در خنده افتاد آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - ای آنکه سر کوی تو شد منزل من
ای آنکه سر کوی تو شد منزل من جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۸ - وصل تو چو عمر جاودانه است
وصل تو چو عمر جاودانه است آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۴۸ - ایزد، همه عمر کامرانیت دهاد
ایزد، همه عمر کامرانیت دهاد آذر بیگدلی : رباعیات
شمارهٔ ۵۹ - ماده تاریخ (۱۱۷۵ ه.ق)
صهبا، ز زکامش مژه چون پرنم شد؛ اسدی توسی : گرشاسپنامه
در مردانگی گرشاسب گوید
ز کردار گرشاسب اندر جهان ابن یمین فَرومَدی : اشعار عربی
شمارهٔ ١٧ - ایضاً
اذا جادت الدنیا علیک فجد بها