طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۷۸ - در آن گلشن که گلچین در بروی باغبان بندد
در آن گلشن که گلچین در بروی باغبان بندد ایرج میرزا : قطعه ها
شهر کثیف
جز گه و گند و کثافت چیزی هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
کشفُ الحجابِ الثّانی فی التّوحیدِ
قوله، تعالی: «وَإلهُکُمْ إلهٌ واحِدٌ (۱۶۳/البقره).» شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۴۸ - در محبت جان اگر بازی خوش است
در محبت جان اگر بازی خوش است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۰ - جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت
جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۳ - چه اقبال است این رب که دولت داده رو ما را
چه اقبال است این رب که دولت داده رو ما را سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شماره ۵۵ - ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاری
ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاری جامی : سلامان و ابسال
بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیست
از شه یونان حکیم تیزهوش سعدی : رباعیات
رباعی ۲۶ - با گل به مثل چو خار میباید بود
با گل به مثل چو خار میباید بود ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۱۱۷ - سوختن در عشق
بیا ساقی خرابم کن، خراب از یک دو پیمانه فریدون مشیری : بهار را باورکن
دیوار
در پیش چشم خسته ِ من دفتری گشود ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۴۰ - خیانت
آن را که نگون است رایتش خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۸ - از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت
از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۶ - فصل(هیچ کاری بزرگوارتر از علم نیست)
چون دانستی که عامی به هیچ وقت از خطر خالی نباشد، از اینجا معلوم شود که هیچ کاری که آدمی بدان مشغول خواهد شد، فاضلتر و گواراتر از علم نخواهد بود و هر پیشه که بدان مشغول خواهد شد، برای طلب دنیا خواهد بود و علم بیشتر خلق را در دنیا نیز بهتر از پیشه ها، چه متعلم از چهار حال خالی نبود: ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۴۴ - در منقبت حضرت امام جعفر صادق(ع)
باز به پا کرد نوبهار سرادق ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت محمود غزنوی
شد چو محمود غزنوی سوی ری جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۲۳ - گفتم که چو فتنه چشم تو خفته بهست
گفتم که چو فتنه چشم تو خفته بهست اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
میان امتان والا مقام است
میان امتان والا مقام است فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۵۸ - تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست
تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
سبب بنای زندان
بهر آن شد بنای نمرهٔ یک
شماره ۷۸ - در آن گلشن که گلچین در بروی باغبان بندد
در آن گلشن که گلچین در بروی باغبان بندد ایرج میرزا : قطعه ها
شهر کثیف
جز گه و گند و کثافت چیزی هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
کشفُ الحجابِ الثّانی فی التّوحیدِ
قوله، تعالی: «وَإلهُکُمْ إلهٌ واحِدٌ (۱۶۳/البقره).» شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۲۴۸ - در محبت جان اگر بازی خوش است
در محبت جان اگر بازی خوش است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۰ - جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت
جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۳ - چه اقبال است این رب که دولت داده رو ما را
چه اقبال است این رب که دولت داده رو ما را سیف فرغانی : قصاید و قطعات (گزیدهٔ ناقص)
شماره ۵۵ - ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاری
ای ز بازار جهان حاصل تو گفتاری جامی : سلامان و ابسال
بخش ۲۵ - مذمت کردن حکیم شهوت را که ولادت فرزندان بی آن معهود نیست
از شه یونان حکیم تیزهوش سعدی : رباعیات
رباعی ۲۶ - با گل به مثل چو خار میباید بود
با گل به مثل چو خار میباید بود ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۱۱۷ - سوختن در عشق
بیا ساقی خرابم کن، خراب از یک دو پیمانه فریدون مشیری : بهار را باورکن
دیوار
در پیش چشم خسته ِ من دفتری گشود ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۴۰ - خیانت
آن را که نگون است رایتش خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۸ - از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت
از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۶ - فصل(هیچ کاری بزرگوارتر از علم نیست)
چون دانستی که عامی به هیچ وقت از خطر خالی نباشد، از اینجا معلوم شود که هیچ کاری که آدمی بدان مشغول خواهد شد، فاضلتر و گواراتر از علم نخواهد بود و هر پیشه که بدان مشغول خواهد شد، برای طلب دنیا خواهد بود و علم بیشتر خلق را در دنیا نیز بهتر از پیشه ها، چه متعلم از چهار حال خالی نبود: ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۴۴ - در منقبت حضرت امام جعفر صادق(ع)
باز به پا کرد نوبهار سرادق ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
حکایت محمود غزنوی
شد چو محمود غزنوی سوی ری جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۲۳ - گفتم که چو فتنه چشم تو خفته بهست
گفتم که چو فتنه چشم تو خفته بهست اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
میان امتان والا مقام است
میان امتان والا مقام است فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۵۸ - تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست
تا طرف نقاب از رخ رخشان تو برخاست ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
سبب بنای زندان
بهر آن شد بنای نمرهٔ یک