سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۶۲ - شد عمر برون و آرزو برنامد
شد عمر برون و آرزو برنامد
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۵۵ - ای روز برآ که ذره‌ها رقص کنند
ای روز برآ که ذره‌ها رقص کنند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۵۴ - چون اثر نگذاشت ازمن غم ز غمخواری چه سود؟
چون اثر نگذاشت ازمن غم ز غمخواری چه سود؟
شاطرعباس صبوحی : غزلیات
توبه شکستم
پیوسته من از شوق لب لعل تو مستم
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیده ۲۹۷ - خوش بود خاصه فصل فروردین
خوش بود خاصه فصل فروردین
سعدی : قطعات
شماره ۶۳ - مر تو را چون دو کار پیش آید
مر تو را چون دو کار پیش آید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۴۴ - ای ستمگر از نگاه دور رنجیدن نداشت
ای ستمگر از نگاه دور رنجیدن نداشت
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۵۷ - ای بانگ رباب از تو تابی دارم
ای بانگ رباب از تو تابی دارم
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۵۷ - بر هر که نیک دیده گشادم فنای تو است
بر هر که نیک دیده گشادم فنای تو است
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۸۸ - یا من هو اقرب بی من حبل و ریدی
یا من هو اقرب بی من حبل و ریدی
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۴۰۰ - اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۹۴ - با مردم آنچه شعله ادراک می کند
با مردم آنچه شعله ادراک می کند
غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۵۶ - حقوق فرزندان
یکی از رسول (ص) پرسید که نیکویی با که کنم؟ گفت، «با مادر و پدر». گفت، «مرده اند». گفت، «با فرزند که همچنان که پدر را حق است فرزند را حق است و یکی از حقوق فرزند آن است که ورا به بدخویی خویش در عقوق نداری». رسول (ص) گفت، «خدای تعالی رحمت کناد برپدری که پسر خویش را به نافرمانی نیارد». انس می گوید که رسول گفت (ص)، «پسری را که هفت روزه شد او را عقیقه کنید و نام و کنیت نیکو نهید و چون شش ساله شد ادب کنید و چون هفت ساله شد به نماز فرمایید و چون نه ساله شد جامه خواب سوا کنید، چون سیزده ساله شد به سبب نماز بزنید، چون شانزده ساله شد، پدر وی را زن دهد و دست وی گیرد و گوید، «ادبت کردم و آموختم و زن دادم. به خدای تعالی در پناهم از فتنه تو در دنیا و از عذاب تو در آخرت».
خاقانی : غزلیات
غزل ۳۳۱ - این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۹۱ - کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
کجا حریص ملول از گزند می گردد؟
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۳۲ - از شهد جهان جز غم و تشویش چه خیزد؟
از شهد جهان جز غم و تشویش چه خیزد؟
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۵۱ - دی توبت من ز آستین برزد دست
دی توبت من ز آستین برزد دست
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۸۲ - ای عشق تو نور خانه سوز دل من
ای عشق تو نور خانه سوز دل من
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۶۹ - این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
این دل غمزده یکی وان لب لعل فام دو
عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۴۱ - شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری