نجمالدین رازی : رباعیات
شماره ۳۷ - درد دل خسته دردمندان دانند
درد دل خسته دردمندان دانند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۷۹ - دل می بری و در خم مو می کنی، مکن
دل می بری و در خم مو می کنی، مکن هجویری : بابُ فی ذِکرِ أئمَّتِهم مِنَ المتأخّرین، رضوانُ اللّه علیهم اجمعین
بابُ فی ذِکرِ أئمَّتِهم مِنَ المتأخّرین، رضوانُ اللّه علیهم اجمعین
بدان جَبَرک اللّه که اندر زمانهٔ ما گروهیاند که طاقت حمل ریاضت ندارند و بی ریاضت ریاست طلب کنند و همه اهل این قصه را چون خود پندارند، و چون سخن گذشتگان بشنوند و شرف ایشان ببینند و معاملات ایشان برخوانند، اندر خود نگاه کنند، خود را از آن دور یابند، برگشان نباشد که گویند: «مانه آنیم»؛ فاما گویند: «اندر زمانهٔ ما این چنین کسان نمانده اند.» این قول از ایشان محال باشد؛ از آنچه خداوند تعالی هرگز زمین را بی حجت ندارد و هرگز این امت را بی ولی؛ کما قال النّبی، علیه السّلام: «لایَزالُ طائِفَةٌ مِنْ أُمَّتی عَلی الْخَیرِ والحَقِّ حتّی تَقومَ السّاعَةُ»؛ و لقوله، علیه السّلام: «لایَزالُ مِنْ أُمَّتی أربعونَ عَلی خُلُقِ إبراهیمَ.» هرگز امت من خالی نباشند از طایفهای که ایشان بر خیر و حق باشند تا قیامت و همیشه در امت من چهل تن بر خوی ابراهیم پیغمبر علیه السّلام باشند. کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۱۴ - چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردم
چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردم نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۴۷ - ایضا این قصیده در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقع است
به کوه و دشت ندارم ز شوق گنجایی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۴۲ - عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
عجب که شمع شبی در سرای من سوزد جلال عضد : مفردات
شماره ۶ - تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیله
تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیله فضولی : قصاید
شماره ۳۸ - دلی دارم پر از خون چون صراحی از غم عالم
دلی دارم پر از خون چون صراحی از غم عالم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۴۰ - به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش
به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش غروی اصفهانی : مراثی عبدالله بن الحسن سلام الله علیهما
فی رثاء عبدالله بن الحسن سلام الله علیهما
یگانه دُرّی یتیم عقیق لب لعل فام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۰۶ - غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام
غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۵ - با گل میگفت بلبلی زار و نزار
با گل میگفت بلبلی زار و نزار عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۸۳ - در ره او بی سر و پا میروم
در ره او بی سر و پا میروم صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۱۳ - ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم
ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم مجد همگر : قصاید
شماره ۹ - تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است
تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۳۶ - خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل
خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۱۲ - جواب
زهی پاکیزه قول و نیک تحقیق جامی : دفتر سوم
بخش ۲۵ - گفتار در فضیلت جود و کرم
پیش سوداییان تخت و جلال بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۵ - با سحر ربطی ندارد شام ما
با سحر ربطی ندارد شام ما جلال عضد : مفردات
شماره ۲ - در غم جانان به ترک جان بگوی
در غم جانان به ترک جان بگوی
شماره ۳۷ - درد دل خسته دردمندان دانند
درد دل خسته دردمندان دانند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۷۹ - دل می بری و در خم مو می کنی، مکن
دل می بری و در خم مو می کنی، مکن هجویری : بابُ فی ذِکرِ أئمَّتِهم مِنَ المتأخّرین، رضوانُ اللّه علیهم اجمعین
بابُ فی ذِکرِ أئمَّتِهم مِنَ المتأخّرین، رضوانُ اللّه علیهم اجمعین
بدان جَبَرک اللّه که اندر زمانهٔ ما گروهیاند که طاقت حمل ریاضت ندارند و بی ریاضت ریاست طلب کنند و همه اهل این قصه را چون خود پندارند، و چون سخن گذشتگان بشنوند و شرف ایشان ببینند و معاملات ایشان برخوانند، اندر خود نگاه کنند، خود را از آن دور یابند، برگشان نباشد که گویند: «مانه آنیم»؛ فاما گویند: «اندر زمانهٔ ما این چنین کسان نمانده اند.» این قول از ایشان محال باشد؛ از آنچه خداوند تعالی هرگز زمین را بی حجت ندارد و هرگز این امت را بی ولی؛ کما قال النّبی، علیه السّلام: «لایَزالُ طائِفَةٌ مِنْ أُمَّتی عَلی الْخَیرِ والحَقِّ حتّی تَقومَ السّاعَةُ»؛ و لقوله، علیه السّلام: «لایَزالُ مِنْ أُمَّتی أربعونَ عَلی خُلُقِ إبراهیمَ.» هرگز امت من خالی نباشند از طایفهای که ایشان بر خیر و حق باشند تا قیامت و همیشه در امت من چهل تن بر خوی ابراهیم پیغمبر علیه السّلام باشند. کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۱۴ - چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردم
چه خسته میکنی ای جان به غمزه خاطر مردم نظیری نیشابوری : قصاید
شمارهٔ ۴۷ - ایضا این قصیده در مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقع است
به کوه و دشت ندارم ز شوق گنجایی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۴۲ - عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
عجب که شمع شبی در سرای من سوزد جلال عضد : مفردات
شماره ۶ - تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیله
تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیله فضولی : قصاید
شماره ۳۸ - دلی دارم پر از خون چون صراحی از غم عالم
دلی دارم پر از خون چون صراحی از غم عالم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۴۰ - به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش
به خط است این نمایان گشته از طرف بناگوشش غروی اصفهانی : مراثی عبدالله بن الحسن سلام الله علیهما
فی رثاء عبدالله بن الحسن سلام الله علیهما
یگانه دُرّی یتیم عقیق لب لعل فام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۰۶ - غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام
غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۸۵ - با گل میگفت بلبلی زار و نزار
با گل میگفت بلبلی زار و نزار عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۸۳ - در ره او بی سر و پا میروم
در ره او بی سر و پا میروم صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۱۳ - ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم
ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم مجد همگر : قصاید
شماره ۹ - تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است
تا بر گلت ز سبزه نگهبان نشسته است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۳۶ - خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل
خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل صفای اصفهانی : مثنوی
بخش ۱۲ - جواب
زهی پاکیزه قول و نیک تحقیق جامی : دفتر سوم
بخش ۲۵ - گفتار در فضیلت جود و کرم
پیش سوداییان تخت و جلال بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۵ - با سحر ربطی ندارد شام ما
با سحر ربطی ندارد شام ما جلال عضد : مفردات
شماره ۲ - در غم جانان به ترک جان بگوی
در غم جانان به ترک جان بگوی