صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۲۷ - الفتح المطلق
ز فتح مطلب ار پاکیزه روحی غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۱۴ - در خورد تبر بود درختی که مراست
در خورد تبر بود درختی که مراست میرزاده عشقی : مقطعات
شمارهٔ ۶ - تمثال عشقی
مکش که بیهده این نقش می کشی نقاش اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۳۳ - تا دست بود در وفا خواهم زد
تا دست بود در وفا خواهم زد زرتشت : جلد اول کتاب اوستا - کهن ترین سرودهای ایرانیان
یسنه، هات ۴۲-۳۵ هفت هات
هات 35 1 [زوت :] اهوره مزدای اشون، رد اشونی را می¬ستاییم. امشا سپندان، شهریاران نیک خواه را می¬ستاییم. سراسر هستی اشون مینوی و استومند را می¬ستاییم. به فرمان اشه ی نیک، به فرمان دین نیک مزدا پرستی. [راسپی :] اهوره مزدای اشون.... 2 [زورت:] «هو متنم...» : اندیشۀ نیک، گفتار نیک و کردار نیک را که دراین جا ودر هرجای دیگری و رزیده شده است وورزیده خواهدشد، درود می گوییم و[خود] نیز با جان [ودل] به نیکی همی کوشیم. 3 ای اهوره مزدا! ای اردیبهشت زیبا! این را برای خویشتن بر می¬گزینیم: آن اندیشه و گفتار و کرداری را می ورزیم که بهترین کنشهای هر دو جهان است. 4 از پی پاداش پسین، بهترین کنش را همی گوییم به دانایان و نادانان، به شهریاران و شهروندان که جهان را آباد کنند و رامش بخشند. 5 براستی شهریاری را از آن کسی شمریم و از آن کسی دانیم و برای کسی خواستاریم که بهتر شهریاری کند: مزدا اهوره و اردیبهشت. 6 آنچه را که هر مرد یا زنی دانست که درست و نیک است، بر اوست که خودبکار بندد ودیگران را نیز بیاگاهاند تا آن را – آنچنان که هست – بکار بندند. 7 اینک شما را بهتر شماریم: ستایش و نیایش اهوره مزدا و آبادانی جهان را. اینک خود، این [کنش] را برای شما بجای آوریم و [دیگران را] نیز – آنچنان که بتوانیم- از آن بیاگاهانیم. 8 به سالاری «اشه» به همسایگی «اشه»، هریک از آفریدگان از بهترین پاداش هر دو جهان برخوردار شود. 9 این گفتار فرو فرستادۀ اهوره مزدا را با بهترین منش فراگستریم، آنگاه ترا [-ای زرتشت!-] گوینده و آموزگار آن دانیم. 10 ای اهوره! اردیبهشت و بهمن وشهریور نیک را، پیش از پیش سرود برسرودها، بیش از پیش درود بر درودها، بیش از پیش ستایش برستایشها [افزاییم]. افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۴۰ - ساقی به سر ما هوس شرب مدام است
ساقی به سر ما هوس شرب مدام است هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- مشایخ را رضی اللّه عنهم اندر این معنی هر یکی لطیفهای است به رمز.
مشایخ را رضی اللّه عنهم اندر این معنی هر یکی لطیفهای است به رمز. یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۴ - از میم انکار کو... لر ... لر
از میم انکار کو... لر ... لر سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۹۹ - در مدح افتخارالدین
آمد به صدر خویش چو خورشید در حمل فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - آن قوم که هست در بلا مسکنشان
آن قوم که هست در بلا مسکنشان جامی : دفتر دوم
بخش ۳۶ - قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین ندارد
آن مخنث به بام همسایه جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۳۵ - بی توام کار بر نمی آید
بی توام کار بر نمی آید میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۵۵ - دشمنم کشت به فرمودهٔ تو
دشمنم کشت به فرمودهٔ تو قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۵۷ - ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین
ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۲ - عشق است که آرزوی جان همه اوست
عشق است که آرزوی جان همه اوست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۴۴ - سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۱۳ - صفت شانه تراشی
از شانه تراش بیقرارم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۷۶ - روی بنمای که پیشت به نیاز آمده ایم
روی بنمای که پیشت به نیاز آمده ایم سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح تمغاج خان
ای جهانداری که داری بر جهانداران سری غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۹۸ - چه فتنه ها که در اندازه گمان تو نیست
چه فتنه ها که در اندازه گمان تو نیست
بخش ۳۲۷ - الفتح المطلق
ز فتح مطلب ار پاکیزه روحی غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۱۴ - در خورد تبر بود درختی که مراست
در خورد تبر بود درختی که مراست میرزاده عشقی : مقطعات
شمارهٔ ۶ - تمثال عشقی
مکش که بیهده این نقش می کشی نقاش اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۳۳ - تا دست بود در وفا خواهم زد
تا دست بود در وفا خواهم زد زرتشت : جلد اول کتاب اوستا - کهن ترین سرودهای ایرانیان
یسنه، هات ۴۲-۳۵ هفت هات
هات 35 1 [زوت :] اهوره مزدای اشون، رد اشونی را می¬ستاییم. امشا سپندان، شهریاران نیک خواه را می¬ستاییم. سراسر هستی اشون مینوی و استومند را می¬ستاییم. به فرمان اشه ی نیک، به فرمان دین نیک مزدا پرستی. [راسپی :] اهوره مزدای اشون.... 2 [زورت:] «هو متنم...» : اندیشۀ نیک، گفتار نیک و کردار نیک را که دراین جا ودر هرجای دیگری و رزیده شده است وورزیده خواهدشد، درود می گوییم و[خود] نیز با جان [ودل] به نیکی همی کوشیم. 3 ای اهوره مزدا! ای اردیبهشت زیبا! این را برای خویشتن بر می¬گزینیم: آن اندیشه و گفتار و کرداری را می ورزیم که بهترین کنشهای هر دو جهان است. 4 از پی پاداش پسین، بهترین کنش را همی گوییم به دانایان و نادانان، به شهریاران و شهروندان که جهان را آباد کنند و رامش بخشند. 5 براستی شهریاری را از آن کسی شمریم و از آن کسی دانیم و برای کسی خواستاریم که بهتر شهریاری کند: مزدا اهوره و اردیبهشت. 6 آنچه را که هر مرد یا زنی دانست که درست و نیک است، بر اوست که خودبکار بندد ودیگران را نیز بیاگاهاند تا آن را – آنچنان که هست – بکار بندند. 7 اینک شما را بهتر شماریم: ستایش و نیایش اهوره مزدا و آبادانی جهان را. اینک خود، این [کنش] را برای شما بجای آوریم و [دیگران را] نیز – آنچنان که بتوانیم- از آن بیاگاهانیم. 8 به سالاری «اشه» به همسایگی «اشه»، هریک از آفریدگان از بهترین پاداش هر دو جهان برخوردار شود. 9 این گفتار فرو فرستادۀ اهوره مزدا را با بهترین منش فراگستریم، آنگاه ترا [-ای زرتشت!-] گوینده و آموزگار آن دانیم. 10 ای اهوره! اردیبهشت و بهمن وشهریور نیک را، پیش از پیش سرود برسرودها، بیش از پیش درود بر درودها، بیش از پیش ستایش برستایشها [افزاییم]. افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۴۰ - ساقی به سر ما هوس شرب مدام است
ساقی به سر ما هوس شرب مدام است هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- مشایخ را رضی اللّه عنهم اندر این معنی هر یکی لطیفهای است به رمز.
مشایخ را رضی اللّه عنهم اندر این معنی هر یکی لطیفهای است به رمز. یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۴ - از میم انکار کو... لر ... لر
از میم انکار کو... لر ... لر سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۹۹ - در مدح افتخارالدین
آمد به صدر خویش چو خورشید در حمل فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - آن قوم که هست در بلا مسکنشان
آن قوم که هست در بلا مسکنشان جامی : دفتر دوم
بخش ۳۶ - قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین ندارد
آن مخنث به بام همسایه جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۳۵ - بی توام کار بر نمی آید
بی توام کار بر نمی آید میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۵۵ - دشمنم کشت به فرمودهٔ تو
دشمنم کشت به فرمودهٔ تو قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۵۷ - ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین
ما داغ آرزوی تو داریم بر جبین اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۲ - عشق است که آرزوی جان همه اوست
عشق است که آرزوی جان همه اوست قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۴۴ - سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی
سؤال میکنم، ار هست رخصت سخنی وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۱۳ - صفت شانه تراشی
از شانه تراش بیقرارم جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۷۶ - روی بنمای که پیشت به نیاز آمده ایم
روی بنمای که پیشت به نیاز آمده ایم سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح تمغاج خان
ای جهانداری که داری بر جهانداران سری غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۹۸ - چه فتنه ها که در اندازه گمان تو نیست
چه فتنه ها که در اندازه گمان تو نیست