نظامی گنجوی : هفت پیکر
بخش ۱۶ - نامه پادشاه ایران به بهرام‌گور
اول نامه بود نام خدای
امام سجاد علیه‌السلام : رساله حقوق
حق صدقه
و أما حق الصدقة فأن تعلم أنها ذخرك عند ربك و وديعتك التى لا تحتاج إلىالإشهاد فإذا علمت ذلك ؛ كنت بما استودعته سرا أوثق بما استودعته علانية و كنت جـديراً أن تكون أسررت إليه أمرا أعلنته و كان الأمر بينك و بينه فيها سرا على كل حال و و لم تستظهر عليه فيما استودعته منها بإشهاد الأسماع و الأبصار عليه بها كأنها أوثق فى نفسك ؛ لا كأنك لا تثق به فى تأدية وديعتك إليك ؛ ثم لم تمتن بها على أحد لأنها لك فإذا امتننت بها لم تأمن أن تكون بها مثل تهجين حالك منها إلى مــن مننت بها عليه ؛ لأن فى ذلك دليــلاً على أنــك لم تـرد نفسك بها؛ و لو اردت نفسك بهـــا لم تمتن بها على احد و لاقوة الا بالله
فردوسی : پادشاهی بهرام اورمزد
بخش ۲ - برو نیز بگذشت سال دراز
برو نیز بگذشت سال دراز
طبیب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۳ - برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
برکی نگرم؟ چون بتو دیدن نگذارند
نهج البلاغه : خطبه ها
كيفيت قبض روح
و من خطبة له عليه‌السلام ذكر فيها ملك الموت و توفية النفس و عجز الخلق عن وصف اللّه
جامی : دفتر دوم
بخش ۷۳ - قال رسول الله صلی الله علیه و سلم مثل المؤمن مثل النحلة لا تأکل الا طبیبا و لا تضع الا طبیبا
گفت خیرالبشر رسول خدای
ایرج میرزا : مثنوی ها
در هجوِ اعتمادالتجارِ اصفهانی
ای بی خرد اعتمادِ تُجّار
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۵ - ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۵۴ - داستان وصیت کردن اسکندر که دستش را بعد از وفات از تابوت بیرون گذارند تا تهیدستی وی بر همه کس ظاهر شود
خوش آن کس که کارش نکویی بود
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۹ - چشمت از گوشه ی تقوا به در آورد مرا
چشمت از گوشه ی تقوا به در آورد مرا
ملک‌الشعرای بهار : چهارپاره‌ها
سرود کبوتر
بیایید ای کبوترهای دلخواه
ملک‌الشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
گفتار چهارم در صفت استاد گوید
گیتی از اوستاد باشد راست
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۸۳ - شب فراق تو بیرون نمی روم زخیال
شب فراق تو بیرون نمی روم زخیال
مفاتیح الجنان : زیارات مطلقه امام حسین (ع)
زیارت ششم امام حسین (ع)
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده: به عمار ساباطی فرمود: چون به قبر امام حسین(علیه السلام) برسی بگو:
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۲ - فصل (توبه از بعض گناهان درست بود یا نه)
بدان که خلاف کرده اندر آن کسی از بعضی گناهان توبه کند درست بود یا نه. گروهی گفته اند محال بود که کسی از زنا توبه کند و از خمر نکند که اگر برای آن سمی کند که این معصیت است آن نیز هم معصیت است، پس چنان که محال بود که از یک خم شراب توبه کند و از دیگر نکند که هر دو برابرند، آن معصیت نیز همچنین باشد و درست آن است که ممکن بود که این چنین توبه باشد، بدان که زنا صغیرتر از خمر داند و از صعب ترین توبه کند، یا بدانکه خمر شوم تر از زنا داند که اندر زنا افکند و هم اندر کارهای دیگر و باشد مثلا که از غیبت توبه کند و از خمر نکند و گوید این به خلق تعلق دارد و خطر این بیشتر بود، بلکه روا بود که از بسیار خوردن خمر توبه کند نه از اصل.
نهج البلاغه : حکمت ها
معرفی عاقل و جاهل
وَ قِيلَ لَهُ صِفْ لَنَا اَلْعَاقِلَ فَقَالَ عليه‌السلام هُوَ اَلَّذِي يَضَعُ اَلشَّيْءَ مَوَاضِعَهُ فَقِيلَ فَصِفْ لَنَا اَلْجَاهِلَ فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
زرتشت : خرده اوستا
آفرینگان دهمان
1 « یثه آهو و یریو . . . » اششم وهو . . . » من خستویم که مزدا پرست ، زرتشتی ، دیو ستیز و اهورایی کیشم . دهم افرینی ( دهمان آفرین ) نیک و دامویش اوپتمن چیره دست را ستایش و نیایش و خشنودی وآفرین ! راسپی: « یثه آهو و یریو . . . » که زوت مرا بگوید . زوت : آثارتوش اَشات چیت هچا . . . » که پارسا مرد دانا بگوید .
ملک‌الشعرای بهار : دل مادر
عروسی
خواستگار آمد و با رنج دراز
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - گر جانب محب نظری با حبیب هست
گر جانب محب نظری با حبیب هست