جمالالدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۳ - لغز شمشیر
چیست آن آتش با گونه آب اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۹۰ - مدح علاءالدوله فخرالدین عربشاه پادشاه کهستان - مطلع نخست
طفل نه ای چند از این، دایه نا مهربان ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۵ - هرچند پسر مرتبه عالی افتاد
هرچند پسر مرتبه عالی افتاد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۷۴ - بسکه بی روی تو لبریز ندامت بودهام
بسکه بی روی تو لبریز ندامت بودهام فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۲۳ - بدانگه که رزم یلان شد دراز
بدانگه که رزم یلان شد دراز رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۴ - از بس در سر هوای آن دوست مرا
از بس در سر هوای آن دوست مرا انوری : رباعیات
رباعی ۲۳۴ - هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر
هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۸۰ - در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند
در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۷۶ - وله
ای صبا طوف در گلستان کن صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۲۴ - در زیر خرقه شیشهٔ می را نگاه دار
در زیر خرقه شیشهٔ می را نگاه دار جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۸ - کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم
کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۳۸ - دنبال دل کمند نگاه کسی مباد
دنبال دل کمند نگاه کسی مباد خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد
هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۴۳ - حالی نداد روی ز درس ادب مرا
حالی نداد روی ز درس ادب مرا مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۰۰ - ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۳۱ - راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی
راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۸۱ - عزم رحیل فرمودن امام علیه السلام ازمکه ی معظمه
سحر چون بدین بختی گرم ساز نشاط اصفهانی : مثنویات
شماره ۲۸ - این منم کاینسان خجل از خاک توس
این منم کاینسان خجل از خاک توس سعدالدین وراوینی : باب سیوم
داستان سه انبازِ راهزن با یکدیگر
دانای مهرانبه گفت: شنیدم که وقتی سه مردِ صعلوکِ راهزن با یکدیگر شریک شدند و سالها بر مدارجِ راههای مسلمانان کمینِ بیرحمتی گشودندی و چون نوایبِ روزگار دمار از کاروانِ جان خلایق برمیآوردند؛ در پیرامنِ شهری باطلالِ خرابهٔ رسیدند که قرابهٔ پیروزه رنگش بدورِ جورِ روزگار خراب کرده بود و در و دیوارش چون مستانِ طافح سر بر پایِ یکدیگر نهاده و افتاده؛ نیک بگردیدند، زیر سنگی صندوقچهٔ زر یافتند، بغایت خرم و خوشدل شدند؛ یکی را باتّفاق تعیین کردند که درین شهر باید رفتن و طعامی آوردن تا بکار بریم. بیچاره در رفتن مبادرت نمود و برفت و طعام خرید و حرصِ مدارخوارِ مردمکش او را بر آن داشت که چیزی از سمومِ قاتل در آن طعام آمیخت، بر اندیشه آنک هردو بخورند و هلاک شوند و مال یافته برو بماند و داعیهٔ رغبتِ مال آن هردو را باعث آمد بر آنک چون باز آید، زحمتِ وجود او از میان بردارند و آنچ یافتند، هردو قسمت کنند. مرد باز آمد و طعام آورد. ایشان هر دو برجستند و اول حلقِ او بفشردند و هلاکش کردند، پس بر سرِ طعام نشستند، خوردند و بر جای مردند و زبانِ حال میگفت: هِیَ الدُّنیَا فَاَحذَرُوهَا .
شمارهٔ ۳ - لغز شمشیر
چیست آن آتش با گونه آب اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۹۰ - مدح علاءالدوله فخرالدین عربشاه پادشاه کهستان - مطلع نخست
طفل نه ای چند از این، دایه نا مهربان ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۵ - هرچند پسر مرتبه عالی افتاد
هرچند پسر مرتبه عالی افتاد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۹۷۴ - بسکه بی روی تو لبریز ندامت بودهام
بسکه بی روی تو لبریز ندامت بودهام فردوسی : داستان رستم و اسفندیار
بخش ۲۳ - بدانگه که رزم یلان شد دراز
بدانگه که رزم یلان شد دراز رضیالدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۴ - از بس در سر هوای آن دوست مرا
از بس در سر هوای آن دوست مرا انوری : رباعیات
رباعی ۲۳۴ - هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر
هستم شب و روز و روز و شب در تدبیر طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۸۰ - در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند
در عزای کوهکن از بس که بر هم خورده اند سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۷۶ - وله
ای صبا طوف در گلستان کن صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۲۴ - در زیر خرقه شیشهٔ می را نگاه دار
در زیر خرقه شیشهٔ می را نگاه دار جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴۸ - کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم
کبود از بوسه امشب لعل آن رشک پری دیدم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۳۸ - دنبال دل کمند نگاه کسی مباد
دنبال دل کمند نگاه کسی مباد خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد
هندوی زلف تو زآن حال مشوّش دارد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت نیر تبریزی : سایر اشعار
شماره ۴۳ - حالی نداد روی ز درس ادب مرا
حالی نداد روی ز درس ادب مرا مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۰۰ - ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۳۱ - راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی
راست گویم من اگر خود مرد دهقان بودمی الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۸۱ - عزم رحیل فرمودن امام علیه السلام ازمکه ی معظمه
سحر چون بدین بختی گرم ساز نشاط اصفهانی : مثنویات
شماره ۲۸ - این منم کاینسان خجل از خاک توس
این منم کاینسان خجل از خاک توس سعدالدین وراوینی : باب سیوم
داستان سه انبازِ راهزن با یکدیگر
دانای مهرانبه گفت: شنیدم که وقتی سه مردِ صعلوکِ راهزن با یکدیگر شریک شدند و سالها بر مدارجِ راههای مسلمانان کمینِ بیرحمتی گشودندی و چون نوایبِ روزگار دمار از کاروانِ جان خلایق برمیآوردند؛ در پیرامنِ شهری باطلالِ خرابهٔ رسیدند که قرابهٔ پیروزه رنگش بدورِ جورِ روزگار خراب کرده بود و در و دیوارش چون مستانِ طافح سر بر پایِ یکدیگر نهاده و افتاده؛ نیک بگردیدند، زیر سنگی صندوقچهٔ زر یافتند، بغایت خرم و خوشدل شدند؛ یکی را باتّفاق تعیین کردند که درین شهر باید رفتن و طعامی آوردن تا بکار بریم. بیچاره در رفتن مبادرت نمود و برفت و طعام خرید و حرصِ مدارخوارِ مردمکش او را بر آن داشت که چیزی از سمومِ قاتل در آن طعام آمیخت، بر اندیشه آنک هردو بخورند و هلاک شوند و مال یافته برو بماند و داعیهٔ رغبتِ مال آن هردو را باعث آمد بر آنک چون باز آید، زحمتِ وجود او از میان بردارند و آنچ یافتند، هردو قسمت کنند. مرد باز آمد و طعام آورد. ایشان هر دو برجستند و اول حلقِ او بفشردند و هلاکش کردند، پس بر سرِ طعام نشستند، خوردند و بر جای مردند و زبانِ حال میگفت: هِیَ الدُّنیَا فَاَحذَرُوهَا .