صامت بروجردی : کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)
شمارهٔ ۱۳ - و برای او همچنین
چون دید زینب شمر را به میدان مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۰ - وصف بهار و ستایش سیف الدوله محمود
مگر مشاطه بستان شدند با دو سحاب هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۵۶ - به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم غروی اصفهانی : مدایح الحجة عجل الله فرجه
شمارهٔ ۲ - فی مدح الامام بقیة الله فی العالمین عجل الله فرجه
همره باد صبا نافۀ مشک ختن است امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۸ - نسیما آن گل شبگیر چون است؟
نسیما آن گل شبگیر چون است؟ محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۳۳ - شیخ گفت: لما خلق اللّه تعالی الارواح خاطبهم بلاواسطة واسمعهم کلامه کفاحا وقال خل
شیخ گفت: لما خلق اللّه تعالی الارواح خاطبهم بلاواسطة واسمعهم کلامه کفاحا وقال خلقتکم لتسارونی و اسارکم فان لم تفعلوا فتنا جونی و انا جیکم فان لم تفعلوا فکلّمونی و حدثونّی فان لم تفعلوا فاسمعوا منی ثم قرأ الشیخ: وَاِذا سَمِعُوا ما اُنْزِلَ اِلی الرَّسُولِ تَری اَعْینَهم تَفیضُ مِنَ الدَمْعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحقّ ثم قال ان کلام اللّه صفة قدیمة مختصة بذاته لیس بحرف ولاصوت و هو مسموع فی ذاته فاذا اسمع عبده من غیر واسطة حرف و لاصوت یسمی مکالمة و مخاطبة و اذا اعتبره علیه بان یخلق فی المحل ما یدل علیه من العبارات و الحروف او غیر ذلک من الدلة فیسمی مناجاة و من شرط هذا القسم الاخیران یتعقبه علم ضروری بان هذا من کلام اللّه فما ورد من الفاظ المسارة و المناجاة و المخاطبة فمحمول علی هذه المعانی و اما الوحی والایجاد فاذا الکلام فی النفس بواسطة رسول من رسله. عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۲۷ - با درفش ار تپانچه خواهی زد
با درفش ار تپانچه خواهی زد نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۲۸ - از این غیرت دلم چون غنچه خونست
از این غیرت دلم چون غنچه خونست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۴۶ - هیچ شکر چو آن دهان دیدی
هیچ شکر چو آن دهان دیدی شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۸۶ - ترا که دیده نباشد نظر چگونه کنی
ترا که دیده نباشد نظر چگونه کنی قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۲ - تا نگاه دلفریبش در نظر دارد مرا
تا نگاه دلفریبش در نظر دارد مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۸۲ - گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش
گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش شمس مغربی : غزلیات
شماره ۶۳ - تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد
تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۹۵ - گر تو یک ناوک از آن چشم سیه بستانی
گر تو یک ناوک از آن چشم سیه بستانی جلال عضد : رباعیّات
شماره ۱۴ - گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد
گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد احمد شاملو : دشنه در دیس
ترانه آبی
برای ع. پاشایی خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۸۴ - الهی مرا دل بهر تو در کار است وگر نه مرا با دل چکار است، آخر چراغ مرده را چه مقد
الهی مرا دل بهر تو در کار است وگر نه مرا با دل چکار است، آخر چراغ مرده را چه مقدار است ؟ سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۶ - ای سایه سنبلت سمن پرورده،
ای سایه سنبلت سمن پرورده، کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۷۷ - این چه نبهاست وین چه شیرینی
این چه نبهاست وین چه شیرینی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۰۶ - ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
شمارهٔ ۱۳ - و برای او همچنین
چون دید زینب شمر را به میدان مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۰ - وصف بهار و ستایش سیف الدوله محمود
مگر مشاطه بستان شدند با دو سحاب هاتف اصفهانی : غزلیات
غزل ۵۶ - به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم غروی اصفهانی : مدایح الحجة عجل الله فرجه
شمارهٔ ۲ - فی مدح الامام بقیة الله فی العالمین عجل الله فرجه
همره باد صبا نافۀ مشک ختن است امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۸ - نسیما آن گل شبگیر چون است؟
نسیما آن گل شبگیر چون است؟ محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۳۳ - شیخ گفت: لما خلق اللّه تعالی الارواح خاطبهم بلاواسطة واسمعهم کلامه کفاحا وقال خل
شیخ گفت: لما خلق اللّه تعالی الارواح خاطبهم بلاواسطة واسمعهم کلامه کفاحا وقال خلقتکم لتسارونی و اسارکم فان لم تفعلوا فتنا جونی و انا جیکم فان لم تفعلوا فکلّمونی و حدثونّی فان لم تفعلوا فاسمعوا منی ثم قرأ الشیخ: وَاِذا سَمِعُوا ما اُنْزِلَ اِلی الرَّسُولِ تَری اَعْینَهم تَفیضُ مِنَ الدَمْعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحقّ ثم قال ان کلام اللّه صفة قدیمة مختصة بذاته لیس بحرف ولاصوت و هو مسموع فی ذاته فاذا اسمع عبده من غیر واسطة حرف و لاصوت یسمی مکالمة و مخاطبة و اذا اعتبره علیه بان یخلق فی المحل ما یدل علیه من العبارات و الحروف او غیر ذلک من الدلة فیسمی مناجاة و من شرط هذا القسم الاخیران یتعقبه علم ضروری بان هذا من کلام اللّه فما ورد من الفاظ المسارة و المناجاة و المخاطبة فمحمول علی هذه المعانی و اما الوحی والایجاد فاذا الکلام فی النفس بواسطة رسول من رسله. عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۲۷ - با درفش ار تپانچه خواهی زد
با درفش ار تپانچه خواهی زد نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۲۸ - از این غیرت دلم چون غنچه خونست
از این غیرت دلم چون غنچه خونست خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۴۶ - هیچ شکر چو آن دهان دیدی
هیچ شکر چو آن دهان دیدی شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۸۶ - ترا که دیده نباشد نظر چگونه کنی
ترا که دیده نباشد نظر چگونه کنی قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۲ - تا نگاه دلفریبش در نظر دارد مرا
تا نگاه دلفریبش در نظر دارد مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۸۲ - گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش
گر، ای نسیم، ترا ره دهنده در حرمش شمس مغربی : غزلیات
شماره ۶۳ - تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد
تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۹۵ - گر تو یک ناوک از آن چشم سیه بستانی
گر تو یک ناوک از آن چشم سیه بستانی جلال عضد : رباعیّات
شماره ۱۴ - گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد
گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد احمد شاملو : دشنه در دیس
ترانه آبی
برای ع. پاشایی خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۸۴ - الهی مرا دل بهر تو در کار است وگر نه مرا با دل چکار است، آخر چراغ مرده را چه مقد
الهی مرا دل بهر تو در کار است وگر نه مرا با دل چکار است، آخر چراغ مرده را چه مقدار است ؟ سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۶ - ای سایه سنبلت سمن پرورده،
ای سایه سنبلت سمن پرورده، کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۷۷ - این چه نبهاست وین چه شیرینی
این چه نبهاست وین چه شیرینی امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۳۰۶ - ای گریه، ترا چه شکر گویم؟
ای گریه، ترا چه شکر گویم؟