کمال خجندی : غزلیات
شمارهٔ ۵۰۵
ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند افسر کرمانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۶
خوشتر است از دولت دنیا و عقبی وصل یاری شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۱۴
خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده ترکی شیرازی : فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
شمارهٔ ۹۳ - خجسته کتاب
هزار شکر که شد ختم، این خجسته کتاب نهج البلاغه : خطبه ها
كيفيت قبض روح
<strong> و من خطبة له عليهالسلام ذكر فيها ملك الموت و توفية النفس </strong> <strong> و عجز الخلق عن وصف اللّه </strong> نهج البلاغه : حکمت ها
پرهيز از افراط و تفريط در دوستى با امام عليه السلام
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> هَلَكَ فِيَّ رَجُلاَنِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۰۴
گهی عکس رخش جان می نماید اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۸۹
ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۶۶
خوش خیالی به خواب رو بنمود شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۳
ما را به غیر او نبود التفات هیچ صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷۲
علم نصرت ما آه سحرگاهی ما عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۵۰۶
بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شمارهٔ ١٠٣
چیزیکه رفت رفت مکن یاد ازو دگر نصرالله منشی : باب الصائغ و السیاح
بخش ۳
در جمله، چندانکه بشهر رسید او را طلب کرد. چون بدو رسید زرگر استبشاری تمام فرمود و او را باعزاز وا جلال فرود آورد، و ساعتی غم و شادی گفتند و از مجاری احوال یک دیگر استعلامی کردند. در اثنای مفاوضت سیاح ذکر پیرایه بازگردانید وعین آن بدو نمود. تازگی کرد و گفت: انا ابن بجدتها، کار من است، بیک لحظه دل ازین فارغ گردانم. عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۴۱۰
دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۹۸۰
چه خوش باشد پس از هجران کشیدن عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۲۹۹
کدام لحظه دلم گرد غم نمی گردد شمس مغربی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲
چون تافت بر دل من پرتو جمال حبیب قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در مدح شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرماید
باز با صعوه ندانم ز چه رو رام گرفت سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۵۴
به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کرد
شمارهٔ ۵۰۵
ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند افسر کرمانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۶
خوشتر است از دولت دنیا و عقبی وصل یاری شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۱۴
خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده ترکی شیرازی : فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
شمارهٔ ۹۳ - خجسته کتاب
هزار شکر که شد ختم، این خجسته کتاب نهج البلاغه : خطبه ها
كيفيت قبض روح
<strong> و من خطبة له عليهالسلام ذكر فيها ملك الموت و توفية النفس </strong> <strong> و عجز الخلق عن وصف اللّه </strong> نهج البلاغه : حکمت ها
پرهيز از افراط و تفريط در دوستى با امام عليه السلام
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> هَلَكَ فِيَّ رَجُلاَنِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۰۴
گهی عکس رخش جان می نماید اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۸۹
ساقی، بده شرابم، کندر چنین بهاری شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۶۶
خوش خیالی به خواب رو بنمود شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶۳
ما را به غیر او نبود التفات هیچ صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷۲
علم نصرت ما آه سحرگاهی ما عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۵۰۶
بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شمارهٔ ١٠٣
چیزیکه رفت رفت مکن یاد ازو دگر نصرالله منشی : باب الصائغ و السیاح
بخش ۳
در جمله، چندانکه بشهر رسید او را طلب کرد. چون بدو رسید زرگر استبشاری تمام فرمود و او را باعزاز وا جلال فرود آورد، و ساعتی غم و شادی گفتند و از مجاری احوال یک دیگر استعلامی کردند. در اثنای مفاوضت سیاح ذکر پیرایه بازگردانید وعین آن بدو نمود. تازگی کرد و گفت: انا ابن بجدتها، کار من است، بیک لحظه دل ازین فارغ گردانم. عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۴۱۰
دلی دارم که می جوشد ز هر مو چشمهٔ خونش حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۹۸۰
چه خوش باشد پس از هجران کشیدن عرفی شیرازی : غزلها
غزل شمارهٔ ۲۹۹
کدام لحظه دلم گرد غم نمی گردد شمس مغربی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲
چون تافت بر دل من پرتو جمال حبیب قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - در مدح شاهزادهٔ رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه فرماید
باز با صعوه ندانم ز چه رو رام گرفت سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۵۴
به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کرد