مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۱۲ - رها کن ماجرا ای جان، فرو کن سر زبالایی
رَها کُن ماجَرا ای جان، فرو کُن سَر زِبالایی سعدی : رباعیات
رباعی ۱۲۰ - ای دوست گرفته بر سر ما دشمن
ای دوست گرفته بر سر ما دشمن اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۴۴ - روزی کنی به سنگ فراقم جدا ز خود
روزی کنی به سنگ فراقم جدا ز خود فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
گفتن رفیدا حال رامین با گل
چو از نخچیر باز آمد رفیدا صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۷۸ - صبح وصل است و مرا حال چنین می گذرد
صبح وصل است و مرا حال چنین می گذرد اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۴۳ - آن خط عنبرین که چو آبش نبشتهای
آن خط عنبرین که چو آبش نبشتهای عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۳۶ - شمع آمد زار زار و میگفت به راز
شمع آمد زار زار و میگفت به راز بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۸۵ - برگ و ساز عندلیبان زین چمن گفتار بود
برگ و ساز عندلیبان زین چمن گفتار بود شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۴ - دریاب تو این قول حکیمانهٔ ما
دریاب تو این قول حکیمانهٔ ما نهج البلاغه : حکمت ها
اهمیت حفظ آبرو
وَ قَالَ عليهالسلام مَاءُ وَجْهِكَ جَامِدٌ يُقْطِرُهُ اَلسُّؤَالُ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ اثیر اخسیکتی : قطعات
شماره ۲۴ - نهاد طبع لطیفت چه گوهری است کزو
نهاد طبع لطیفت چه گوهری است کزو خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۳۵ - هر کو نظر کند به تو صاحبنظر شود
هر کو نظر کند به تو صاحبنظر شود جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۹۸ - زجوش ناز دندانت در نایاب را ماند
زجوش ناز دندانت در نایاب را ماند فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آگاهى یافتن موبد از قیصر روم و رفتن به جنگ
جهان را گوهرو آیین چنین است هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- مشایخ را اندر این معنی رموز بسیار است و من حصول فواید را بعضی از اقاویل ایشان بی
مشایخ را اندر این معنی رموز بسیار است و من حصول فواید را بعضی از اقاویل ایشان بیارم، ان شاء اللّه، عزّ و جلّ. ادیب الممالک : مسمطات
شماره ۳ - قدم گذار بدیوان عالی و بشناس
قدم گذار بدیوان عالی و بشناس فضولی : رباعیات
شماره ۶ - ای زلف تو سرمایه رسوایی ما
ای زلف تو سرمایه رسوایی ما مولوی : ترجیعات
دهم
هست کسی کو چو من اشکار نیست خاقانی : رباعیات
شماره ۲۶۶ - خاقانی اگر توئی ز صافی نفسان
خاقانی اگر توئی ز صافی نفسان سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۵۵۱ - ای (که) تو جان جهانی و جهان جانی
ای (که) تو جان جهانی و جهان جانی
غزل ۲۵۱۲ - رها کن ماجرا ای جان، فرو کن سر زبالایی
رَها کُن ماجَرا ای جان، فرو کُن سَر زِبالایی سعدی : رباعیات
رباعی ۱۲۰ - ای دوست گرفته بر سر ما دشمن
ای دوست گرفته بر سر ما دشمن اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۴۴ - روزی کنی به سنگ فراقم جدا ز خود
روزی کنی به سنگ فراقم جدا ز خود فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
گفتن رفیدا حال رامین با گل
چو از نخچیر باز آمد رفیدا صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۷۸ - صبح وصل است و مرا حال چنین می گذرد
صبح وصل است و مرا حال چنین می گذرد اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۴۳ - آن خط عنبرین که چو آبش نبشتهای
آن خط عنبرین که چو آبش نبشتهای عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۳۶ - شمع آمد زار زار و میگفت به راز
شمع آمد زار زار و میگفت به راز بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۸۵ - برگ و ساز عندلیبان زین چمن گفتار بود
برگ و ساز عندلیبان زین چمن گفتار بود شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۴ - دریاب تو این قول حکیمانهٔ ما
دریاب تو این قول حکیمانهٔ ما نهج البلاغه : حکمت ها
اهمیت حفظ آبرو
وَ قَالَ عليهالسلام مَاءُ وَجْهِكَ جَامِدٌ يُقْطِرُهُ اَلسُّؤَالُ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقْطِرُهُ اثیر اخسیکتی : قطعات
شماره ۲۴ - نهاد طبع لطیفت چه گوهری است کزو
نهاد طبع لطیفت چه گوهری است کزو خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۳۵ - هر کو نظر کند به تو صاحبنظر شود
هر کو نظر کند به تو صاحبنظر شود جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۹۸ - زجوش ناز دندانت در نایاب را ماند
زجوش ناز دندانت در نایاب را ماند فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آگاهى یافتن موبد از قیصر روم و رفتن به جنگ
جهان را گوهرو آیین چنین است هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- مشایخ را اندر این معنی رموز بسیار است و من حصول فواید را بعضی از اقاویل ایشان بی
مشایخ را اندر این معنی رموز بسیار است و من حصول فواید را بعضی از اقاویل ایشان بیارم، ان شاء اللّه، عزّ و جلّ. ادیب الممالک : مسمطات
شماره ۳ - قدم گذار بدیوان عالی و بشناس
قدم گذار بدیوان عالی و بشناس فضولی : رباعیات
شماره ۶ - ای زلف تو سرمایه رسوایی ما
ای زلف تو سرمایه رسوایی ما مولوی : ترجیعات
دهم
هست کسی کو چو من اشکار نیست خاقانی : رباعیات
شماره ۲۶۶ - خاقانی اگر توئی ز صافی نفسان
خاقانی اگر توئی ز صافی نفسان سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۵۵۱ - ای (که) تو جان جهانی و جهان جانی
ای (که) تو جان جهانی و جهان جانی