رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱ - گرچه بشتر را عطا باران بود
گرچه بشتر را عطا باران بود مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۹۲ - ای عارف خوش کلام برگو
ای عارف خوش کلام برگو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۱۸ - ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟ عطار نیشابوری : خسرونامه
در صفت دف
یکی صورت درآمد ماه پیکر سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۵ - دربند افتادن خورشید به دستور افسر، مادرش
به نوشانوش رفت آن شب به پایان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۷۳ - اگر نقاب ازان روی دلپسند افتد
اگر نقاب ازان روی دلپسند افتد سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید
در جهانی چه بایدت بودن سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
حکایت مرد یخ فروش التمثّل فی دارالغرور
مثلت هست در سرای غرور فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲ - گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را
گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۶۰ - غزل
برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است؟ سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
در بقا و فنای جسم و جان گوید
در جهانی که عقل و ایمانست سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
در مرگ گوید
فرش عمرت نوشته در شومی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۳۳ - هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم
هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را
سازنده ارغنون این ساز سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
فصل فیالحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنی
مردم از زیرکان دژم نشود قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۵۴ - حیرت، تپش از جام خرابم برده
حیرت، تپش از جام خرابم برده سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
فی تسلّی قلوب الاخوة والاخوات
شوی خود را زنی بدید دژم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳۱ - هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم
هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۹۳ - خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار
خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار سعیدا : غزلیات
شماره ۴۵۱ - شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
شماره ۱ - گرچه بشتر را عطا باران بود
گرچه بشتر را عطا باران بود مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۹۲ - ای عارف خوش کلام برگو
ای عارف خوش کلام برگو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۱۸ - ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟
ز گنجهای گرانمایه بی نثار چه حظ؟ عطار نیشابوری : خسرونامه
در صفت دف
یکی صورت درآمد ماه پیکر سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۵ - دربند افتادن خورشید به دستور افسر، مادرش
به نوشانوش رفت آن شب به پایان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۷۳ - اگر نقاب ازان روی دلپسند افتد
اگر نقاب ازان روی دلپسند افتد سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
اندر مذمّت دنیا و برحذر بودن از آن فرماید
در جهانی چه بایدت بودن سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
حکایت مرد یخ فروش التمثّل فی دارالغرور
مثلت هست در سرای غرور فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲ - گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را
گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۶۰ - غزل
برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است؟ سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
در بقا و فنای جسم و جان گوید
در جهانی که عقل و ایمانست سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
در مرگ گوید
فرش عمرت نوشته در شومی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۳۳ - هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم
هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم نظامی گنجوی : لیلی و مجنون
بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان را
سازنده ارغنون این ساز سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
فصل فیالحکمة ذکرالحکمة احکم فانّها بین الکائنات حکم مثل الاحباب والاعداء کمثل الدواء والداء در دوستی و دشمنی
مردم از زیرکان دژم نشود قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۵۴ - حیرت، تپش از جام خرابم برده
حیرت، تپش از جام خرابم برده سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
فی تسلّی قلوب الاخوة والاخوات
شوی خود را زنی بدید دژم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۳۱ - هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم
هم در شیخ زدم هم ره رهبان رفتم امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۹۳ - خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار
خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار سعیدا : غزلیات
شماره ۴۵۱ - شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل