اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۰۵ - سوز تو شبی بسازم آورد
سوز تو شبی بسازم آورد هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۶ - گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۳۷ - قبله زن صفتان آینه زر باشد
قبله زن صفتان آینه زر باشد شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۴۵ - سخن عارفان به جان بشنو
سخن عارفان به جان بشنو فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۵۵ - دلم از فرقت روی تو خون شد
دلم از فرقت روی تو خون شد عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۶۲ - بحری که همه عمر به یکدم بینی
بحری که همه عمر به یکدم بینی اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۴۴ - هرگه که نظر از سر سودات افتد
هرگه که نظر از سر سودات افتد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۸۹ - در ده شراب کهنه که آمد بهار نو
در ده شراب کهنه که آمد بهار نو فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۸۰ - چو مرد او شدی مردانه میباش
چو مرد او شدی مردانه میباش رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۹ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لا تَحْسَبَنَّ و مپندار البته، الَّذِینَ قُتِلُوا ایشان را که بکشتند، فِی سَبِیلِ اللَّهِ (از بهر خدا) در راه خدا، أَمْواتاً که ایشان مردگاناند، بَلْ أَحْیاءٌ نیستند که زندگانند، عِنْدَ رَبِّهِمْ نزدیک خداى خویش، یُرْزَقُونَ (۱۶۹) بر ایشان رزق مىرانند و نزل میرسانند. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹۴ - بیا، ای باغ جان، تا بنگرم سرو روان تو
بیا، ای باغ جان، تا بنگرم سرو روان تو قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۹۹ - چون شمع به سوختن کنی خوی، خوش است
چون شمع به سوختن کنی خوی، خوش است صامت بروجردی : کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)
شمارهٔ ۱۲ - و برای او
مرو ای جان برادر سوی میدان ز بر من محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۶ - شیخ گفت: وقتک بین النَفَسین. وقت تو میان دونفس است یکی گذشته و یکی ناآمده. پس گف
شیخ گفت: وقتک بین النَفَسین. وقت تو میان دونفس است یکی گذشته و یکی ناآمده. پس گفت دی شد و فردا کو؟ روز امروز است. الوقت سیف قاطع. خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۷۶ - چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۰۳ - عیش جهان در آن لب خندان نظاره کن
عیش جهان در آن لب خندان نظاره کن شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۷۲ - بی رخ جانان به گلزارم چه کار
بی رخ جانان به گلزارم چه کار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴ - نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما
نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۵۸ - از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد
از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد فروغ فرخزاد : تولدی دیگر
تنهایی ِ ماه
در تمام طول تاریکی
غزل ۲۰۵ - سوز تو شبی بسازم آورد
سوز تو شبی بسازم آورد هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۶ - گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۳۷ - قبله زن صفتان آینه زر باشد
قبله زن صفتان آینه زر باشد شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۴۵ - سخن عارفان به جان بشنو
سخن عارفان به جان بشنو فایز دشتی : دوبیتیها
دوبیتی ۵۵ - دلم از فرقت روی تو خون شد
دلم از فرقت روی تو خون شد عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۶۲ - بحری که همه عمر به یکدم بینی
بحری که همه عمر به یکدم بینی اوحدالدین کرمانی : الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
شماره ۴۴ - هرگه که نظر از سر سودات افتد
هرگه که نظر از سر سودات افتد ملکالشعرای بهار : غزلیات
شماره ۸۹ - در ده شراب کهنه که آمد بهار نو
در ده شراب کهنه که آمد بهار نو فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۸۰ - چو مرد او شدی مردانه میباش
چو مرد او شدی مردانه میباش رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۹ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لا تَحْسَبَنَّ و مپندار البته، الَّذِینَ قُتِلُوا ایشان را که بکشتند، فِی سَبِیلِ اللَّهِ (از بهر خدا) در راه خدا، أَمْواتاً که ایشان مردگاناند، بَلْ أَحْیاءٌ نیستند که زندگانند، عِنْدَ رَبِّهِمْ نزدیک خداى خویش، یُرْزَقُونَ (۱۶۹) بر ایشان رزق مىرانند و نزل میرسانند. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۹۴ - بیا، ای باغ جان، تا بنگرم سرو روان تو
بیا، ای باغ جان، تا بنگرم سرو روان تو قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۹۹ - چون شمع به سوختن کنی خوی، خوش است
چون شمع به سوختن کنی خوی، خوش است صامت بروجردی : کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)
شمارهٔ ۱۲ - و برای او
مرو ای جان برادر سوی میدان ز بر من محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۶ - شیخ گفت: وقتک بین النَفَسین. وقت تو میان دونفس است یکی گذشته و یکی ناآمده. پس گف
شیخ گفت: وقتک بین النَفَسین. وقت تو میان دونفس است یکی گذشته و یکی ناآمده. پس گفت دی شد و فردا کو؟ روز امروز است. الوقت سیف قاطع. خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۷۶ - چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند
چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۰۳ - عیش جهان در آن لب خندان نظاره کن
عیش جهان در آن لب خندان نظاره کن شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۸۷۲ - بی رخ جانان به گلزارم چه کار
بی رخ جانان به گلزارم چه کار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۴ - نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما
نیست بر سبزان گلشن، دیده پر خون ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۵۸ - از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد
از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد فروغ فرخزاد : تولدی دیگر
تنهایی ِ ماه
در تمام طول تاریکی