نهج البلاغه : حکمت ها
شناخت جايگاه وفادارى
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اَلْوَفَاءُ لِأَهْلِ اَلْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَ اَللَّهِ وَ اَلْغَدْرُ بِأَهْلِ اَلْغَدْرِ وَفَاءٌ عِنْدَ اَللَّهِ سعدی : غزلیات
غزل ۵۱۰
نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۳۰ - جواب گفتن ممن سنی کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم بچه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد
گفت مؤمن بشنو ای جبری خطاب نهج البلاغه : حکمت ها
دعوت به زهد و نهی از غفلت
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اِزْهَدْ فِي اَلدُّنْيَا يُبَصِّرْكَ اَللَّهُ عَوْرَاتِهَا جیحون یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۱۹
آنچای که چون خور دهد از جام شعاع انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاه
ای عید دین و دولت عیدت خجسته باد احمد شاملو : باغ آینه
شبانه
به محمود کیانوش فردوسی : پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود
بخش ۳
همی بود شاپور با داد و رای یغمای جندقی : بخش سوم
شمارهٔ ۱۸
میرزا احمد صفائی؛ پیدا و پنهان، دور و نزدیک، با نوشته و بی نوشته، با گواه و بی گواه، با نگین من و بی نگین من، در حیات من و در ممات من، با اجازه من و بی اجازه، هر چه در کار و بار معاش و معاد من گوید و جوید و از شما دستیاری و مدد خواهد، در خواست خاکسار آنستی که محض اظهار، اعمال و گفتار او را مطلقا حق و صواب دیده، هر چه خواهد بنویس، هر چه گوید مهر کن، و در انجام امور معاد و معاش که معلق به حیات و ممات من است، بی دریغانه از او بشنوید و مهر کنید، و شهادت دهید و در انجام آن دستیار او باشید. بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۴۰
نکشم سر از وفایت بجفا و ناز و بازی عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شمارهٔ ۴۴
ای آن که کمال خرده دانان دانی سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۱ - فراقنامه
به نام خدایی که با تیره خاک سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۶۰ - در مدح نظام الملک محمد گوید
مرا به وقت سحر دوش مژده داد نسیم صغیر اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۲
گر مهر علی بسینه داری خوشباش اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۹۲
اگر چه ساقی جان می نهاد در دستت ازرقی هروی : رباعیات
شمارهٔ ۹
سوز دل من ز بهر بار غم تست ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۵۲
مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۱۹
ز هجران که دارد لاله داغی دلسیاهی را؟ امیر پازواری : دوبیتیها
شمارهٔ ۱۱۸
امیر گنه: ته غمزه مرهْ مَصٰافنْ شاطرعباس صبوحی : غزلیات
دلبر فرزانه
طالب طرّه خم در خم جانانه شدم
شناخت جايگاه وفادارى
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اَلْوَفَاءُ لِأَهْلِ اَلْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَ اَللَّهِ وَ اَلْغَدْرُ بِأَهْلِ اَلْغَدْرِ وَفَاءٌ عِنْدَ اَللَّهِ سعدی : غزلیات
غزل ۵۱۰
نه من تنها گرفتارم به دام زلف زیبایی مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۳۰ - جواب گفتن ممن سنی کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم بچه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد
گفت مؤمن بشنو ای جبری خطاب نهج البلاغه : حکمت ها
دعوت به زهد و نهی از غفلت
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اِزْهَدْ فِي اَلدُّنْيَا يُبَصِّرْكَ اَللَّهُ عَوْرَاتِهَا جیحون یزدی : رباعیات
شمارهٔ ۱۹
آنچای که چون خور دهد از جام شعاع انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در تهنیت عید و مدح پیروزشاه
ای عید دین و دولت عیدت خجسته باد احمد شاملو : باغ آینه
شبانه
به محمود کیانوش فردوسی : پادشاهی شاپور پسر اردشیر سی و یک سال بود
بخش ۳
همی بود شاپور با داد و رای یغمای جندقی : بخش سوم
شمارهٔ ۱۸
میرزا احمد صفائی؛ پیدا و پنهان، دور و نزدیک، با نوشته و بی نوشته، با گواه و بی گواه، با نگین من و بی نگین من، در حیات من و در ممات من، با اجازه من و بی اجازه، هر چه در کار و بار معاش و معاد من گوید و جوید و از شما دستیاری و مدد خواهد، در خواست خاکسار آنستی که محض اظهار، اعمال و گفتار او را مطلقا حق و صواب دیده، هر چه خواهد بنویس، هر چه گوید مهر کن، و در انجام امور معاد و معاش که معلق به حیات و ممات من است، بی دریغانه از او بشنوید و مهر کنید، و شهادت دهید و در انجام آن دستیار او باشید. بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۴۰
نکشم سر از وفایت بجفا و ناز و بازی عطار نیشابوری : باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
شمارهٔ ۴۴
ای آن که کمال خرده دانان دانی سلمان ساوجی : فراق نامه
بخش ۱ - فراقنامه
به نام خدایی که با تیره خاک سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۶۰ - در مدح نظام الملک محمد گوید
مرا به وقت سحر دوش مژده داد نسیم صغیر اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۲
گر مهر علی بسینه داری خوشباش اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۹۲
اگر چه ساقی جان می نهاد در دستت ازرقی هروی : رباعیات
شمارهٔ ۹
سوز دل من ز بهر بار غم تست ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۴۵۲
مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۱۹
ز هجران که دارد لاله داغی دلسیاهی را؟ امیر پازواری : دوبیتیها
شمارهٔ ۱۱۸
امیر گنه: ته غمزه مرهْ مَصٰافنْ شاطرعباس صبوحی : غزلیات
دلبر فرزانه
طالب طرّه خم در خم جانانه شدم