مولوی : دفتر دوم
بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوسالهپرست را کی آن خیالاندیشی و حزم تو کجاست
گفت موسی با یکی مست خیال امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۹۱ - آسان شود این مشکل درویش تو امشب
آسان شود این مشکل درویش تو امشب امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۳۶ - یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟
یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟ سعدی : قطعات
شماره ۱۱۷ - ظاهرا در مدح صاحب دیوان است
به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۲۱ - تو دوش چه خواب دیدهای میدانی
تو دوش چه خواب دیدهای میدانی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۸ - باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست
باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۳۰ - بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن
بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۱۹ - شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز گفت کی صد پیر از پیران در تصوف سخن گفتهاند اول همان گفت کی آخر، عبارت مختلف بود و معنی یکی کی اَلتَّصَوَّفُ تَرکُ ا
شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز گفت کی صد پیر از پیران در تصوف سخن گفتهاند اول همان گفت کی آخر، عبارت مختلف بود و معنی یکی کی اَلتَّصَوَّفُ تَرکُ التَکَلُّفِ و هیچ تکلف ترا بیش از تویی تو نیست، چون به خویشتن مشغول گشتی ازو باز ماندی. شیخ گفت مشایخ و پیران گفتهاند هرچ خلق را شاید خدای را نشاید و هرچ خدای را شاید خلق را نشاید. وقتی از اوقات شیخ قرآن میخواند و در آخر عهد هرچ آیت رحمة بود میخواند و هرچ آیت عذاب میگذاشت. یکی گفت ای شیخ این چنین نظم قرآن مینشود: امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۷۶ - چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۷۶ - آغاز انشعاب عشقهٔ عشق خضر خان از شاخ سبز و تر دول رانی
همیشه دور چرخ لاجوردی باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۷۲ - گلی که خود بدادم پیچ و تابش
گلی که خود بدادم پیچ و تابش کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۴ - شیرین دهنت که تنگنای سخنست
شیرین دهنت که تنگنای سخنست فلکی شروانی : قصاید
شمارهٔ ۳۱ - در مدح منوچهر شروانشاه
ای پسر خوش تو بدین دلبری ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - افسوس که از کنار من یاری رفت
افسوس که از کنار من یاری رفت باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۷۵ - شب تار است و گرگان میزنند میش
شب تار است و گرگان میزنند میش رشیدالدین میبدی : ۶۰- سورة الممتحنة- مدنیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان. عطار نیشابوری : باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
شماره ۴۱ - گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافت
گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۰۰ - عاشق و مست و رندم و جانباز
عاشق و مست و رندم و جانباز صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۳۹ - بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۲۷ - الهی همه از حیرت به فریادند و من از حیرت شادم، به یک لبقیک درب همه ناکامی بر خود
الهی همه از حیرت به فریادند و من از حیرت شادم، به یک لبقیک درب همه ناکامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری که نمی دانستم تا لطف تو را دریازم. خداوندا در آتش حیرت آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده و نه دل الم داغ
بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوسالهپرست را کی آن خیالاندیشی و حزم تو کجاست
گفت موسی با یکی مست خیال امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۲۹۱ - آسان شود این مشکل درویش تو امشب
آسان شود این مشکل درویش تو امشب امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۳۶ - یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟
یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟ سعدی : قطعات
شماره ۱۱۷ - ظاهرا در مدح صاحب دیوان است
به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۲۱ - تو دوش چه خواب دیدهای میدانی
تو دوش چه خواب دیدهای میدانی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۸ - باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست
باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۳۰ - بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن
بر درت بی آب شد اشکم ز بسیار آمدن محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۱۹ - شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز گفت کی صد پیر از پیران در تصوف سخن گفتهاند اول همان گفت کی آخر، عبارت مختلف بود و معنی یکی کی اَلتَّصَوَّفُ تَرکُ ا
شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز گفت کی صد پیر از پیران در تصوف سخن گفتهاند اول همان گفت کی آخر، عبارت مختلف بود و معنی یکی کی اَلتَّصَوَّفُ تَرکُ التَکَلُّفِ و هیچ تکلف ترا بیش از تویی تو نیست، چون به خویشتن مشغول گشتی ازو باز ماندی. شیخ گفت مشایخ و پیران گفتهاند هرچ خلق را شاید خدای را نشاید و هرچ خدای را شاید خلق را نشاید. وقتی از اوقات شیخ قرآن میخواند و در آخر عهد هرچ آیت رحمة بود میخواند و هرچ آیت عذاب میگذاشت. یکی گفت ای شیخ این چنین نظم قرآن مینشود: امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۷۶ - چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش
چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۷۶ - آغاز انشعاب عشقهٔ عشق خضر خان از شاخ سبز و تر دول رانی
همیشه دور چرخ لاجوردی باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۷۲ - گلی که خود بدادم پیچ و تابش
گلی که خود بدادم پیچ و تابش کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۴ - شیرین دهنت که تنگنای سخنست
شیرین دهنت که تنگنای سخنست فلکی شروانی : قصاید
شمارهٔ ۳۱ - در مدح منوچهر شروانشاه
ای پسر خوش تو بدین دلبری ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۴۱ - افسوس که از کنار من یاری رفت
افسوس که از کنار من یاری رفت باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۷۵ - شب تار است و گرگان میزنند میش
شب تار است و گرگان میزنند میش رشیدالدین میبدی : ۶۰- سورة الممتحنة- مدنیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان. عطار نیشابوری : باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد
شماره ۴۱ - گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافت
گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۹۰۰ - عاشق و مست و رندم و جانباز
عاشق و مست و رندم و جانباز صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۳۹ - بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند
بهار و باغ به دلهای آتشین چه کند خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۲۷ - الهی همه از حیرت به فریادند و من از حیرت شادم، به یک لبقیک درب همه ناکامی بر خود
الهی همه از حیرت به فریادند و من از حیرت شادم، به یک لبقیک درب همه ناکامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری که نمی دانستم تا لطف تو را دریازم. خداوندا در آتش حیرت آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج طپش دیده و نه دل الم داغ