ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی
دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - بی خنده آن پسته شکر شکنت
بی خنده آن پسته شکر شکنت ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۱۱ - یک تشبیه جالب
بنگر به گردن کج و چشمان احولش عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۷۹ - شمع آمد و گفت: سوز پروانه جداست
شمع آمد و گفت: سوز پروانه جداست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۱۱ - روی تو برق خرمن آسایش دل است
روی تو برق خرمن آسایش دل است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۴۷ - بر زمین از ناز زلف او چو دامان می کشد
بر زمین از ناز زلف او چو دامان می کشد ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۶۱ - ظاهر بینان که دم زنند از یاری
ظاهر بینان که دم زنند از یاری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۰۵ - منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۹۰۸ - مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۱۱ - داستان کدخدای با زن و طوطی
دستور گفت: بقای پادشاه عدل باد در اقبال کامل و سعادت شامل و ایزد – تعالی- حافظ و ناصر و معین. چنین آورده اند که در شهور گذشته و سنین رفته، مردی زنی داشت که متابعت وساوس شیطانی و موافقت هواجس نفسانی نمودی و قدم در طرق مجهول شهوات و نهمات زدی و با جوانان نوخط و امردان با جمال عشقها باختی و این مرد را طوطیی بود، سخن سرای و حاذق و لغت شناس و ناطق هر چه در خانه از خیر و شر و نفع و ضر حادث شدی، جمله اعلام دادی و وقایع حوادث باز نمودی شبی دوستی ضیافتی ساخت و هر تکلف و تنوق که لایق دوستان موافق و اخوان صادق باشد، بجای آورد مرد از عیال دستوری خواست و به وقت بیرون رفتن، پیش قفس طوطی رفت و گفت: ای پاسبان بیدار و ای نگهبان هشیار، باید که امشب در تیقظ و حراست زیادت کنی و سرمه سهر تا به وقت سحر در بصر کشی و به امعان نظر و دقت خاطر، تامل نمایی و از هر چه حادث شود، غث و سمین و صلاح و فساد و خیر و شر بدانی و در حفظ آری و چندان که صبح سر از گریبان مشرق برآرد، به خانه باز آیم و همه اعتماد من بر قول تو خواهد بود و اعتداد من در حوادث به صدق گفتار تو که از غرض منزه است و از شوایب کدورت صافی است طوطی بدان ابتهاج نمود و گفت: رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۵ - گلبن سوم در اَمر به ذکر و اظهار فضل اهل ذکر و مجلس ایشان
بدان که این طایفهٔ عالیه میفرمایند که آیات و احادیث در امر به ذکر کثیر موقتاً و غیر موقت بسیار است که جهولی انکار آن نمیتواند نمود. اما آیات احزاب: قالَ اللّهُ تَعالَی یا أیُّها الّذینَ آمَنُوا اذْکُروا اللّهَ ذِکْراً کَثیراً و سَبِّحُوْهُ بُکْرَةً وَاَصیْلاً و نیز میفرماید جل شأنه وَاذْکُرُ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیْفَةً. ایضاً قالَ سُبْحانَهُ و اذکُرُونی أَذْکُرْکُمْو نیز فرمود واذْکُرواللّه کَثِیراً لَعَلَّکُمْتُفْلِحُونَ و در باب یونسؑدر صافات میفرماید: فَلَوْلاأَنَّهُ کانَ مِنَ المُسَبِّحینَ لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ إلَی یَوْمٍ یُبْعَثوْنَ دیگر در سورهٔ نور فرموده: رِجالٌ لاتُلْهِیْهِمْتِجارَةٌ وَلابَیْعٌ عَنْذِکْرِ اللّهِ دیگر در سورهٔ آل عمران فرموده: فَاعْرِضْعَنْمَنْتَوَلَّی عَنْذِکْرِنا الی آخر و نیز فرموده وَلاتُطِعْمَنْأَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْذِکْرِنا. در مقام مدح میفرماید: الذِیْنَ یَذْکُرُوْنَ اللّهَ قِیاماً و قُعُوداً و عَلَی جُنُوبِهِمْوَیَتَفَکَّرُوْنَ فی خَلْقِ السَّمواتِ والأَرْضِ الی آخر و نیز در سورهٔ انفال میفرماید: الّذِیْنَ إذا ذُکِرَ اللّهُ وَجَلَتْقُلُوبُهُمْو نیز در سورهٔ رعد میفرماید: وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْبِذِکْرِ اللّهِ ألا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ و از این قبیل آیات در کتاب مجید بسیار است و اما احادیث در ارشاد القلوب دیلمی: عَنِ النَّبیِّؐألا إنَّ خَیْرَ أعْمالِکُمْوَ أذْکارِکُمْعِنْدَ مَلِیْکِکُمْو أرْفَعَ عِنْدَهُ دَرَجاتِکُمْو خَیْرَ ما طَلَعَتْعَلَیْهِ الشَّمْسُ ذِکْرُ اللّهِ سُبْحانَهُ وَتَعالَی وَهُوَ خَبَّرَ عَنْنَفْسِهِ و قالَ أنا جَلِیْسُ مَنْذَکَرَنی وَمَنْاَرْفَعُ مَنْزِلَةً مِنْجَلِیْسِ اللّهِ تَعالَی و نیز در کتاب که سرور اولیا علی مرتضی فرمود: که حق تعالی گردانیده است ذکر و یاد خود را جلا و صفا دهنده از برای دلها. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۶۴ - از غبار خط دهان تنگ او پوشیده ماند
از غبار خط دهان تنگ او پوشیده ماند خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴۴ - شبهای سده زلف مغانفش داری
شبهای سده زلف مغانفش داری ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - لب و دندان تو با لعل و گهر میماند
لب و دندان تو با لعل و گهر میماند نظام قاری : فردیات
شماره ۶۳ - زصندلی تو اگر پابه رابجنبانی
زصندلی تو اگر پابه رابجنبانی ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
داستان حبس مرد حکیم
یار جست از حکیم زندانی جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۹۵ - شد در آگاهی یکی صد زو دل دانا چو موج
شد در آگاهی یکی صد زو دل دانا چو موج جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۸۱ - دلی که در همه عالم بزرگواری کرد
دلی که در همه عالم بزرگواری کرد فریدون مشیری : مروارید مهر
جزر و مد
ماه، دریا را به خود می خواند و، جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۹۰ - از وصل مرا جهان به کامست
از وصل مرا جهان به کامست
شماره ۳۱۱ - دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی
دلدار گفت لوح دل از نقش من بشوی ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - بی خنده آن پسته شکر شکنت
بی خنده آن پسته شکر شکنت ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۱۱ - یک تشبیه جالب
بنگر به گردن کج و چشمان احولش عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۷۹ - شمع آمد و گفت: سوز پروانه جداست
شمع آمد و گفت: سوز پروانه جداست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۱۱ - روی تو برق خرمن آسایش دل است
روی تو برق خرمن آسایش دل است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۴۷ - بر زمین از ناز زلف او چو دامان می کشد
بر زمین از ناز زلف او چو دامان می کشد ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۶۱ - ظاهر بینان که دم زنند از یاری
ظاهر بینان که دم زنند از یاری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۰۵ - منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد
منعم از خواب عدم تیره روان برخیزد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۹۰۸ - مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی
مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۱۱ - داستان کدخدای با زن و طوطی
دستور گفت: بقای پادشاه عدل باد در اقبال کامل و سعادت شامل و ایزد – تعالی- حافظ و ناصر و معین. چنین آورده اند که در شهور گذشته و سنین رفته، مردی زنی داشت که متابعت وساوس شیطانی و موافقت هواجس نفسانی نمودی و قدم در طرق مجهول شهوات و نهمات زدی و با جوانان نوخط و امردان با جمال عشقها باختی و این مرد را طوطیی بود، سخن سرای و حاذق و لغت شناس و ناطق هر چه در خانه از خیر و شر و نفع و ضر حادث شدی، جمله اعلام دادی و وقایع حوادث باز نمودی شبی دوستی ضیافتی ساخت و هر تکلف و تنوق که لایق دوستان موافق و اخوان صادق باشد، بجای آورد مرد از عیال دستوری خواست و به وقت بیرون رفتن، پیش قفس طوطی رفت و گفت: ای پاسبان بیدار و ای نگهبان هشیار، باید که امشب در تیقظ و حراست زیادت کنی و سرمه سهر تا به وقت سحر در بصر کشی و به امعان نظر و دقت خاطر، تامل نمایی و از هر چه حادث شود، غث و سمین و صلاح و فساد و خیر و شر بدانی و در حفظ آری و چندان که صبح سر از گریبان مشرق برآرد، به خانه باز آیم و همه اعتماد من بر قول تو خواهد بود و اعتداد من در حوادث به صدق گفتار تو که از غرض منزه است و از شوایب کدورت صافی است طوطی بدان ابتهاج نمود و گفت: رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۵ - گلبن سوم در اَمر به ذکر و اظهار فضل اهل ذکر و مجلس ایشان
بدان که این طایفهٔ عالیه میفرمایند که آیات و احادیث در امر به ذکر کثیر موقتاً و غیر موقت بسیار است که جهولی انکار آن نمیتواند نمود. اما آیات احزاب: قالَ اللّهُ تَعالَی یا أیُّها الّذینَ آمَنُوا اذْکُروا اللّهَ ذِکْراً کَثیراً و سَبِّحُوْهُ بُکْرَةً وَاَصیْلاً و نیز میفرماید جل شأنه وَاذْکُرُ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیْفَةً. ایضاً قالَ سُبْحانَهُ و اذکُرُونی أَذْکُرْکُمْو نیز فرمود واذْکُرواللّه کَثِیراً لَعَلَّکُمْتُفْلِحُونَ و در باب یونسؑدر صافات میفرماید: فَلَوْلاأَنَّهُ کانَ مِنَ المُسَبِّحینَ لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ إلَی یَوْمٍ یُبْعَثوْنَ دیگر در سورهٔ نور فرموده: رِجالٌ لاتُلْهِیْهِمْتِجارَةٌ وَلابَیْعٌ عَنْذِکْرِ اللّهِ دیگر در سورهٔ آل عمران فرموده: فَاعْرِضْعَنْمَنْتَوَلَّی عَنْذِکْرِنا الی آخر و نیز فرموده وَلاتُطِعْمَنْأَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْذِکْرِنا. در مقام مدح میفرماید: الذِیْنَ یَذْکُرُوْنَ اللّهَ قِیاماً و قُعُوداً و عَلَی جُنُوبِهِمْوَیَتَفَکَّرُوْنَ فی خَلْقِ السَّمواتِ والأَرْضِ الی آخر و نیز در سورهٔ انفال میفرماید: الّذِیْنَ إذا ذُکِرَ اللّهُ وَجَلَتْقُلُوبُهُمْو نیز در سورهٔ رعد میفرماید: وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْبِذِکْرِ اللّهِ ألا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ و از این قبیل آیات در کتاب مجید بسیار است و اما احادیث در ارشاد القلوب دیلمی: عَنِ النَّبیِّؐألا إنَّ خَیْرَ أعْمالِکُمْوَ أذْکارِکُمْعِنْدَ مَلِیْکِکُمْو أرْفَعَ عِنْدَهُ دَرَجاتِکُمْو خَیْرَ ما طَلَعَتْعَلَیْهِ الشَّمْسُ ذِکْرُ اللّهِ سُبْحانَهُ وَتَعالَی وَهُوَ خَبَّرَ عَنْنَفْسِهِ و قالَ أنا جَلِیْسُ مَنْذَکَرَنی وَمَنْاَرْفَعُ مَنْزِلَةً مِنْجَلِیْسِ اللّهِ تَعالَی و نیز در کتاب که سرور اولیا علی مرتضی فرمود: که حق تعالی گردانیده است ذکر و یاد خود را جلا و صفا دهنده از برای دلها. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۶۴ - از غبار خط دهان تنگ او پوشیده ماند
از غبار خط دهان تنگ او پوشیده ماند خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴۴ - شبهای سده زلف مغانفش داری
شبهای سده زلف مغانفش داری ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - لب و دندان تو با لعل و گهر میماند
لب و دندان تو با لعل و گهر میماند نظام قاری : فردیات
شماره ۶۳ - زصندلی تو اگر پابه رابجنبانی
زصندلی تو اگر پابه رابجنبانی ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
داستان حبس مرد حکیم
یار جست از حکیم زندانی جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۹۵ - شد در آگاهی یکی صد زو دل دانا چو موج
شد در آگاهی یکی صد زو دل دانا چو موج جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۸۱ - دلی که در همه عالم بزرگواری کرد
دلی که در همه عالم بزرگواری کرد فریدون مشیری : مروارید مهر
جزر و مد
ماه، دریا را به خود می خواند و، جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۹۰ - از وصل مرا جهان به کامست
از وصل مرا جهان به کامست