صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۸۶ - نیست ممکن دل آشفته به سر پردازد
نیست ممکن دل آشفته به سر پردازد
ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۲۲ - داستان زن بازرگان با شوهر خویش
دستور عدل فرمای صایب رای گفت: در روزگار گذشته و ایام رفته، بازرگانی بود که به نعمت و رفاهت شهرتی داشت و به تمول و ثروت معروف و مذکور بود و در ابواب حراثت و دهقانی و عمارت و بازرگانی، حاذق و دانا بود و بر صنعت اصحاب ضیعت ماهر و در مباشرت اشغال دهقانی کیس و قادر . وقتی از برای مصالح معیشت و رعایت اسباب فراغت و طلب تحصیل تفرج و استراحت و مطالعات عقار و ضیعت و استطلاع غرس و زراعت مسافرتی کرد و مدتی از برای اتمام و اهتمام آن بماند. زن او آن فرصت غنیمت شمرد و گفت: «الدهر فرص و الا فغصص».
اهلی شیرازی : قصیدهٔ دوم در مدح سلطان یعقوب
بخش ۱۲ - این قطعه از حشو مصارع اول قصیده مستخرج می شود و از الف خالیست
سرور دهر بحر جود و کرم
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶۳ - گل در چمن بجز خار در پیرهن ندارد
گل در چمن بجز خار در پیرهن ندارد
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۸۵ - خواهم که دگر سخن به پیغاره نم
خواهم که دگر سخن به پیغاره نم
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۴۱ - مشفقی دهلوی
اسمش شیخ مکهّن و از مشایخ دهلی. اصلش از مضافات صوبهٔ شاه جهان آباد بوده. وجودش در عهد سلطنت اکبرشاه و جهانگیر از مکمنِ غیب ظهور نموده. مجموعهٔ فرخنده خصالی و صاحب پایهٔ عالی بوده. این دو رباعی را از وی قلمی نمود:
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۱۷۳ - الرّضا و التّسلیم
آن کس که به بندگی قرارش باشد
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۲ - کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا
کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۲۰۲ - پاسخ نامه ی کوش به نزد نستوه
یکی پاسخ نامه فرمود و گفت
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۰۳ - نفس در سینه‌ام چون ناله تار است پنداری
نفس در سینه‌ام چون ناله تار است پنداری
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۹ - ای همه خوبی در آغوش شما
ای همه خوبی در آغوش شما
واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۶۳ - بی تمیزیهای عالم بین که پیش لعل او
بی تمیزیهای عالم بین که پیش لعل او
عطار نیشابوری : دفتر اول
در ثنا گفتن پیر حضرت یوسف را علیه السلام و جان در باختن او در نظر یوسف فرماید
زهی کرده ز یارِخویش عزلت
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۴۸ - حق پرستانی که از عشق خدا دم می زنند
حق پرستانی که از عشق خدا دم می زنند
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۶۷۵ - چون نیشکرم کرده ز بیداد جهان
چون نیشکرم کرده ز بیداد جهان
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۳۷ - در نصیحت مجردان که به صحبت زنان آب خود نریزند و وصیت کدخدایان که از فرمانبرداری زنان بپرهیزید
بیا ای چو عیسی تجرد نهاد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۵۹۳ - گوهری نیست سخنهاش که از گوش شود
گوهری نیست سخنهاش که از گوش شود
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۴۴ - نگار از حال زارم غم ندارد
نگار از حال زارم غم ندارد
فضولی : رباعیات
شماره ۸۳ - ما را هدف تیر بلا کرد فلک
ما را هدف تیر بلا کرد فلک
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۱۶ - فرید دهلوی قُدِّسَ سِرُّهُ
و هُوَ شیخ فرید الدین الملقب به شکرگنج. از اکابر اصفیا و اماجد اولیاء. در رهنمایی دین حقه فرید و در توحید و تفرید وحید و جناب شیخ نظام اولیا وی را مرید خود از اعاظم سلسلهٔ علیهٔ چشتیه و ارادت به خواجه قطب الدین بختیار کاکی داشته و خواجهٔ مذکور مرید شیخ معین الدین حسن سجزی بوده و سلسلهٔ ایشان به سلطان العرفا ابراهیم ادهم قدّس سرّه منتهی می‌شود و سلطان مرید حضرت امام همام محمد باقر علیه الصّلوة و السّلام بوده. غرض، از آن جناب است: