ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۳
دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
مجیرالدین بیلقانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۸
باد چون طره آن جان جهان درشکند
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شمارهٔ ۴
آن کس که تمام متّقی خواهد بود
فیاض لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۱۲ - مطلع دوم
در چمن پیش لبت وا نشد ار غنچه رواست
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۱۸۹
تا گشت عتاب و جنگ با ماش فراخ
نورعلیشاه : بخش اول
شمارهٔ ۲۳۲
سخنی از لب آن یار بگویم یا نه
قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۳
تو را رسمست اول دلربایی
نصرالله منشی : باب القرد و السلحفاة
بخش ۳
چون غیبت باخه از خانه او دراز شد جفت او در اضطراب آمد و غم و حیرت و اندوه و ضجرت بدو راه یافت، و شکایت خود با یاری باز گفت. جواب داد که: اگر عیبی نکنی و مرا دران متهم نداریترا از حال او بیاگاهانم. گفت: ای خواهر، در سخن تو چگونه ریبت و شبهت تواند بود، و در اشارت تو تهمت و بچه تاویل صورت بندد؟ گفت: او با بوزنه ای قرینی گرم آغاز نهاده است و، دل و جان بر صحبت او وقف کرده، و مودت او از وصلت تو عوض می‌شمرد، و آتش فراق تو بآب وصال او تسکینی می‌دهد. غم خوردن سود ندارد، تدبیری اندیش که متضمن فراغ باشد. پس هر دو رایها در هم بستند. هیچ حیلت و تدبیر ایشان را واجب تر از هلاک بوزنه نبود. واو خود باشارت خواهر خوانده بیمار ساخت و جفت را استدعا کرد و از ناتوانی اعلام کرد.
اثیر اخسیکتی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۶
ای سعی کرده عشق تو در خون و جان من
میرزاده عشقی : جمهوری نامه
بخش ۱ - جمهوری سوار،تفصیل جناب جمبول
(مثنوی سیاسی، یا داستان کاکا عابدین و یاسی) «در صفحه اول روزنامه قرن بیستم (آخرین شماره) کاریکاتور مردی خرسوار را نشان می دهد که خود را به پای «خم رسانیده و مشغول تناول شیره است و در کنار کاریکاتور مزبور چنین نوشته شده: «جناب جمبول بر خر جمهوری، سوار شده شیره ملت را مکیده و می خواهد به سر ما شیره بمالد!» سپس در صفحه دوم جریده مذکور اشعار ذیل چاپ شده است:
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۳۷
هر کجا بوی خدا می‌آید
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شمارهٔ ۳۰
خود را تو عظیم کم کسی می شمری
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹۱۰
ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟
مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۱
ساقی در ده برای دیدار صواب
سعدی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۰
کردیم بسی جام لبالب خالی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳۵
به خاموشی محیط معرفت کن جان گویا را
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۰
تن در غم تو در آب منزل دارد
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۱
من خیال یار دارم، گر کسی را بر دل است
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۲۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً... گفته‏اند این آیت عطف بر آن است که گفت وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُّنْیا اى کما اصطفینا ابراهیم و ذریّته کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً اى خیارا عدلا و تحقیق آنست که این کَذلِکَ در جاى آفرین نهاده‏اند، چنانچه پارسى گویان گویند چیزى ستودنى را که «چنان است». شما را گروهى کردیم اى امت محمد «وسطا» بهینه و گزیده. و ازین گشاده‏تر آنست که گفت کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ و عرب بهینه هر چیز را وسط خوانند، و میان مرغزار که آب و گیاه بیشتر بود و نیکوتر وسط گویند، و مرد بهینه‏تر را وسیط خوانند و اوسط خوانند قال اللَّه تعالى قالَ أَوْسَطُهُمْ اى خیرهم و اعدلهم.
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۶۷
گر با تو بگویم غم افزون شدهٔ من