آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۲۱ - امشب بر من زمانه شاد آوردست
امشب بر من زمانه شاد آوردست فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۰ - چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش
چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۷ - حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت
حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
دل مسیح ز دردم شکسته میگردد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۹۱ - بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۰۹ - خواهم که نشینم خوش برطرف گلستانی
خواهم که نشینم خوش برطرف گلستانی سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - در مجلس تو ز گل پراکندهترم
در مجلس تو ز گل پراکندهترم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۳۱ - دل به یاد تو سرخوش است همان
دل به یاد تو سرخوش است همان صوفی محمد هروی : ده نامه
بخش ۴ - نامه بردن خادمه از پیش عاشق
خادمه چون این سخنان گوش کرد سعیدا : غزلیات
شماره ۸۹ - در خرابات مغانم جا بس است
در خرابات مغانم جا بس است فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۳۲ - وفاداری از آن ترک شکار افکن نمیآید
وفاداری از آن ترک شکار افکن نمیآید فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۹۹ - برین مباش که قانون تازه ساز کنی
برین مباش که قانون تازه ساز کنی محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۳۵ - آوردهاند کی شیخ را تاجری در نشابور تنگی عود آورد و هزار دینار نشابوری. شیخ بفرمود حسن مؤدب را تا دعوتی بساخت و آن هزار دینار چنانک معهود بود درآن دعو
آوردهاند کی شیخ را تاجری در نشابور تنگی عود آورد و هزار دینار نشابوری. شیخ بفرمود حسن مؤدب را تا دعوتی بساخت و آن هزار دینار چنانک معهود بود درآن دعوت صرف نمود. پس تنوره بنهادند و شیخ بفرمود تا آن تنگ عود درآن تنوره نهادند تا همسرایگان ما را از بوی خوش نصیبی باشد و شمع بسیار بفرمود تا بروز در گرفتند. محتسبی بود در آن عهد عظیم مستولی و صاحب رأی و شیخ را و صوفیان را عظیم منکر، بخانقاه در آمد و شیخ را گفت این چیست کی تو میکنی؟ شمع بروز درگرفتن و تنگ عود در تنوره نهادن روا نیست و کس نکرده است. شیخ گفت ما ندانستیم کی این روا نیست تو برو و آن شمعها را بنشان. محتسب در پیش شمعی شدتا بنشاند و پفی درداد، آتش درروی و موی و جامۀ محتسب افتاد و بیشتر بسوخت. شیخ گفت: فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۸۹ - گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۲۵ - نو باده
به نوباده هر هفته یاری مَکُن فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۰۷ - در شمار کوی جانان کعبه را که دیدهایم
در شمار کوی جانان کعبه را که دیدهایم محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۲۲ - شیخ گفت کی از بوالقسم بشر یاسین شنیدم که روزی ما را گرفت یا باسعید:
شیخ گفت کی از بوالقسم بشر یاسین شنیدم که روزی ما را گرفت یا باسعید: هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۲۹- ابوعبداللّه احمدبن عاصم الانطاکی، رضی اللّه عنه
و منهم: ممدوح جمع اولیاو قدوهٔ اهل رضا، ابوعبداللّه احمدبن عاصم الأنطاکی، رضی اللّه عنه حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۲ - نعت رسول (ص)
گزین کرد فی الجمله از کاینات
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۲۱ - امشب بر من زمانه شاد آوردست
امشب بر من زمانه شاد آوردست فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۰ - چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش
چمنِ جلوهگری از قد رعنای تو خوش واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۷ - حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت
حسنت، روزی که دست و شمشیر افراخت فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - دل مسیح ز دردم شکسته میگردد
دل مسیح ز دردم شکسته میگردد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۹۱ - بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد
بیتو تا ره بر غبار خاطر غمناک کرد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۰۹ - خواهم که نشینم خوش برطرف گلستانی
خواهم که نشینم خوش برطرف گلستانی سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۱۰۴ - در مجلس تو ز گل پراکندهترم
در مجلس تو ز گل پراکندهترم فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۳۱ - دل به یاد تو سرخوش است همان
دل به یاد تو سرخوش است همان صوفی محمد هروی : ده نامه
بخش ۴ - نامه بردن خادمه از پیش عاشق
خادمه چون این سخنان گوش کرد سعیدا : غزلیات
شماره ۸۹ - در خرابات مغانم جا بس است
در خرابات مغانم جا بس است فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۳۲ - وفاداری از آن ترک شکار افکن نمیآید
وفاداری از آن ترک شکار افکن نمیآید فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۹۹ - برین مباش که قانون تازه ساز کنی
برین مباش که قانون تازه ساز کنی محمد بن منور : فصل اول - حکایات کرامات شیخ
حکایت ۳۵ - آوردهاند کی شیخ را تاجری در نشابور تنگی عود آورد و هزار دینار نشابوری. شیخ بفرمود حسن مؤدب را تا دعوتی بساخت و آن هزار دینار چنانک معهود بود درآن دعو
آوردهاند کی شیخ را تاجری در نشابور تنگی عود آورد و هزار دینار نشابوری. شیخ بفرمود حسن مؤدب را تا دعوتی بساخت و آن هزار دینار چنانک معهود بود درآن دعوت صرف نمود. پس تنوره بنهادند و شیخ بفرمود تا آن تنگ عود درآن تنوره نهادند تا همسرایگان ما را از بوی خوش نصیبی باشد و شمع بسیار بفرمود تا بروز در گرفتند. محتسبی بود در آن عهد عظیم مستولی و صاحب رأی و شیخ را و صوفیان را عظیم منکر، بخانقاه در آمد و شیخ را گفت این چیست کی تو میکنی؟ شمع بروز درگرفتن و تنگ عود در تنوره نهادن روا نیست و کس نکرده است. شیخ گفت ما ندانستیم کی این روا نیست تو برو و آن شمعها را بنشان. محتسب در پیش شمعی شدتا بنشاند و پفی درداد، آتش درروی و موی و جامۀ محتسب افتاد و بیشتر بسوخت. شیخ گفت: فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۸۹ - گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۲۵ - نو باده
به نوباده هر هفته یاری مَکُن فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۰۷ - در شمار کوی جانان کعبه را که دیدهایم
در شمار کوی جانان کعبه را که دیدهایم محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۲۲ - شیخ گفت کی از بوالقسم بشر یاسین شنیدم که روزی ما را گرفت یا باسعید:
شیخ گفت کی از بوالقسم بشر یاسین شنیدم که روزی ما را گرفت یا باسعید: هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۲۹- ابوعبداللّه احمدبن عاصم الانطاکی، رضی اللّه عنه
و منهم: ممدوح جمع اولیاو قدوهٔ اهل رضا، ابوعبداللّه احمدبن عاصم الأنطاکی، رضی اللّه عنه حکیم نزاری : دستورنامه
بخش ۲ - نعت رسول (ص)
گزین کرد فی الجمله از کاینات