صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت شمارهٔ ۷۰۲
شعار حسن تمکین، شیوهٔ عشق است بیتابی
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ - د‌ر مدح ناصرالدین شاه
چو چتر زرین افراشت مهر در کهسار
عطار نیشابوری : بخش سوم
(۴) حکایت پیر که پسر صاحب جمال داشت
یکی پیری چو ماهی یک پسر داشت
مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۱۲۷
امشب شب برسر زدن و زاریم است
عطار نیشابوری : باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن
شمارهٔ ۲۵
گر یک سرِ موی سرِّ جانان بینی
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۲۹۲ - ناله از حصار نای
نالم ز دل چو نای من اندر حصار نای
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۸۰
ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام، کو سلسله؟
جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۵۲۷
به معشوقی سزاوار است حسنی گو ادا دارد
حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۹ - و له ایضا
تا کی من سرگردان در عشق تو درمانم
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۴ - در هجا گوید
رای مجدالملک در ترتیب ملک
سیف فرغانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۷
چون ازآن موسم کز وگرددجهان را وقت خوش
همام تبریزی : رباعیات
شمارهٔ ۹۰
معشوق ز ذوق باده گلناری
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶۰ - در بیان موعظه و معرفت گفتن ولد در خدمت شیخ صلاح الدین عظم الله ذکره و فرمودن او که خواهم که تو نمانی تا از تو موعظه و معرفت من گویم که در عالم وحدت دوی نمیگنجد و مثل آوردن
تا بدانم یقین کز آن منی
جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۵۷۴
کس به سعی از پای دل زنجیر نتواند گشود
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح سطان مسعود
مسعود پادشاه جهان کامگار باد
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۵۰۵
بود آیا که گل نو بچمن باز آید
حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۳۳۴
نگاه گرم، چو رخسار آتشین تو بوسد
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۱۲۳
این داغ دلفروز ندانم چراغ کیست؟
اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۸۵۲
دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز
نظامی عروضی : مقالت چهارم: در علم طب و هدایت طبیب
بخش ۱۰ - حکایت نه - درمان شیخ الاسلام عبدالله انصاری کتابسوز
شیخ الاسلام عبد الله انصاری قدس الله روحه با این خواجه تعصب کردی و بارها قصد او کرد و کتب او بسوخت و این تعصبی ہود دینی که هرویان در و اعتقاد کرده بودند که او مرده زنده میکند و آن اعتقاد عوام را زیان میداشت مگر شیخ بیمار شد و در میان مرض فواق پدید آمد و هرچند اطبا علاج کردند سود نداشت ناامید شدند آخر بعد از ناامیدی قارورهٔ شیخ بدو فرستادند و ازو علاج خواستند بر نام غیری خواجه اسماعیل چون قاروره نگرید گفت این آب فلان است و فواقش پدید آمده است و در آن عاجز شده اند و او را بکوئید تا یک استار پوست مغز پسته با یک استار شکر عسکری بکوبند و او را دهند تا بازرهد و بگوئید که علم بباید آموخت و کتاب نباید سوخت پس ازین دو چیز سفوفی ساختند و بیمار بخورد و حالى فواق بنشست و بیمار برآسود،