فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۱۹
آن شوخ که دل خراب نظاره اوست نشاط اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۲
کوکب شه تا ابد پاینده باد ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۰۲ - صفاهان
ای رخ میمونت آفتاب صفاهان عطار نیشابوری : بخش هشتم
(۱) حکایت بچّۀ ابلیس با آدم و حوّا علیه السلام
حکیم ترمذی کرد این حکایت امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۱۷۵
تر کن من دی سخن به ره می گفت رشیدالدین میبدی : ۳۴- سورة سبا- مکیة
۱ - النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ امیر المؤمنین على (ع) گفت: «بسم اللَّه فاتقة للرتوق، مسهّلة للوعور، مجنّة للشرور، شفاء لما فى الصدور» بسم اللَّه گشاینده بستگیهاست، آسان کننده دشواریهاست، دور کننده بدیهاست، آرام دلها و شفاى دردها و شستن غمهاست. از خزائن غیب تحفهاى در صحراى وجود نیاید مگر ببدرقه عزت بسم اللَّه، هیچ دعا در معرض حاجت بقبله اجابت نرسد مگر بمدد حشمت بسم اللَّه، هیچ کس قدم از منزل مجاهدت در مقام مشاهدت ننهد مگر بآثار انوار «بسم اللَّه»، در فرادیس اعلى و جنات مأوى شراب طهور از ملک غیور نتوان یافت مگر بوسیلت و ذریعت بسم اللَّه. سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۵
بستهٔ یار قلندر ماندهام قصاب کاشانی : ترکیبات
شمارهٔ ۴ - شمع شبستان
این زلف سیه نیست غم جان من این است شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۳۹
به گوش و هوش من آمدند ای ساقی دوش قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۳۰۵
گر معرفت الله نباشد مقصود ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۶۰۳
او شاه منست و من مرا ورا بنده سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۳۹۵
یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش فصیحی هروی : قطعات
شمارهٔ ۳۳ - ماده تاریخ بنایی که حاجی جلالالدین نهاده
در زمان مظفر لطف اله رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۵ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ برگزید موسى از قوم خود سَبْعِینَ رَجُلًا هفتاد مرد لِمِیقاتِنا هنگامى را که نامزد کرده بودیم فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ چون زلزله و صیحه جبرئیل ایشان را گرفت و مردند قالَ رَبِّ موسى گفت خداوند من! لَوْ شِئْتَ اگر خواستى تو أَهْلَکْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ ایشان را در خانهها هلاک کردى پیش از این، وَ إِیَّایَ و مرا با ایشان أَ تُهْلِکُنا مى هلاک کنى ما را بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا بآنچه نادانى چند کردند از ما إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ نیست این بودنیها که مىبود مگر آزمایش تو تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ گمراه کنى بآن او را که خواهى وَ تَهْدِی مَنْ تَشاءُ و راه نمایى بآن او را که خواهى أَنْتَ وَلِیُّنا خداوند مایى مهربان و یار مایى فَاغْفِرْ لَنا بیامرز ما را وَ ارْحَمْنا و ببخشاى بر ما وَ أَنْتَ خَیْرُ الْغافِرِینَ (۱۵۵) و تو بهتر آمرزگارانى. رشیدالدین میبدی : ۸- سورة الانفال- مدنیة
۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ این معطوف است باول سورة، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ. وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ اى ما اصبتم و اخذتم من الکفار قهرا و قسرا من شىء قلیل و کثیر. هر مال که غازیان و جنگیان از دست کافران بیرون کنند بجنگ و قهر، آن را غنیمت گویند، و هر مال که کافران از سر آن برخیزند و بجاى بگذارند از بیم مسلمانان، و مسلمانان فراسر آن رسند بىجنگ و بىحرب، یا ایشان بصلح خود در پذیرند چون خراج و جزیت آن را مال میگویند، و از این هر دو صنف خمس بیرون باید کرد، و آن خمس بر پنج سهم بخشیدن، چنان که خداى گفت جل جلاله: فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ، نام خداى در مفتتح کلام نه از بهر آنست که او را سهمى است، بل که تعظیم راست، و تیمن و تبرک را، و حقیقت آنست که للَّه الدنیا و الآخرة ملکا و ملکا. پس معنى آنست که: فان للرسول خمسه، یک سهم رسول خدایراست، و آن بیت المال است، امروز با مصالح مسلمانان گردانند، چون سد ثغور و ارزاق قضات و مؤذنان و امثال آن، و در خبر است که مصطفى ص آن گاه که از خیبر بازگشته بود فرمود: تا مال غنیمت با هم آوردند قسمت را، و گفت: ردوا الخیط و المخیط فان الغلول نار و عار، آن گه تایى موى بدست گرفت، گفت: انه لا یحل لى من هذا المغنم مثل هذا الا الخمس، و الخمس مردود فیکم، دیگر سهم از آن خمس حق خویشان رسول است، ایشان که از زکوات و صدقات فریضه محروماند، و ایشان بنو هاشماند و بنو المطلب. و هاشم و مطلب پسران عبد منافاند. اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۹۵
او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۷
وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است امیر معزی : قصاید
شمارهٔ ۷۱
صنم من پسری لاله رخ و سیمبرست اسیری لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹
ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا نورعلیشاه : بخش اول
شمارهٔ ۱۱۵
اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند
شمارهٔ ۱۹
آن شوخ که دل خراب نظاره اوست نشاط اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۲
کوکب شه تا ابد پاینده باد ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۰۲ - صفاهان
ای رخ میمونت آفتاب صفاهان عطار نیشابوری : بخش هشتم
(۱) حکایت بچّۀ ابلیس با آدم و حوّا علیه السلام
حکیم ترمذی کرد این حکایت امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۱۷۵
تر کن من دی سخن به ره می گفت رشیدالدین میبدی : ۳۴- سورة سبا- مکیة
۱ - النوبة الثالثة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ امیر المؤمنین على (ع) گفت: «بسم اللَّه فاتقة للرتوق، مسهّلة للوعور، مجنّة للشرور، شفاء لما فى الصدور» بسم اللَّه گشاینده بستگیهاست، آسان کننده دشواریهاست، دور کننده بدیهاست، آرام دلها و شفاى دردها و شستن غمهاست. از خزائن غیب تحفهاى در صحراى وجود نیاید مگر ببدرقه عزت بسم اللَّه، هیچ دعا در معرض حاجت بقبله اجابت نرسد مگر بمدد حشمت بسم اللَّه، هیچ کس قدم از منزل مجاهدت در مقام مشاهدت ننهد مگر بآثار انوار «بسم اللَّه»، در فرادیس اعلى و جنات مأوى شراب طهور از ملک غیور نتوان یافت مگر بوسیلت و ذریعت بسم اللَّه. سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۲۵
بستهٔ یار قلندر ماندهام قصاب کاشانی : ترکیبات
شمارهٔ ۴ - شمع شبستان
این زلف سیه نیست غم جان من این است شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۳۹
به گوش و هوش من آمدند ای ساقی دوش قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۳۰۵
گر معرفت الله نباشد مقصود ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شمارهٔ ۶۰۳
او شاه منست و من مرا ورا بنده سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۳۹۵
یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش فصیحی هروی : قطعات
شمارهٔ ۳۳ - ماده تاریخ بنایی که حاجی جلالالدین نهاده
در زمان مظفر لطف اله رشیدالدین میبدی : ۷- سورة الاعراف
۱۵ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ برگزید موسى از قوم خود سَبْعِینَ رَجُلًا هفتاد مرد لِمِیقاتِنا هنگامى را که نامزد کرده بودیم فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ چون زلزله و صیحه جبرئیل ایشان را گرفت و مردند قالَ رَبِّ موسى گفت خداوند من! لَوْ شِئْتَ اگر خواستى تو أَهْلَکْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ ایشان را در خانهها هلاک کردى پیش از این، وَ إِیَّایَ و مرا با ایشان أَ تُهْلِکُنا مى هلاک کنى ما را بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا بآنچه نادانى چند کردند از ما إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ نیست این بودنیها که مىبود مگر آزمایش تو تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ گمراه کنى بآن او را که خواهى وَ تَهْدِی مَنْ تَشاءُ و راه نمایى بآن او را که خواهى أَنْتَ وَلِیُّنا خداوند مایى مهربان و یار مایى فَاغْفِرْ لَنا بیامرز ما را وَ ارْحَمْنا و ببخشاى بر ما وَ أَنْتَ خَیْرُ الْغافِرِینَ (۱۵۵) و تو بهتر آمرزگارانى. رشیدالدین میبدی : ۸- سورة الانفال- مدنیة
۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ این معطوف است باول سورة، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ. وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ اى ما اصبتم و اخذتم من الکفار قهرا و قسرا من شىء قلیل و کثیر. هر مال که غازیان و جنگیان از دست کافران بیرون کنند بجنگ و قهر، آن را غنیمت گویند، و هر مال که کافران از سر آن برخیزند و بجاى بگذارند از بیم مسلمانان، و مسلمانان فراسر آن رسند بىجنگ و بىحرب، یا ایشان بصلح خود در پذیرند چون خراج و جزیت آن را مال میگویند، و از این هر دو صنف خمس بیرون باید کرد، و آن خمس بر پنج سهم بخشیدن، چنان که خداى گفت جل جلاله: فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ، نام خداى در مفتتح کلام نه از بهر آنست که او را سهمى است، بل که تعظیم راست، و تیمن و تبرک را، و حقیقت آنست که للَّه الدنیا و الآخرة ملکا و ملکا. پس معنى آنست که: فان للرسول خمسه، یک سهم رسول خدایراست، و آن بیت المال است، امروز با مصالح مسلمانان گردانند، چون سد ثغور و ارزاق قضات و مؤذنان و امثال آن، و در خبر است که مصطفى ص آن گاه که از خیبر بازگشته بود فرمود: تا مال غنیمت با هم آوردند قسمت را، و گفت: ردوا الخیط و المخیط فان الغلول نار و عار، آن گه تایى موى بدست گرفت، گفت: انه لا یحل لى من هذا المغنم مثل هذا الا الخمس، و الخمس مردود فیکم، دیگر سهم از آن خمس حق خویشان رسول است، ایشان که از زکوات و صدقات فریضه محروماند، و ایشان بنو هاشماند و بنو المطلب. و هاشم و مطلب پسران عبد منافاند. اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۹۵
او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۷
وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است امیر معزی : قصاید
شمارهٔ ۷۱
صنم من پسری لاله رخ و سیمبرست اسیری لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۱۹
ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا نورعلیشاه : بخش اول
شمارهٔ ۱۱۵
اگر چه عشرت و عیش جهان نخواهد ماند