صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۷۲ - دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد
دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۳ - ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر
ملکزادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی؛ باری پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد، پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر کوتاهِ خردمند بِه که نادانِ بلند. نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۱۱ - مهر لب مرا می منصور نشکند
مهر لب مرا می منصور نشکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۸۸ - غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۹۰ - کلفت از سینه می ناب برون می آرد
کلفت از سینه می ناب برون می آرد جامی : دفتر اول
بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه
پور عبدالملک به نام هشام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۰۳ - محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد
محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶۸۹ - هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید
هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۲۸ - زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹ - خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا
خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۹ - استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۱ - شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا
شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۳۹ - در چار باغ دهر نسیم مراد نیست
در چار باغ دهر نسیم مراد نیست صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۹۹ - اول علاج ما به نگاه کشند کن
اول علاج ما به نگاه کشند کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۴۰ - باده بی لعل لب دلبر کشیدن مشکل است
باده بی لعل لب دلبر کشیدن مشکل است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۲۲ - دل عبث چندین تقدیر الهی می تپد
دل عبث چندین تقدیر الهی می تپد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۴۸ - دل من بیقرار از شعله آواز می گردد
دل من بیقرار از شعله آواز می گردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۵۱ - حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹ - چرب نرمی می کند کوته زبان شمشیر را
چرب نرمی می کند کوته زبان شمشیر را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۱۴ - ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟
ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟
غزل ۴۳۷۲ - دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد
دل چون تهی از دردوغم یار توان کرد سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۳ - ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر
ملکزادهای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران بلند و خوبروی؛ باری پدر به کراهت و استحقار درو نظر میکرد، پسر به فراست و استبصار به جای آورد و گفت: ای پدر کوتاهِ خردمند بِه که نادانِ بلند. نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۱۱ - مهر لب مرا می منصور نشکند
مهر لب مرا می منصور نشکند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۸۸ - غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد
غنچه باغ حیا سر به گریبان خندد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۹۰ - کلفت از سینه می ناب برون می آرد
کلفت از سینه می ناب برون می آرد جامی : دفتر اول
بخش ۱۵۵ - هشام بن عبدالملک در طواف کعبه بود هر چند خواست که حجرالاسود را استلام کند به واسطه ازدحام طایفان میسرش نشد به جانبی بنشست و مردم را نظاره می کرد. ناگاه حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم حاضر شد و به طواف خانه اشتغال نمود چون به حجرالاسود رسید همه مردمان به یک جانب شدند تا نقبیل حجرالاسود کرد یکی از اعیان شام که همراه هشام بود پرسید که این چه کس است؟ هشام گفت نمی شناسم از ترس آنکه مبادا اهل شام به وی رغبت نمایند. فرزدق شاعر آنجا حاضر بود گفت من می شناسمش و در جواب سائل قصیده ای انشا کرد بیست بیت کما بیش در تعریف و تمدیح امام زین العابدین رضی الله عنه
پور عبدالملک به نام هشام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰۰۳ - محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد
محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۶۸۹ - هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید
هر دل که نه پردردست آن دل به چه کار آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۲۸ - زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹ - خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا
خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۸۰۹ - استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟ صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۱ - شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا
شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۳۹ - در چار باغ دهر نسیم مراد نیست
در چار باغ دهر نسیم مراد نیست صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۹۹ - اول علاج ما به نگاه کشند کن
اول علاج ما به نگاه کشند کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۴۰ - باده بی لعل لب دلبر کشیدن مشکل است
باده بی لعل لب دلبر کشیدن مشکل است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۲۲ - دل عبث چندین تقدیر الهی می تپد
دل عبث چندین تقدیر الهی می تپد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۴۸ - دل من بیقرار از شعله آواز می گردد
دل من بیقرار از شعله آواز می گردد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۵۱ - حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹ - چرب نرمی می کند کوته زبان شمشیر را
چرب نرمی می کند کوته زبان شمشیر را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۱۴ - ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟
ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟