صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۲ - رسیده است به معراج اوج پستی ما
رسیده است به معراج اوج پستی ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰ - جنت در بسته سازد مهر خاموشی ترا
جنت در بسته سازد مهر خاموشی ترا صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۴۴ - اشک خونین بس که زد جوش از دل دیوانه ام
اشک خونین بس که زد جوش از دل دیوانه ام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۷۰ - دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کرد
دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۶۴ - هر دلی کز عشق گوهر آب شد، گوهر شود
هر دلی کز عشق گوهر آب شد، گوهر شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۴۴ - به دور خط زشرم آن لعل جان پرور برون آمد
به دور خط زشرم آن لعل جان پرور برون آمد جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۵۵ - راست گویم مُرْوَت از عالم برفت
راست گویم مُرْوَت از عالم برفت سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۱۴ - موسی، عَلَیْهِالسَّلامُ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده
موسی، عَلَیْهِالسَّلامُ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۰۳ - چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود
چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۸۵ - داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند
داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۴ - ملِکِ زوزَن را خواجهای بود کریمالنَّفْسِ نیکمحضر
ملِکِ زوزَن را خواجهای بود کریمالنَّفْسِ نیکمحضر که همگنان را در مواجهه خدمت کردی و در غیبت نکویی گفتی. اتفاقاً از او حرکتی در نظر سلطان ناپسند آمد، مصادره فرمود و عقوبت کرد؛ و سرهنگانِ ملِک به سوابقِ نعمتِ او معترف بودند و به شکرِ آن مُرتَهَن. در مدّت تَوْکیل او رِفق و ملاطفت کردندی و زجر و معاقبت روا نداشتندی. جامی : دفتر اول
بخش ۱۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیل
خسروی را که بود فرزندان صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۷۸ - شد چو سوزن خشک، خار از قرب گل پیراهنان
شد چو سوزن خشک، خار از قرب گل پیراهنان جامی : دفتر اول
بخش ۱۲۶ - سؤال و جواب
گر تو گویی به حکم عقل روا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۱۱ - ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۳ - به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها
به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۸۳ - گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند
گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۰ - از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۴ - ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست
ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۲۸ - از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
غزل ۶۶۲ - رسیده است به معراج اوج پستی ما
رسیده است به معراج اوج پستی ما صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۰ - جنت در بسته سازد مهر خاموشی ترا
جنت در بسته سازد مهر خاموشی ترا صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۴۴ - اشک خونین بس که زد جوش از دل دیوانه ام
اشک خونین بس که زد جوش از دل دیوانه ام صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۳۷۰ - دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کرد
دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۶۴ - هر دلی کز عشق گوهر آب شد، گوهر شود
هر دلی کز عشق گوهر آب شد، گوهر شود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۴۴ - به دور خط زشرم آن لعل جان پرور برون آمد
به دور خط زشرم آن لعل جان پرور برون آمد جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۵۵ - راست گویم مُرْوَت از عالم برفت
راست گویم مُرْوَت از عالم برفت سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۱۴ - موسی، عَلَیْهِالسَّلامُ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده
موسی، عَلَیْهِالسَّلامُ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۰۳ - چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود
چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۸۵ - داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند
داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲۴ - ملِکِ زوزَن را خواجهای بود کریمالنَّفْسِ نیکمحضر
ملِکِ زوزَن را خواجهای بود کریمالنَّفْسِ نیکمحضر که همگنان را در مواجهه خدمت کردی و در غیبت نکویی گفتی. اتفاقاً از او حرکتی در نظر سلطان ناپسند آمد، مصادره فرمود و عقوبت کرد؛ و سرهنگانِ ملِک به سوابقِ نعمتِ او معترف بودند و به شکرِ آن مُرتَهَن. در مدّت تَوْکیل او رِفق و ملاطفت کردندی و زجر و معاقبت روا نداشتندی. جامی : دفتر اول
بخش ۱۷۲ - حکایت بر سبیل تمثیل
خسروی را که بود فرزندان صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۷۸ - شد چو سوزن خشک، خار از قرب گل پیراهنان
شد چو سوزن خشک، خار از قرب گل پیراهنان جامی : دفتر اول
بخش ۱۲۶ - سؤال و جواب
گر تو گویی به حکم عقل روا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۱۱ - ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید
ز مغز من به صهبا خشکی غم برنمی آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۳ - به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها
به خرج رفت حیاتم ز هرزه کوشی ها صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۸۳ - گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند
گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده اند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۰ - از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست
از تهیدستی ز بی برگان خجالت کار ماست جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۴ - ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست
ای دیده دل به خون جگر رهنمای تست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۷۲۸ - از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
از بس گرفت تنگی دل در میان مرا