امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۴۹۷
یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١٣٧ - قصیده ایضاً له
آیا بود که باز ببینم جمال شاه هجویری : بابٌ فی ذکر أئمَّتِهِم من اهل البیت
۱- ابومحمد الحسن بن علی، کرّم اللّه وجهه
منهم: جگربند مصطفی و ریحان دل مرتضی، و قرّة عین زهرا، ابومحمد الحسن بن علی، کرّم اللّه وجهه شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۲
بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود صائب تبریزی : مطالع
شمارهٔ ۱۲۹
(در خموشی لب من چهره گشای رازست رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۰
روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز اهلی شیرازی : رباعیات
شمارهٔ ۵۵۸
ما را همه دم هوای یاریست ز نو فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۱
بنمای به من رویت، یارات نمیافتد واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۲۵۵
بلبل از گل چند؟ ز آن رخسار زیبا هم بگو! وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۶۱
از تو همین تواضع عامی مرا بس است قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۴۸۵
گردون زند از کین تو هر صبحی دم سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۲۶۵
چون آتش و آب بردباری نکنی بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۲۶۸
کس نگردد مبتلای درد وآزار فراق سعدی : غزلیات
غزل ۹۰
سرمست درآمد از درم دوست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۲۲ - به آقا محمد ابراهیم دائی فرخ خان به خراسان نگاشته شده
گرامی سرور من رفتی و درهای رامش بسته ماند و روائی رستای آرامش شکسته، باد بهار خرمی سردی انگیخت و شکوفه شاخ شکفتگی زردی آورد، کالای والای شادمانی سر در تباهی نهاد و اختر رخشای کامرانی رخ در سیاهی، بزم جمشیدی خانه رنج و تیمار آمد و گونه خورشیدی لانه تیره و تار گردید. روز گذشته بران کوی و در که با کاخ ناهیدش باد انبازی در سر بود گذشتم، شادروان از گرد گران دیدم و مرد پاسبان از پاسداری برکران، نسترن از گل دامان تهی داشت و انار از گرد بی برگی گونه بهی. تاک ها را چفت شکسته و گسترش ها را خاک بر سر نشسته، شعر: عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شمارهٔ ۱
ای دوست بدان کاین فلک پیروزه حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۸۶۵
خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۳۸۵
(چشمت که راه توبه احباب می زند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۵۷
بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟
شمارهٔ ۴۹۷
یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١٣٧ - قصیده ایضاً له
آیا بود که باز ببینم جمال شاه هجویری : بابٌ فی ذکر أئمَّتِهِم من اهل البیت
۱- ابومحمد الحسن بن علی، کرّم اللّه وجهه
منهم: جگربند مصطفی و ریحان دل مرتضی، و قرّة عین زهرا، ابومحمد الحسن بن علی، کرّم اللّه وجهه شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۲
بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود صائب تبریزی : مطالع
شمارهٔ ۱۲۹
(در خموشی لب من چهره گشای رازست رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۰
روزم سیاه شد ز نگاه کلاه دوز اهلی شیرازی : رباعیات
شمارهٔ ۵۵۸
ما را همه دم هوای یاریست ز نو فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۱
بنمای به من رویت، یارات نمیافتد واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۲۵۵
بلبل از گل چند؟ ز آن رخسار زیبا هم بگو! وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۶۱
از تو همین تواضع عامی مرا بس است قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۴۸۵
گردون زند از کین تو هر صبحی دم سعدی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۲۶۵
چون آتش و آب بردباری نکنی بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۲۶۸
کس نگردد مبتلای درد وآزار فراق سعدی : غزلیات
غزل ۹۰
سرمست درآمد از درم دوست یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۲۲ - به آقا محمد ابراهیم دائی فرخ خان به خراسان نگاشته شده
گرامی سرور من رفتی و درهای رامش بسته ماند و روائی رستای آرامش شکسته، باد بهار خرمی سردی انگیخت و شکوفه شاخ شکفتگی زردی آورد، کالای والای شادمانی سر در تباهی نهاد و اختر رخشای کامرانی رخ در سیاهی، بزم جمشیدی خانه رنج و تیمار آمد و گونه خورشیدی لانه تیره و تار گردید. روز گذشته بران کوی و در که با کاخ ناهیدش باد انبازی در سر بود گذشتم، شادروان از گرد گران دیدم و مرد پاسبان از پاسداری برکران، نسترن از گل دامان تهی داشت و انار از گرد بی برگی گونه بهی. تاک ها را چفت شکسته و گسترش ها را خاک بر سر نشسته، شعر: عطار نیشابوری : باب پنجاهم: در ختم كتاب
شمارهٔ ۱
ای دوست بدان کاین فلک پیروزه حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۸۶۵
خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی صائب تبریزی : متفرقات
شمارهٔ ۳۸۵
(چشمت که راه توبه احباب می زند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۵۷
بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟