جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شماره ۵۵ - شاها بتو ایزد همه آفاق سپرد
شاها بتو ایزد همه آفاق سپرد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۲۹ - ای تماشایت چمنپرور به چشم آینه
ای تماشایت چمنپرور به چشم آینه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۸۹ - بوالعجب مجموعه ها از کف به حسرت داده ام
بوالعجب مجموعه ها از کف به حسرت داده ام عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۹۴ - گرچه در عشق تو جان درباختیم
گرچه در عشق تو جان درباختیم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۶۳ - ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۷ - یک بار که لعل او سخن گفت
یک بار که لعل او سخن گفت سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۸۹۵ - جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه خواجه نصیرالدین طوسی : قسم دوم در مقاصد
فصل نهم
چون نفس خیر و فاضل باشد و بر نیل فضیلت و تحصیل سعادت متوفر و به اقتنای علوم حقیقی و معارف یقینی مشعوف، واجب بود بر صاحبش اهتمام به اموری که مستدعی محافظت این شرایط و اقامت این مراسم باشد، و چنانکه قانون حفظ صحت در طب استعمال ملایم مزاج بود قانون حفظ صحت نفس ایثار معاشرت و مخالطت کسانی باشد که در خصال مذکور با او مشاکل و مشارک باشند، چه هیچ چیز را در نفس تأثیر زیادت از تأثیر جلیس و خلیط نبود؛ و همچنین احتراز از مؤانست و مجالست کسانی که بدین مناقب متحلی نباشند، و علی الخصوص از اختلاط اهل شر و نقص، مانند گروهی که به مسخرگی و مجون شهرت یافته باشند یا همت به اصابت قبایح شهوات و نیل فواحش لذات مصروف گردانیده، چه تجنب از این طایفه حافظ این صحت را مهم ترین شرطی و واجب ترین چیزی بود؛ و همچنان که از مخالطت ایشان حذر واجب بود از اصغای احادیث و حکایات و استماع اخبار و مجازات و روایت اشعار و مزخرفات و حضور مجالس و محافل ایشان، خاصه وقتی که به استطابت نفس و میل طبیعت مشوب خواهد بود، حذر واجب بود. چه از حضور یک مجمع یا از استماع یک نادره یا از روایت یک بیت در آن شیوه چندان وسخ و خبث به نفس تعلق گیرد که تطهیر ازان جز به روزگار دراز و معالجات دشوار میسر نگردد، و بسیار بود که امثال آن حال سبب فساد فاضلان مبرز و ماده غوایت عالمان مستبصر شده باشد تا به جوانان مستعد و متعلمان مسترشد چه رسد! حافظ : غزلیات
غزل ۲۵۴ - دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۷۵ - به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۴۷ - نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم
نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۱۱ - جانا تو بگو رمزی، از آتش همراهی
جانا تو بگو رمزی، از آتش همراهی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۸۷ - آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن میشود
آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن میشود انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکنالدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر
به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۷۴ - به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۷۷ - نخل تو سرکش و دل خود کام من همان
نخل تو سرکش و دل خود کام من همان نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵ - از دوست منادیست اندر رگ و پوست
از دوست منادیست اندر رگ و پوست خاقانی : غزلیات
غزل ۳۴۳ - عالم افروز بهارا که تویی
عالم افروز بهارا که تویی صفای اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۱۹ - فی کمالات النفسانیه و مراتب الانسانیه
وحدت جمعم نه لامکان نه مکانم صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۷۶ - کنون که نام من از سلک دوستان نبری
کنون که نام من از سلک دوستان نبری
شماره ۵۵ - شاها بتو ایزد همه آفاق سپرد
شاها بتو ایزد همه آفاق سپرد بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۲۹ - ای تماشایت چمنپرور به چشم آینه
ای تماشایت چمنپرور به چشم آینه صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۸۹ - بوالعجب مجموعه ها از کف به حسرت داده ام
بوالعجب مجموعه ها از کف به حسرت داده ام عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۹۴ - گرچه در عشق تو جان درباختیم
گرچه در عشق تو جان درباختیم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۶۳ - ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۱۷ - یک بار که لعل او سخن گفت
یک بار که لعل او سخن گفت سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۸۹۵ - جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه
جهان تنگ چو چاه است و ما کبوتر چاه خواجه نصیرالدین طوسی : قسم دوم در مقاصد
فصل نهم
چون نفس خیر و فاضل باشد و بر نیل فضیلت و تحصیل سعادت متوفر و به اقتنای علوم حقیقی و معارف یقینی مشعوف، واجب بود بر صاحبش اهتمام به اموری که مستدعی محافظت این شرایط و اقامت این مراسم باشد، و چنانکه قانون حفظ صحت در طب استعمال ملایم مزاج بود قانون حفظ صحت نفس ایثار معاشرت و مخالطت کسانی باشد که در خصال مذکور با او مشاکل و مشارک باشند، چه هیچ چیز را در نفس تأثیر زیادت از تأثیر جلیس و خلیط نبود؛ و همچنین احتراز از مؤانست و مجالست کسانی که بدین مناقب متحلی نباشند، و علی الخصوص از اختلاط اهل شر و نقص، مانند گروهی که به مسخرگی و مجون شهرت یافته باشند یا همت به اصابت قبایح شهوات و نیل فواحش لذات مصروف گردانیده، چه تجنب از این طایفه حافظ این صحت را مهم ترین شرطی و واجب ترین چیزی بود؛ و همچنان که از مخالطت ایشان حذر واجب بود از اصغای احادیث و حکایات و استماع اخبار و مجازات و روایت اشعار و مزخرفات و حضور مجالس و محافل ایشان، خاصه وقتی که به استطابت نفس و میل طبیعت مشوب خواهد بود، حذر واجب بود. چه از حضور یک مجمع یا از استماع یک نادره یا از روایت یک بیت در آن شیوه چندان وسخ و خبث به نفس تعلق گیرد که تطهیر ازان جز به روزگار دراز و معالجات دشوار میسر نگردد، و بسیار بود که امثال آن حال سبب فساد فاضلان مبرز و ماده غوایت عالمان مستبصر شده باشد تا به جوانان مستعد و متعلمان مسترشد چه رسد! حافظ : غزلیات
غزل ۲۵۴ - دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۷۵ - به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۴۷ - نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم
نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۱۱ - جانا تو بگو رمزی، از آتش همراهی
جانا تو بگو رمزی، از آتش همراهی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۸۷ - آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن میشود
آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن میشود انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکنالدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر
به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۶۷۴ - به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۷۷ - نخل تو سرکش و دل خود کام من همان
نخل تو سرکش و دل خود کام من همان نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۵ - از دوست منادیست اندر رگ و پوست
از دوست منادیست اندر رگ و پوست خاقانی : غزلیات
غزل ۳۴۳ - عالم افروز بهارا که تویی
عالم افروز بهارا که تویی صفای اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۱۹ - فی کمالات النفسانیه و مراتب الانسانیه
وحدت جمعم نه لامکان نه مکانم صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۷۶ - کنون که نام من از سلک دوستان نبری
کنون که نام من از سلک دوستان نبری