جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۹۴۵
ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۱۳
در دلم از گریه دایم سخت تر گردد گره
جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۸
ای جهان این همه درد دل بی پایان چیست
ترکی شیرازی : فصل سوم - سوگواری‌ها
شمارهٔ ۴۶ - چرا چو شمع نسوزم؟
چرا ز غصه شب و روز، زار زار نگریم؟
سیدای نسفی : غزلیات
شمارهٔ ۹۵
مزرع خشکم نظر بر آسمان باشد مرا
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۵۵۵
ز خیال دهنت تنگ شکر می گریم
سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۳
دل ز تکرار بهشت حور از کوثر گرفت
سعدی : غزلیات
غزل ۲۱
نادر از عالم توحید کسی برخیزد
ادیب صابر : قطعات
شمارهٔ ۶
زهی یافته دین و دولت زتو
سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - در مدح خواجه محمدبن خواجه عمر
دوش سرمست نگارین من آن طرفه پسر
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۲
کار تو پیوسته آزارست گویی نیست هست
نسیمی : غزلیات
شمارهٔ ۹۳
اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۲ - در نیایش به درگاه پروردگار خویش عزوجل گوید
سپهر آفرینا زمین داورا
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۹۱ - الخلوه
بود خلوت ترا با حق تکلم
سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۹۸
ناله ی ما چون جرس شایسته ی تأثیر نیست
احمد شاملو : حدیث بی‌قراری ماهان
نگران، آن دو چشمان است...
نگران،
رشیدالدین میبدی : ۲۲- سورة الحجّ- مدنیّة
۵ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ» و ایشان که هجرت کردند از بهر خداى تعالى، «ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا» و ایشان را بکشتند یا بمردند، «لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً» براستى که اللَّه تعالى ایشان را روزى دهد روزى نیکو، «وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ» (۵۸) و اللَّه تعالى است که بهتر روزى کنندگان و نزل سازندگانست، «لَیُدْخِلَنَّهُمْ» در آرد ایشان را، «مُدْخَلًا یَرْضَوْنَهُ» در آوردنى که ایشان را آن خوش آید و پسندیده هر کسى بود، «وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَلِیمٌ حَلِیمٌ» (۵۹) و اللَّه تعالى داناست فرا گذار.
نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش يقين
<strong> وَ سَمِعَ عليه‌السلام رَجُلاً مِنَ اَلْحَرُورِيَّةِ يَتَهَجَّدُ وَ يَقْرَأُ فَقَالَ </strong> نَوْمٌ عَلَى يَقِينٍ خَيْرٌ مِنْ صَلاَةٍ فِي شَكٍّ
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۲۴ - رفتن مجنون به خانه بیوه زنی که در همسایگی لیلی می بود و منع کردن پدر لیلی آن بیوه زن را از آنکه مجنون را در خانه خود گذارد
همسایه لیلی آن جمیله
میرزا حبیب خراسانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۵
مبر در پیش زاهد نام باده