بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۸
زگفت وگو نیامد صید جمعیت به بند ما
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۹۹
رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماند
نظیری نیشابوری : رباعیات
شمارهٔ ۷۷
من خام قمارم و حریفم استاد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۴۰۹
حکم است که کار شب آدینه بسازند
قدسی مشهدی : ساقی‌نامه
بخش ۱۰
ز چشم ضعیفان گو افتاده‌تر
غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۲۸ - فصل (غیبت به چشم و دست و اشارت)
بدان که غیبت همه نه آن باد که به زبان باشد بلکه به چشم و نیز به دست و به اشارت و به نوشتن هم حرام بود. عایشه رضی الله عنه می گوید، «دست اشارت کردم که زنی کوتاه است». رسول (ص) گفت، «غیبت کردی». و همچنین لنگ رفتن و چشم احول کردن تا حال کسی معلوم شود همه غیبت است، اما اگر نام نبرد و گوید کسی چنین کرد غیبت نباشد، مگر که حاضران بخواهند دانست که را می گوید، آنگاه حرام باشد که مقصود تفهیم بود و به هرچه بود.
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۹
عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست
خیالی بخارایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۴
واقف از جام می لعل تو مدهوشانند
سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح بهرامشاه
قصهٔ یوسف مصری همه در چاه کنید
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۶۳
تا هست نشانی از نشانم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۴۰
مد بقا کجا به مه و سال می‌کشد
امیرخسرو دهلوی : مطلع‌الانوار
بخش ۱۲ - بهار و خزان طبیعت و شباهت طبیعت آدمی به آن
باغ در ایام بهاران خوش است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹۸۱
امروز قدر نکته موزون نمانده است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۳۶۲
تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد
مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۰۷
لحظه‌یی قصه کنان قصه تبریز کنید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۳۵
هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۳۰
حیرتیم اما به وحشتها هماغوشیم ما
اقبال لاهوری : پیام مشرق
شبنم
گفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۴۴۳
ناتوانی باز چون شمعم چه افسون می‌کند
اوحدی مراغه‌ای : جام جم
در باب ظلمه و ظلم
ظلمت ظلم تیره دارد راه