درباره نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد.
وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پارسی در آن روزگار و محل تجمع شاعران سبک وقوع بود روی آورد و در چند مجلس طرح شعر بر شاعران معتبر سبک وقوع پیروز شد و سپس عازم هند گردید. وی با پیوستن به دربار جهانگیر شاه گورکانی هند و سپس بارگاه سپهسالار او خان خانان به ثروتی افسانه‌ای دست یافت و مهم‌ترین شاهکارهایش را در سال‌های اقامت در هند آفرید تا آنکه به سال ۱۰۲۱ قمری در شهر آگره در اوج ثروت، شهرت، حرمت و محبوبیت درگذشت.

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - در هجر تو مرگ همنشینم بادا شماره ۲ - شد درد حواله از ازل بر تن ما شماره ۳ - بگشای «نظیری » نظر کوته را شماره ۴ - اسرار گلستان به بصارت دریاب شماره ۵ - از دوست منادیست اندر رگ و پوست شماره ۶ - نور تو به قدر روزن سینه تست شماره ۷ - چون شمع تنت ز آتش محفل گرمست شماره ۸ - افتاده کلاه از سر و ناموسم نیست شماره ۹ - در باده شریعت از دین خطرست شماره ۱۰ - بی پرده تر از حدیث ما عصمت ماست شماره ۱۱ - از سینه رمیدن نفس نزدیکست شماره ۱۲ - فصلی که چمن شور در احباب انداخت شماره ۱۳ - کی شنبه من به شادمانی برخاست شماره ۱۴ - برخیز که عشق از گرانان سیرست شماره ۱۵ - در پایه من سپهر را هستی نیست شماره ۱۶ - هرشب ز خیال دیده بی خواب ترست شماره ۱۷ - پیرایه حسن تندی خو بشکست شماره ۱۸ - درد سر و گردن تو حرز تن تست شماره ۱۹ - یک دم که ز دردسر پریشانی داشت شماره ۲۰ - تا حرص درون نقش برونم آراست شماره ۲۱ - بی چیزی احتیاج از کوی منست شماره ۲۲ - از خود تا خود به سوی جانانان راهست شماره ۲۳ - گر با غم دل خوشیم غمخوار خوشست شماره ۲۴ - گلبرگ چو گونه های الوانت نیست شماره ۲۵ - بنوازیدم به زخمه طاعت اینست شماره ۲۶ - این جا نه خطا عیب و نه طاعت هنرست شماره ۲۷ - هر دم که نه با توام برآید، مرضیست شماره ۲۸ - هر روز مه تمام نقصان ز دهست شماره ۲۹ - دل خنده به غنچه کرد خندیدن داشت شماره ۳۰ - یک بلبل خوش نوا و صد انجمن است شماره ۳۱ - دارم چشمی که قلزم وارونست شماره ۳۲ - ذرات دو کون را ز هم بیشی نیست شماره ۳۳ - شمعی که فروزان نشود کوکب ماست شماره ۳۴ - دایم به رهت در دو چشمم بازست شماره ۳۵ - آن کیست که بازم ز بت کیش آورد شماره ۳۶ - طی املم به جهد و پرواز نشد شماره ۳۷ - شب مست ز خانقه برونم بردند شماره ۳۸ - گر دست تو بحر نیست چون می جوشد شماره ۳۹ - ارباب زمانه آفت دل باشند شماره ۴۰ - هر کز سر کجروی به درگاه آید شماره ۴۱ - از سعی زمانه کار من نفزاید شماره ۴۲ - نی باده عز و جاه مستم دارد شماره ۴۳ - دی غافلم آن مایه دین پیش آمد شماره ۴۴ - تا باغ به دست باغبان خواهد بود شماره ۴۵ - صد فکر اثر ز طاعتم بردارد شماره ۴۶ - حالی دارم که دیده نادیده شود شماره ۴۷ - طوفان شد و سبزه ام به آبی نرسد شماره ۴۸ - نی حوصله ام که جرعه مستم دارد شماره ۴۹ - سیلاب سرشگ آبرو می ریزد شماره ۵۰ - صبحست و خروش بلبلان می آید شماره ۵۱ - آشفته مجلس تو جا نشناسد شماره ۵۲ - اهلی ز میان سنگ بیرون آید شماره ۵۳ - در قرب به صد بلان قرین باید بود شماره ۵۴ - یادم به کنایت جگرسوز کند شماره ۵۵ - مرسوم رهی که فقر ازان خاسته شد شماره ۵۶ - آن عیش که جمله عیش ها راست کلید شماره ۵۷ - فردا که نه دوزخ نه شقی خواهد ماند شماره ۵۸ - جستم ز بلا بلا پناهم دادند شماره ۵۹ - تا سایه خامه ات به حرفم افتاد شماره ۶۰ - نی طعم می است تا دگرگون گردد شماره ۶۱ - هر محنت و غم که سر به جانت دادند شماره ۶۲ - تو هیچ بدی که جسم و جانت دادند شماره ۶۳ - قابل تویی از تاب و توانت دادند شماره ۶۴ - گر دل به فریب نفست از پا برود شماره ۶۵ - عاقل به حدیث نفس گمره نشود شماره ۶۶ - شوخی که نگاه بر عذارش بندند شماره ۶۷ - لعل تو ز طبله شهد بر گوشه کشید شماره ۶۸ - از کاسه و کوزه جوی جیحون نشود شماره ۶۹ - هرکس ز خودی و خودستایی گردید شماره ۷۰ - هر دم عمل خیر تبه خواهم کرد شماره ۷۱ - با موکب شه دل خرابی چه کند؟ شماره ۷۲ - گوهر ز محیط راز می باید داد شماره ۷۳ - گل طرف کلاه بر بناگوش افکند شماره ۷۴ - رزقم همه از طبع گهر سنج آید شماره ۷۵ - آن سو که منم فیض فرو می آید شماره ۷۶ - بر تن مفزا که نفس سرکش گردد شماره ۷۷ - من خام قمارم و حریفم استاد شماره ۷۸ - تقدیر و ارادت به مرادت خیزند شماره ۷۹ - رو جانب حق از همه سو باید بود شماره ۸۰ - زین بیم که آورد طرب تفرقه بار شماره ۸۱ - ای بلبل بی قرار غوغا بردار شماره ۸۲ - برگیر نقاب و بختم از جا بردار شماره ۸۳ - جان را به پذیره آی از جا بردار شماره ۸۴ - هرگز نشود دار فنا جای قرار شماره ۸۵ - از ضعف تنت رفته توان همه کس شماره ۸۶ - عاشق که طریق عشق آموزندش شماره ۸۷ - دم چند فروزی از سخن چینی خویش شماره ۸۸ - صد ره شده ام به بیخ و بن جویی خویش شماره ۸۹ - گلشن که بهار ساخته جانورش شماره ۹۰ - از حسرت من حاصل دوران همه ذوق شماره ۹۱ - یک قوم مسافر ز سرمایه خجل شماره ۹۲ - می آمد و صد سپاه ناز از دنبال شماره ۹۳ - دنباله دو خاطر خودرای خودم شماره ۹۴ - یک معرکه خویش را به جایی نزدیم شماره ۹۵ - اندر ره و بی ره همه جا گردیدیم شماره ۹۶ - از کعبه به دیر باده کش می آرم شماره ۹۷ - دامی ز نماز گرد خود بافته ام شماره ۹۸ - یک چند پی امید می گردیدم شماره ۹۹ - طبعی چو رخ حورسرشتان دارم شماره ۱۰۰ - آتش خورم و زحمت جانان نشوم شماره ۱۰۱ - چون طایر باد از قفس آزادیم شماره ۱۰۲ - دل آرم و غم برو نما بستانم شماره ۱۰۳ - گر دوری ازان طرف گلستان دارم شماره ۱۰۴ - در کوی هوس خاک نشینم ایام شماره ۱۰۵ - گاهی به نوای بی نوایان گردم شماره ۱۰۶ - صد نعل درست واژگون آوردم شماره ۱۰۷ - هرچند که روز بی نوایی دارم شماره ۱۰۸ - نی بهر جهان نه بهر طاعت زادم شماره ۱۰۹ - روزی که گرفت کاتب صنع قلم شماره ۱۱۰ - ترک همه کس ز بی تمیزی کردیم شماره ۱۱۱ - پر می بینم که بینوا می آیم شماره ۱۱۲ - گر از مشهد اگر ز بلخ آمده ایم شماره ۱۱۳ - گه بر سر فرمان تو جان افشانم شماره ۱۱۴ - فرمان تو بشنوم به پرواز آیم شماره ۱۱۵ - فرمان تو آمد و ز جا برجستم شماره ۱۱۶ - بر خوان صلات تا به کی لقمه خام شماره ۱۱۷ - کم جو که به قیمتست سرمایه من شماره ۱۱۸ - از می لبش آتش تر آورد برون شماره ۱۱۹ - عیسی نفسی غبارت از دم بفشان شماره ۱۲۰ - بنمای رخ و شکفته رویم گردان شماره ۱۲۱ - خود را به رکاب آشنایی برسان شماره ۱۲۲ - خوش رست چمن رشته خارا برچین شماره ۱۲۳ - فکری کنم و دهم سرانجام سخن شماره ۱۲۴ - شب تا سحرم فسانه خوان غم او شماره ۱۲۵ - ای فیض سپهر و نور اختر با تو شماره ۱۲۶ - دل جز ز دو زلف پرخم و پیچ مجو شماره ۱۲۷ - آویز به طره از خم و پیچ مگو شماره ۱۲۸ - ذوق آمده رخت خوش دلی بر در نه شماره ۱۲۹ - هرچند که جور بی محابا داری شماره ۱۳۰ - بدگوییی خود کنم مگر یار شوی شماره ۱۳۱ - گر در شب تیره تابیم نور شوی شماره ۱۳۲ - ای دل ز سفر تحفه چه سوز آوردی شماره ۱۳۳ - تا نگذری از قشر منقا نشوی شماره ۱۳۴ - تا کی همه کوکنار آخر گزکی شماره ۱۳۵ - یک دم دل شاد را به صد دم ندهی شماره ۱۳۶ - از ابر به کشتزار بایسته تری شماره ۱۳۷ - چندان که به حکمت گروی دورتری شماره ۱۳۸ - هر سو به تن از زخم مهی کاسته ای شماره ۱۳۹ - ای از تو صور نگار هرجا کوری شماره ۱۴۰ - هان بلبل هان صفیر محکم ندهی شماره ۱۴۱ - خوش بوست بس این زلف دو تا بر که زدی؟