فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
بر داشتن رامین گنج موبد را گریختن به دیلمان
پس آنگه گرد کرد از مرو یکسر
عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۴ - آواز آمد مرا که در جستن دوست
آواز آمد مرا که در جستن دوست
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ اشعار ترکی
آزادلیق قوشی وارلیق
هر چند قوتولماق هله یوخ دارلیغمیزدان
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۵۸ - یک بوسه زدم بر لب و بر چشم دگر
یک بوسه زدم بر لب و بر چشم دگر
حافظ : غزلیات
غزل ۳۳۴ - گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۲۱ - ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد
ز عریانی نیندیشم اگر عالم خطر باشد
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
گفتار اندر ستایش عمید ابو الفتح مظفر
چه خواهی نیکوترین ای صفاهان
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - و له ایضاً فی مدحه
عاشق بی کفر در شرع طریقت‌کافرست
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۴۱ - هرکه شد سامان طلب پیوسته دردسر کشد
هرکه شد سامان طلب پیوسته دردسر کشد
صغیر اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۱۰۱ - این رباعی اثر طبع رضا صغیر متخلص به سعید میباشد
پرسید کسی ز من بگو عرش کجاست
قاآنی شیرازی : غزلیات
غزل ۵۴ - نکو نبود به یکبار ترک ما گفتن
نکو نبود به یکبار ترک ما گفتن
وحشی بافقی : قطعات
شمارهٔ ۴ - پناه جهان
زهی پایه چتر اقبال تو
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۱۹۴ - تا روی تو دیدم از جهان سیر شدم
تا روی تو دیدم از جهان سیر شدم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۴۶ - خراش سینه خود با یکی خونخوار می گویم
خراش سینه خود با یکی خونخوار می گویم
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۸۴ - درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را
درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۳۱ - تا نقد دارضرب معارف کلام ماست
تا نقد دارضرب معارف کلام ماست
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پاسخ دادن ویس رامین را
سمن ویس گریان بر لب بام
عطار نیشابوری : حکایت طوطی
گفتگوی خضر(ع) با دیوانه‌ای
بود آن دیوانهٔ عالی مقام
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۷۱۰ - قسمت این بود که از دفتر پرواز بلند
قسمت این بود که از دفتر پرواز بلند
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۴۶ - به شاهد لغت جخش، بمعنی علتی که از گلو مانند بادنجان برآید و درد نکند و اگر ببرند بیم هلاکت باشد و اکثر مردم گیلان و فرغانه را باشد
از گردن او جخش در آویخته گوئی