نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۹۵ - لب شیرین تو که هست ملیح
لب شیرین تو که هست ملیح
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۲ - در ستایش بهاء الدین محمد دبیر خوارزم شاه تکش بن ایل ارسلان
طفلی و طفیل توست آدم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۵۴ - روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
روی مطلب در نقاب یأس از ابرام ماست
رهی معیری : غزلها - جلد سوم
صفای شبنم
او را برنگ و بوی نگویم نظیر نیست
عطار نیشابوری : دفتر اول
پسر در راز معنی و در نوع حقیقت کل گوید
پسر گفت ای پدر قول حدیثت
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۲۰۳ - غافلان را گوش بر آواز طبل رحلت است
غافلان را گوش بر آواز طبل رحلت است
خیام : رباعیات
رباعی ۸۵ - گردون ز زمین هیچ گلی برنارد
گردون ز زمین هیچ گلی برنارد
امامی هروی : اشعار دیگر
شماره ۱۴ - ای بصد برهان در بحث حقایق گردون
ای بصد برهان در بحث حقایق گردون
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۸۵ - روزان و شبان در آن غم و تیمارم
روزان و شبان در آن غم و تیمارم
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۶۵ - خواهی که شود دل مجاهد با تو
خواهی که شود دل مجاهد با تو
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۲ - موسی، عَلَیهِ السَّلام‌، قارون را نصیحت کرد
موسی، عَلَیهِ السَّلام‌، قارون را نصیحت کرد که: «اَحْسِن کَما اَحسَنَ اللهُ الیک». نشنید و عاقبتش شنیدی.
خیام : رباعیات
رباعی ۲۷ - چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
سعدی : باب هفتم در تأثیر تربیت
حکایت ۶ - پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت: این فرزند توست
پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت: این فرزند توست، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش.
سعدی : باب هفتم در تأثیر تربیت
حکایت ۱۶ - پارسایی بر یکی از خداوندان نعمت گذر کرد
پارسایی بر یکی از خداوندان نعمت گذر کرد که بنده‌ای را دست و پای استوار بسته عقوبت همی‌کرد. گفت: ای پسر همچو تو مخلوقی را خدای عز ّو جل اسیر حکم تو گردانیده است و تو را بر وی فضیلت داده شکر نعمت باری تعالی به جای آر و چندین جفا بر وی مپسند، نباید که فردای قیامت به از تو باشد و شرمساری بری.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۶۸ - نرگس نیلوفری، مژگان زرین را ببین
نرگس نیلوفری، مژگان زرین را ببین
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۸ - اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد
اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد. یعنی آنان که دست قوّت ندارند، سنگ خرده نگه دارند تا به وقت فرصت دمار از دماغ ظالم برآرند.
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۸۸ - در انجیل آمده است که ای فرزند آدم
در انجیل آمده است که ای فرزند آدم! گر توانگری دهمت، مشتغل شوی به مال از من و گر درویش کنمت، تنگدل نشینی. پس حلاوت ذکر من کجا دریابی و به عبادت من کی شتابی؟
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۶۹ - توانگر فاسق کلوخ زراندود است
توانگر فاسق کلوخ زراندود است و درویش صالح شاهد خاک آلود. این دلق موسی است مرقع و آن ریش فرعون مرصع.
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۹۰ - گر تیغِ قَهر بر کشد، نبی و ولی سر در کشد
گر تیغِ قَهر بر کشد، نبی و ولی سر در کشد وگر غمزهٔ لطف بجُنباند، بَدان به نیکان در رساند.
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۸۰ - همچون سبوی خالی، پر سازم از هوایش
همچون سبوی خالی، پر سازم از هوایش