طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۸۰ - همچون سبوی خالی، پر سازم از هوایش
همچون سبوی خالی، پر سازم از هوایش
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۹۶ - حق جل و علا می‌بیند و می‌پوشد و همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد
حق جل و علا می‌بیند و می‌پوشد و همسایه نمی‌بیند و می‌خروشد.
سعدی : باب هفتم در تأثیر تربیت
حکایت ۹ - در تصانیف حکما آورده‌اند که کژدم را ولادتِ معهود نیست
در تصانیف حکما آورده‌اند که کژدم را ولادتِ معهود نیست چنانکه دیگر حیوانات را، بل احشای مادر را بخورند و شکمش را بدرند و راه صحرا گیرند و آن پوست‌ها که در خانه کژدم بینند اثر آن است. باری این نکته پیش بزرگی همی‌گفتم، گفت دل من بر صدق این سخن گواهی می‌دهد و جز چنین نتوان بودن، در حالت خردی با مادر و پدر چنین معاملت کرده‌اند لاجرم در بزرگی چنین مقبلند و محبوب!
سعدی : باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت ۱۸ - خرقه‌پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود
خرقه‌پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود. یکی از امرای عرب مر او را صد دینار بخشیده تا قربان کند. دزدان خفاجه ناگاه بر کاروان زدند و پاک ببردند. بازرگانان گریه و زاری کردن گرفتند و فریاد بی‌فایده خواندن.
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۲۴ - سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد
سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد: اگر این غالب آمد، مار کُشتی و گر آن، از دشمن رَستی.
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۹ - به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد
به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان، که آن به خیالی مبدل شود و این به خوابی متغیر گردد.
سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۱۸ - خشمِ بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطفِ بی وقت هیبت ببرد
خشمِ بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطفِ بی وقت هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.
بلند اقبال : بخش سوم
بخش ۲۳ - حکایت
شنیدم که شیخی به بغداد بود
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۳۹ - الهی پسندیدگان ترا بتو جستند و به تو پیوستند، نا پسندیدگان تو را بخود جستند و بگ
الهی پسندیدگان ترا بتو جستند و به تو پیوستند، نا پسندیدگان تو را بخود جستند و بگسستند نه او که پیوست بشکر رسید، نه او که گسست بعذر رسید.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۳۴ - ز بی عشقی بهار زندگی دامن کشید از من
ز بی عشقی بهار زندگی دامن کشید از من
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۹۹ - عاشق چو مرغ بسمل پروای سر ندارد
عاشق چو مرغ بسمل پروای سر ندارد
امیر پازواری : چهاربیتی‌ها
شماره ۱۷۲ - سالْ اونْ خشه که بَشْکفهْ نوبهارته
سالْ اونْ خشه که بَشْکفهْ نوبهارته
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۵۳ - بی تو دل و جان من زیر و زبر میشود
بی تو دل و جان من زیر و زبر میشود
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
چه پرسی از نماز عاشقانه
چه پرسی از نماز عاشقانه
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۲۴ - ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم
ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم
فرخی سیستانی : ابیات پراکنده
شماره ۲۲ - میدانت حربگاهست خون عدوت آب
میدانت حربگاهست خون عدوت آب
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۱۱۲ - دل خون شد از توام خبر نیست
دل خون شد از توام خبر نیست
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۵۳ - به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آیی
به سوی کلبه ام ای سیمبر نمی آیی
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۵۰ - دلی که شیفته یار دلربا باشد
دلی که شیفته یار دلربا باشد
واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۴۸ - مستی جوانیم بطاعت چو نهشت
مستی جوانیم بطاعت چو نهشت