بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۹۳ - هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد
هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۷۳ - مژده ای دل که روز قربان است
مژده ای دل که روز قربان است ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۴٢ - طبع انسانی بدان مفطور شد
طبع انسانی بدان مفطور شد نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۲۶ - ای از رخ تو روشن انوار دوست ما را
ای از رخ تو روشن انوار دوست ما را حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۱۹ - گهر چون سفته گردد، همچو اشک از دیده ها افتد
گهر چون سفته گردد، همچو اشک از دیده ها افتد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۳ - وه که اگر روی تو در نظر آید مرا
وه که اگر روی تو در نظر آید مرا فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در ذکر مسافرت ازسیستان به بست و مدح خواجه منصور بن حسن میمندی
چون بسیج راه کردم سوی بست از سیستان قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۸۰ - در مدح ابونصر
شنبه شادی و اول مه آذر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۹۵ - عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کن
عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۰۵ - از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
از کفر توان رستن ای یار به آمیزش خاقانی : قطعات
شماره ۲۵۳ - نه سیل است طوفان نوح است ویحک
نه سیل است طوفان نوح است ویحک امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴۴۶ - بسند است آنکه زلف بناگوشت علم گیرد
بسند است آنکه زلف بناگوشت علم گیرد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۳۰ - ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۸۸ - شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۵۶ - نزد اهل زمانه از که و مه
نزد اهل زمانه از که و مه اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
غزل
تومینالی و کس را زان خبر نه امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳۹ - دلبرا عمریست تا من دوست میدارم ترا
دلبرا عمریست تا من دوست میدارم ترا اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۵۶ - دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی
دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۳ - در بیان آنکه بسیاران بصورت اولیا برآمدهاند و گفتار اولیا را آموخته و در حقیقت رهزناند . هرکه تمییز دارد بایشان سر فرود نیاورد، و ولی را از عدو بشناسد، چنانکه صراف زر صافی را از قلب تمییز میکند، اگرچه در صورت بهم میمانند که المؤمن کیس ممیز و در تقریر آنکه اولیا بهر صورت که خواهند مصور شوند
در تو تمییز اگر بود برهی قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۴ - در مدح ابی الهیجا
شگفتهای جهانرا پدید نیست کران
غزل ۹۹۳ - هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد
هر سو نظرگشودیم زان جلوه رنگ دارد صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۷۳ - مژده ای دل که روز قربان است
مژده ای دل که روز قربان است ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۴٢ - طبع انسانی بدان مفطور شد
طبع انسانی بدان مفطور شد نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۲۶ - ای از رخ تو روشن انوار دوست ما را
ای از رخ تو روشن انوار دوست ما را حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۱۹ - گهر چون سفته گردد، همچو اشک از دیده ها افتد
گهر چون سفته گردد، همچو اشک از دیده ها افتد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۳ - وه که اگر روی تو در نظر آید مرا
وه که اگر روی تو در نظر آید مرا فرخی سیستانی : قصاید (گزیدهٔ ناقص)
قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در ذکر مسافرت ازسیستان به بست و مدح خواجه منصور بن حسن میمندی
چون بسیج راه کردم سوی بست از سیستان قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۸۰ - در مدح ابونصر
شنبه شادی و اول مه آذر شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۹۵ - عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کن
عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۰۵ - از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
از کفر توان رستن ای یار به آمیزش خاقانی : قطعات
شماره ۲۵۳ - نه سیل است طوفان نوح است ویحک
نه سیل است طوفان نوح است ویحک امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴۴۶ - بسند است آنکه زلف بناگوشت علم گیرد
بسند است آنکه زلف بناگوشت علم گیرد اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۳۰ - ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۸۸ - شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است
شمشیر عشق را نمک شرم جوهر است ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴۵۶ - نزد اهل زمانه از که و مه
نزد اهل زمانه از که و مه اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
غزل
تومینالی و کس را زان خبر نه امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۳۹ - دلبرا عمریست تا من دوست میدارم ترا
دلبرا عمریست تا من دوست میدارم ترا اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۵۶ - دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی
دیده خاک راه جولان تو بودی کاشکی سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۳ - در بیان آنکه بسیاران بصورت اولیا برآمدهاند و گفتار اولیا را آموخته و در حقیقت رهزناند . هرکه تمییز دارد بایشان سر فرود نیاورد، و ولی را از عدو بشناسد، چنانکه صراف زر صافی را از قلب تمییز میکند، اگرچه در صورت بهم میمانند که المؤمن کیس ممیز و در تقریر آنکه اولیا بهر صورت که خواهند مصور شوند
در تو تمییز اگر بود برهی قطران تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۶۴ - در مدح ابی الهیجا
شگفتهای جهانرا پدید نیست کران