بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۷۹۵ - طاس این نرد اختیاری نیست
طاس این نرد اختیاری نیست محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۲ - یگانهای در دل میزند به دست ارادت
یگانهای در دل میزند به دست ارادت امیر پازواری : چهاربیتیها
شماره ۱۹۴ - تا که اینْ کِسْ خاطرْ مُشوّشْ بویی
تا که اینْ کِسْ خاطرْ مُشوّشْ بویی شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۷۷ - گرد ملک عدم چه میگردی
گرد ملک عدم چه میگردی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۲۳ - کاش یک نم گردش چشم تری میداشتم
کاش یک نم گردش چشم تری میداشتم عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۴ - نورایمان
دوست می گوید که ای عاشق اگر داری صبور فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۶۴ - روزم ز فراق دود گلخن سازند
روزم ز فراق دود گلخن سازند عطار نیشابوری : دفتر اول
در صفت ره یافتن و می عشق خوردن و جانان دیدن بتحقیق گوید
دریغا ره نمیدانی چه گوئی عطار نیشابوری : سی فصل
بخش ۱۶ - بگویم با او سر عدل ای دوست
بگویم با او سر عدل ای دوست انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی
جشن عید اندرین همایون جای هاتف اصفهانی : ماده تاریخها
شماره ۲۸ - آه که از جور فلک شد به باد
آه که از جور فلک شد به باد مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منور بیآنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی در بیان آنک آننور خود را از اندرون سر عارف ظاهر کند بر خلقان بیفعل عارف و بیقول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مذن و علامات دیگر حاجت نیاید
لیک نورِ سالِکی کَزْ حَد گُذشت اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۸۰ - جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
جهان، جان فشاند چو روی تو بیند اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۹۱ - ای گشته لبت آتش جان را تریاک
ای گشته لبت آتش جان را تریاک محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۰۹ - از شیخ سؤال کردند از سماع، شیخ گفت: للسماع قلب حی و نفس میت.
از شیخ سؤال کردند از سماع، شیخ گفت: للسماع قلب حی و نفس میت. ساختار و قالبهای شعری : قالب های شعر کهن فارسی
غزل
از جهت شكل قرار گرفتن قافیه درست مانند قصیده است با این تفاوت كه تعداد ابیات غزل حداقل 5 بیت و حداكثر تا 17 یا 12 است. درون مایه و محتوای غزل، عاشقانه، عارفانه و یا آمیزه ای از هر دو و یا مضمون اجتماعی است. غزل از قرن ششم پدید آمده و تا امروز از قالب های رایج شعر فارسی است. غزلسرایان معروف، سعدی، مولوی، حافظ و از غزلسرایان معاصر، شهریار و رهی معیری و . . . می باشند. زاهد خلوتنشین، دوش به میخانه شد از سر پیمان گذشت، با سر پیمانه شد صوفی مجلس که دی، جام و قدح میشکست باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد شاهد عهد شباب، آمده بودش به خواب باز به پیرانهسر، عاشق و دیوانه شد مغبچهای میگذشت، راه زن دین و دل درپی آن آشنا، ازهمه بیگانه شد گریه شام و سحر، شکر که ضایع نگشت قطره باران ما، گوهر یک دانه شد منزل حافظ کنون، بارگه پادشاست دل بر دلدار رفت، جان بر جانانه شد آرایش قافیه در غزل ---------* -----------* --------- -----------* نخستین بیت قصیده و غزل را "مطلع" و بیت آخر را "مقطع" گویند كه معمولا شاعر تخلص خود را در بیت آخر ذكر می كند. عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۲۸ - دل حاضر دار با خدایت
دل حاضر دار با خدایت مجیرالدین بیلقانی : غزلیات
شماره ۲۱ - ز عشقت دل مسلم برنگردد
ز عشقت دل مسلم برنگردد شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۸۶ - از صد هزار سالک فردی رسد به آنجا
از صد هزار سالک فردی رسد به آنجا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۷۳ - دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
غزل ۷۹۵ - طاس این نرد اختیاری نیست
طاس این نرد اختیاری نیست محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۲ - یگانهای در دل میزند به دست ارادت
یگانهای در دل میزند به دست ارادت امیر پازواری : چهاربیتیها
شماره ۱۹۴ - تا که اینْ کِسْ خاطرْ مُشوّشْ بویی
تا که اینْ کِسْ خاطرْ مُشوّشْ بویی شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۷۷ - گرد ملک عدم چه میگردی
گرد ملک عدم چه میگردی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۲۳ - کاش یک نم گردش چشم تری میداشتم
کاش یک نم گردش چشم تری میداشتم عبدالقادر گیلانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۴ - نورایمان
دوست می گوید که ای عاشق اگر داری صبور فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۶۴ - روزم ز فراق دود گلخن سازند
روزم ز فراق دود گلخن سازند عطار نیشابوری : دفتر اول
در صفت ره یافتن و می عشق خوردن و جانان دیدن بتحقیق گوید
دریغا ره نمیدانی چه گوئی عطار نیشابوری : سی فصل
بخش ۱۶ - بگویم با او سر عدل ای دوست
بگویم با او سر عدل ای دوست انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۶ - در تهنیت عید و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی
جشن عید اندرین همایون جای هاتف اصفهانی : ماده تاریخها
شماره ۲۸ - آه که از جور فلک شد به باد
آه که از جور فلک شد به باد مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منور بیآنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی در بیان آنک آننور خود را از اندرون سر عارف ظاهر کند بر خلقان بیفعل عارف و بیقول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مذن و علامات دیگر حاجت نیاید
لیک نورِ سالِکی کَزْ حَد گُذشت اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۸۰ - جهان، جان فشاند چو روی تو بیند
جهان، جان فشاند چو روی تو بیند اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۹۱ - ای گشته لبت آتش جان را تریاک
ای گشته لبت آتش جان را تریاک محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۰۹ - از شیخ سؤال کردند از سماع، شیخ گفت: للسماع قلب حی و نفس میت.
از شیخ سؤال کردند از سماع، شیخ گفت: للسماع قلب حی و نفس میت. ساختار و قالبهای شعری : قالب های شعر کهن فارسی
غزل
از جهت شكل قرار گرفتن قافیه درست مانند قصیده است با این تفاوت كه تعداد ابیات غزل حداقل 5 بیت و حداكثر تا 17 یا 12 است. درون مایه و محتوای غزل، عاشقانه، عارفانه و یا آمیزه ای از هر دو و یا مضمون اجتماعی است. غزل از قرن ششم پدید آمده و تا امروز از قالب های رایج شعر فارسی است. غزلسرایان معروف، سعدی، مولوی، حافظ و از غزلسرایان معاصر، شهریار و رهی معیری و . . . می باشند. زاهد خلوتنشین، دوش به میخانه شد از سر پیمان گذشت، با سر پیمانه شد صوفی مجلس که دی، جام و قدح میشکست باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد شاهد عهد شباب، آمده بودش به خواب باز به پیرانهسر، عاشق و دیوانه شد مغبچهای میگذشت، راه زن دین و دل درپی آن آشنا، ازهمه بیگانه شد گریه شام و سحر، شکر که ضایع نگشت قطره باران ما، گوهر یک دانه شد منزل حافظ کنون، بارگه پادشاست دل بر دلدار رفت، جان بر جانانه شد آرایش قافیه در غزل ---------* -----------* --------- -----------* نخستین بیت قصیده و غزل را "مطلع" و بیت آخر را "مقطع" گویند كه معمولا شاعر تخلص خود را در بیت آخر ذكر می كند. عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت شاه نعمتالله ولی : مفردات
شماره ۱۲۸ - دل حاضر دار با خدایت
دل حاضر دار با خدایت مجیرالدین بیلقانی : غزلیات
شماره ۲۱ - ز عشقت دل مسلم برنگردد
ز عشقت دل مسلم برنگردد شاه نعمتالله ولی : قطعات
قطعه ۸۶ - از صد هزار سالک فردی رسد به آنجا
از صد هزار سالک فردی رسد به آنجا صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۷۳ - دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود
دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود