صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۸۳۶ - به داد من برس ای عشق، بیش ازین مپسند
به داد من برس ای عشق، بیش ازین مپسند
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۲۴۱ - هر کسی تخمی به خاک افشاند و ما دیوانگان
هر کسی تخمی به خاک افشاند و ما دیوانگان
انوری : رباعیات
رباعی ۱۱۶ - بوطالب نعمه آن جهانی همه مرد
بوطالب نعمه آن جهانی همه مرد
نسیمی : غزلیات
شماره ۸۵ - از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۲۷ - بما آن صوفی ببریده بینی
بما آن صوفی ببریده بینی
حافظ : غزلیات
غزل ۱۲۹ - اگر نه باده ی غم دل ز یاد ما ببرد
اگر نه باده ی غم دل ز یاد ما ببرد
فریدون مشیری : ابر و کوچه
غریو
سحر با من درآمیزد که برخیز
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران
گردون نقاب صبح به عمدا برافکند
رهی معیری : غزلها - جلد سوم
صفای شبنم
او را برنگ و بوی نگویم نظیر نیست
میرداماد : رباعیات
شماره ۷۰ - عشقی که زمن دود بر آورد این است
عشقی که زمن دود بر آورد این است
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۶۴ - عاشقان گردم گرم از دل غمناک زنند
عاشقان گردم گرم از دل غمناک زنند
اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۵۲ - کاکا
جهان تنها گرفت از خلق خوش یار
غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۵ - فصل(عذر بی عملی در دین پذیرفته نیست)
چون معلوم شد که بر هر کسی آموختن آن علم واجب است که در راه معاملت وی است، بدانستی که عامی پیوسته در خطر باشد که وی را کاری در پیش آید و به نادانی بکند که نداند که اندر آن حکمتی هست و بدین معذور نباشد، هرگه که حاجت بدان غالب بود و نادر نباشد مثلا کسی در حال حیض مباشرت کند یا پس از حیض پیش از سر شستن و گوید که این علم ندانستم، معذور نباشد.
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۲۸ - عمر گذرانیدن زلیخا در مفارقت یوسف علیه السلام و تلهف و تأسف وی بر آن مدی اللیالی و الایام
چو دل با دلبری آرام گیرد
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۲۶ - دیدن زلیخا عزیز مصر را از شکاف خیمه و فریاد برداشتن که این نه آن کس است که من در خواب دیده ام و سالها محنت محبتش کشیده ام
زلیخا کرد ازان چشمه نگاهی
خیام : رباعیات
رباعی ۱۷۲ - در گوش دلم گفت فلک پنهانی
در گوشِ دلم گفت فلک پنهانی
انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۰ - ای دل طمع از وصال جانان بگسل
ای دل طمع از وصال جانان بگسل
سعدی : غزلیات
غزل ۲۳۴ - آفتاب از کوه سر بر می‌زند
آفتاب از کوه سر بر می‌زند
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۵۵ - ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار
ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۴۲۰ - این زخم های کاری، بر مغز جان مبارک
این زخم های کاری، بر مغز جان مبارک