اهلی شیرازی : قصیدهٔ سوم در مدح شاه اسماعیل
بخش ۱ - قصیده مصنوع ثالث در مدح شاه اسماعیل
حمد و سپاس بیقیاس صانعی را که فهرست قصیده موجودات و دیباچه جریده کاینات با حسن صفات از نظم وجود روحانی انسانی کرد.
فردوسی : پادشاهی یزدگرد هجده سال بود
بخش ۲ - پادشاهی هرمز یک سال بود
چو هرمز برآمد به تخت پدر
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۵۱ - نیست در آبگینه آتش و آب
نیست در آبگینه آتش و آب
باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۱۶۷ - یک ذره ز فقر اگر به صحرا بودی
یک ذره ز فقر اگر به صحرا بودی
زرتشت : ویسپرد
کرده سیزدهم
زوت : اهوره مزدای اَشون ، رد اَشونی را می ستاییم . زرتشت اَشون ، رد اَشونی را می ستاییم . فروشی زرتشت را می ستاییم . امشاسپندان اَشون را می ستاییم . فروشی های نیک توانای پاک اَشونان جهانی و مینوی را می ستاییم . کارآمد ترین رد ، چالاک ترین ایزد که در مین ردان اَشونی فرارسنده تر و به تایش سزاوارتر است ، می ستاییم . خشنودی رد اَشون و رد اَشونی را که کامکارتر ات می ستاییم .
عطار نیشابوری : باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن
شماره ۲۴ - چون قاعدهٔ وجود پنداشتن است
چون قاعدهٔ وجود پنداشتن است
ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۲۰۶ - بنده ام بنده ولی بیخردم
بنده ام بنده ولی بیخردم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۲۱ - چه می‌پرسی ز من کیفیّت حسن بهاران را؟
چه می‌پرسی ز من کیفیّت حسن بهاران را؟
اهلی شیرازی : صنف دوم که زر سفید است و بیش بر است
برگ پنجم هشت زر سفید
ای سرو قد ماهرخ حور سرشت
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۰۴ - بسکه ما را بر آن لقاست نگاه
بسکه ما را بر آن لقاست نگاه
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۱۸ - ازین دهشت که هجرانی مبادا در کمین باشد
ازین دهشت که هجرانی مبادا در کمین باشد
کسایی مروزی : رباعیها
پیغام فلک
نارفته به شاهراه وصلت گامی
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۸۶ - رنگین شد از رخت، چو رگ گل، نظاره ام
رنگین شد از رخت، چو رگ گل، نظاره ام
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۸ - ساقی کامشب نشاط انگیخته است
ساقی کامشب نشاط انگیخته است
عطار نیشابوری : بخش اول
الحكایة و التمثیل
چون ز لیلی گشت مجنون بی قرار
خواجه نصیرالدین طوسی : مقالت دوم در تدبیر منازل
فصل دوم
چون نوع مردم به ادخار اقوات و ارزاق مضطر است، چنانکه در فصل گذشته یاد کردیم، و بقای بعضی اقوات در زمانی بیشتر ناممکن، پس به جمع مالابد و اقتنای مایحتاج از هر جنسی احتیاج افتاد، تا اگر بعضی اجناس در معرض تلف آید بعضی که از فساد دورتر بود بماند، و به سبب ضرورت معاملات و وجوه اخذ و اعطا، چنانکه در مقاله گذشته گفته ایم، به دینار که حافظ عدالت و مقوم کلی و ناموس اصغر است حاجت بود، و به عزت وجود او و معادلت اندکی از جنس او با بسیاری از دیگر چیزها، مؤونت نقل اقوات از مساکن به مساکن دورتر مکفی شد، بدان وجه که، چون نقل اندک او که قیمت اقوات بسیار بود قائم مقام نقل اقوات بسیار بود، از کلفت و مشقت حمل آن استغنا افتد، و همچنین به رزانت جوهر و استحکام مزاج و کمال ترکیب او که مستدعی بقا بود ثبات و قوام فواید مکتسب صورت بست، چه استحالت و فنای او مقتضی احباط مشقتی بود که در طریق کسب ارزاق و جمع مقتنیات افتاده باشد، و به قول او به نزدیک اصناف امم شمول منفعت او همگنان را منظوم شد، و بدین دقایق حکمت کمالی که در امور معیشت تعلق به طبیعت داشت لطف الهی و عنایت یزدانی از حد قوت به حیز فعل رسانید، و آنچه تعلق به صناعت دارد مانند دیگر امور صناعی با نظر و تدبیر نوع انسانی حواله افتاد.
میرداماد : غزلیات
شماره ۵ - سوز غم تو کرد قضا سرنوشت ما
سوز غم تو کرد قضا سرنوشت ما
رهی معیری : غزلها - جلد اول
شاهد افلاکی
چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
فخرالدین عراقی : آغاز کتاب
سر آغاز - هر که جان دارد و روان دارد
هر که جان دارد و روان دارد
مولوی : رباعیات
رباعی ۸۰۳ - کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد
کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد