آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۸ - منکه پرداخته خانه زاغیار امشب
منکه پرداخته خانه ز اغیار امشب اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۸۱ - سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۵۷ - جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد
جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد ادیب الممالک : غزلیات
شمارهٔ ۶۵ - خطاب به معشوق
دارم سری از خیال در پیش رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۷ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: قُلِ اللَّهُمَّ، مالِکَ الْمُلْکِ... ابن عباس گفت: معاذ بن جبل از مسجد رسول بازماند و نمىشد، رسول او را دید، گفت: یا معاذ! چرا از مسجد باز ماندى و نمىآیى؟ گفت یا رسول اللَّه یوحناى جهود را بر من دینى است، و بر راهم مترصد نشسته و چیزى ندارم که این دین بگذارم، ترسم که اگر بیرون آیم مرا بمسجد نگذارد، و از حضرت تو باز دارد. رسول گفت: یا معاذ! خواهى که اللَّه گردن تو ازین دین آزاد کند، و کار فروبسته بگشاید، بر خوان قُلِ اللَّهُمَّ.. تا آخر هر دو آیت. معاذ گفت، خواندم و اللَّه تعالى آن کار بر من آسان کرد، و دین گذارده شد. و بروایتى دیگر این قصه دین با على ع رفت. رسول اللَّه ص على را گفت: قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ بر خوان آن گه بآخر گوى ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۹۹ - از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان نظام قاری : فهلویات
شماره ۳ - پاچه پاچه که شیت برف انه برد
پاچه پاچه که شیت برف انه برد محمود شبستری : گلشن راز
بخش ۲۰ - جواب به سال دوم
کسی مرد تمام است کز تمامی ملکالشعرای بهار : رباعیات
شماره ۵۵ - چشم فلک است بر ستمگر نگران
چشم فلک است بر ستمگر نگران عطار نیشابوری : دفتر اول
در ترک پندار خود کردن و از صورت درگذشتن و معانی دریافتن فرماید
دلا تا چند سر گردان شمعی فضولی : غزلیات
شماره ۳۱۲ - ز سیر سایه همراه تو ای مه رشکها بردم
ز سیر سایه همراه تو ای مه رشکها بردم احمد شاملو : حدیث بیقراری ماهان
چون فورانِ فحلْمستِ آتش...
یاد مختاری و پوینده اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۵ - اصحاب طلب چون به صفایی برسند
اصحاب طلب چون به صفایی برسند عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۱ - بکشت غمزهٔ آن شوخ بیگناه مرا
بکشت غمزهٔ آن شوخ بیگناه مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۳۳ - چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن
چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۵۷ - تا کیم انتظار فرمایی؟
تا کیم انتظار فرمایی؟ طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۵ - بر کوه غمت بانگ زدم، بانگ به من زد
بر کوه غمت بانگ زدم، بانگ به من زد صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۵۰۱ - وصلالوصل
ز وصلالوصل گویم با تو حالی فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - تا چند به فکر خودپرستی بودن!
تا چند به فکر خودپرستی بودن! صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۵۹ - کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
شماره ۷۸ - منکه پرداخته خانه زاغیار امشب
منکه پرداخته خانه ز اغیار امشب اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۸۱ - سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی
سوخت دل از ناله ام چند خروشد کسی اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۵۵۷ - جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد
جنون فسرده دلم را طبیب خواهد شد ادیب الممالک : غزلیات
شمارهٔ ۶۵ - خطاب به معشوق
دارم سری از خیال در پیش رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۷ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: قُلِ اللَّهُمَّ، مالِکَ الْمُلْکِ... ابن عباس گفت: معاذ بن جبل از مسجد رسول بازماند و نمىشد، رسول او را دید، گفت: یا معاذ! چرا از مسجد باز ماندى و نمىآیى؟ گفت یا رسول اللَّه یوحناى جهود را بر من دینى است، و بر راهم مترصد نشسته و چیزى ندارم که این دین بگذارم، ترسم که اگر بیرون آیم مرا بمسجد نگذارد، و از حضرت تو باز دارد. رسول گفت: یا معاذ! خواهى که اللَّه گردن تو ازین دین آزاد کند، و کار فروبسته بگشاید، بر خوان قُلِ اللَّهُمَّ.. تا آخر هر دو آیت. معاذ گفت، خواندم و اللَّه تعالى آن کار بر من آسان کرد، و دین گذارده شد. و بروایتى دیگر این قصه دین با على ع رفت. رسول اللَّه ص على را گفت: قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ بر خوان آن گه بآخر گوى ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۹۹ - از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان نظام قاری : فهلویات
شماره ۳ - پاچه پاچه که شیت برف انه برد
پاچه پاچه که شیت برف انه برد محمود شبستری : گلشن راز
بخش ۲۰ - جواب به سال دوم
کسی مرد تمام است کز تمامی ملکالشعرای بهار : رباعیات
شماره ۵۵ - چشم فلک است بر ستمگر نگران
چشم فلک است بر ستمگر نگران عطار نیشابوری : دفتر اول
در ترک پندار خود کردن و از صورت درگذشتن و معانی دریافتن فرماید
دلا تا چند سر گردان شمعی فضولی : غزلیات
شماره ۳۱۲ - ز سیر سایه همراه تو ای مه رشکها بردم
ز سیر سایه همراه تو ای مه رشکها بردم احمد شاملو : حدیث بیقراری ماهان
چون فورانِ فحلْمستِ آتش...
یاد مختاری و پوینده اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۵ - اصحاب طلب چون به صفایی برسند
اصحاب طلب چون به صفایی برسند عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۱ - بکشت غمزهٔ آن شوخ بیگناه مرا
بکشت غمزهٔ آن شوخ بیگناه مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۳۳ - چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن
چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن کمالالدین اسماعیل : غزلیات
شماره ۱۵۷ - تا کیم انتظار فرمایی؟
تا کیم انتظار فرمایی؟ طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۲۵ - بر کوه غمت بانگ زدم، بانگ به من زد
بر کوه غمت بانگ زدم، بانگ به من زد صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۵۰۱ - وصلالوصل
ز وصلالوصل گویم با تو حالی فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۲۶ - تا چند به فکر خودپرستی بودن!
تا چند به فکر خودپرستی بودن! صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۵۹ - کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟